واژگان ضروری برای GRE - اندروید پارانوئید

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد کامپیوتر و اینترنت، مانند "اسب تروجان"، "خراب"، "روتر"، و غیره که برای آزمون GRE مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
analog [صفت]
اجرا کردن

آنالوگ

Ex:

ساعت آنالوگ روی دیوار ثانیه‌ها را می‌شمرد، عقربه‌هایش به نرمی روی صفحه می‌چرخیدند.

اجرا کردن

اسب تروآ (رایانه و فناوری اطلاعات)

Ex: She unknowingly downloaded a trojan horse that compromised her data .

او ناخواسته یک اسب تروجان دانلود کرد که داده‌هایش را به خطر انداخت.

source code [اسم]
اجرا کردن

کد منبع

Ex: She wrote the source code to implement the new feature .

او کد منبع را برای پیاده‌سازی ویژگی جدید نوشت.

اجرا کردن

احراز هویت

Ex: Before you can log in , the system must authenticate your device .

قبل از اینکه بتوانید وارد شوید، سیستم باید دستگاه شما را احراز هویت کند.

to boot [فعل]
اجرا کردن

راه انداختن (کامپیوتر)

Ex: We booted the laptop , excited to watch the latest movie release .
اجرا کردن

نسخه بتا

Ex: They invited a select group of users to try the beta version .

آن‌ها گروهی انتخاب‌شده از کاربران را برای امتحان نسخه بتا دعوت کردند.

bootstrap [اسم]
اجرا کردن

بوت‌استرپ

Ex: The term " bootstrap " is also used in the context of bootstrapping algorithms , which use a simple initial estimate to iteratively improve a solution .

اصطلاح "بوت‌استرپ" همچنین در زمینه الگوریتم‌های بوت‌استرپ استفاده می‌شود، که از یک تخمین اولیه ساده برای بهبود تکراری یک راه‌حل استفاده می‌کنند.

cache [اسم]
اجرا کردن

حافظه پنهان

Ex: A large cache of data improves overall system efficiency .

یک حافظه پنهان بزرگ داده، کارایی کلی سیستم را بهبود می‌بخشد.

clipboard [اسم]
اجرا کردن

کلیپ‌بورد

Ex: You can access the clipboard history to retrieve previously copied items .

شما می‌توانید به تاریخچه کلیپ‌بورد دسترسی پیدا کنید تا موارد قبلاً کپی شده را بازیابی کنید.

اجرا کردن

سازگاری

Ex: The team worked to resolve compatibility problems between the old and new systems .

تیم برای حل مشکلات سازگاری بین سیستم‌های قدیمی و جدید کار کرد.

اجرا کردن

پیکربندی

Ex: A custom configuration was designed to meet the project ’s specific needs .

یک پیکربندی سفارشی طراحی شد تا نیازهای خاص پروژه را برآورده کند.

to corrupt [فعل]
اجرا کردن

خراب کردن (داده‌های کامپیوتری)

Ex: The hacker attempted to corrupt the company 's security system .

هکر سعی کرد سیستم امنیتی شرکت را خراب کند.

cyberspace [اسم]
اجرا کردن

فضای مجازی

Ex: Cyberspace presents both opportunities and challenges for businesses looking to expand their online presence .

فضای مجازی هم فرصت‌ها و هم چالش‌هایی را برای کسب‌وکارهایی که به دنبال گسترش حضور آنلاین خود هستند، ارائه می‌دهد.

diagnostic [اسم]
اجرا کردن

تشخیص

Ex: Before making repairs , the engineer performed a diagnostic on the equipment .

قبل از انجام تعمیرات، مهندس یک تشخیص روی تجهیزات انجام داد.

اجرا کردن

تجزیه کردن

Ex: To recover lost data , the technician disassembled the corrupted database file to extract and reconstruct its contents .

برای بازیابی داده‌های از دست رفته، تکنسین فایل پایگاه داده خراب را تجزیه کرد تا محتوای آن را استخراج و بازسازی کند.

dongle [اسم]
اجرا کردن

دانگل

Ex: Wireless mouse and keyboard sets often come with a dongle for easy connection to a computer .

مجموعه‌های موس و صفحه‌کلید بی‌سیم اغلب با یک دانگل برای اتصال آسان به کامپیوتر ارائه می‌شوند.

router [اسم]
اجرا کردن

روتر

Ex: The new router provides faster speeds and better range .

روتر جدید سرعت‌های بالاتر و محدوده بهتر ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

حافظه فقط خواندنی

Ex:

در ابزارهای علمی، حافظه فقط خواندنی اغلب برای ذخیره داده‌های کالیبراسیون و پارامترهای عملیاتی خاص استفاده می‌شود.

اجرا کردن

پراکسی سرور

Ex: A proxy server helps protect user identities by masking their IP addresses when accessing websites .

یک سرور پراکسی با پنهان کردن آدرس‌های IP کاربران هنگام دسترسی به وب‌سایت‌ها، به محافظت از هویت آن‌ها کمک می‌کند.

piracy [اسم]
اجرا کردن

دزدی دریایی

Ex: Movie studios and production companies suffer financial losses due to piracy , affecting their ability to fund future projects .

استودیوهای فیلم و شرکت‌های تولید به دلیل دزدی دریایی متحمل ضررهای مالی می‌شوند، که بر توانایی آن‌ها در تأمین مالی پروژه‌های آینده تأثیر می‌گذارد.

patch [اسم]
اجرا کردن

پچ

Ex: The game developer released a patch to address bugs reported by players .

توسعه‌دهنده بازی یک پچ برای رفع باگ‌های گزارش شده توسط بازیکنان منتشر کرد.

open-source [صفت]
اجرا کردن

متن‌باز

Ex:

برنامه‌های منبع باز اغلب دارای جوامع بزرگ و فعال کاربران هستند.

overload [اسم]
اجرا کردن

اضافه بار

Ex: The technician inspected the panel for signs of overload .

تکنسین پنل را برای علائم اضافه بار بررسی کرد.

malicious [صفت]
اجرا کردن

(نرم‌افزار یا کد کامپیوتری) مخرب

Ex: Her computer was infected with a malicious worm that corrupted files .

کامپیوتر او با یک کرم بدخواه آلوده شد که فایل‌ها را خراب کرد.

intranet [اسم]
اجرا کردن

اینترانت

Ex: The intranet calendar helps teams coordinate schedules and plan meetings efficiently .

تقویم اینترانت به تیم‌ها کمک می‌کند تا برنامه‌ها را هماهنگ کرده و جلسات را به‌صورت کارآمد برنامه‌ریزی کنند.

interface [اسم]
اجرا کردن

رابط (رایانش)

Ex: The interface allows users to interact with the computer using a combination of mouse clicks and keyboard shortcuts .

رابط به کاربران اجازه می‌دهد تا با استفاده از ترکیبی از کلیک‌های ماوس و میانبرهای صفحه‌کلید با کامپیوتر تعامل داشته باشند.

to encrypt [فعل]
اجرا کردن

رمزنگاری کردن

Ex: They encrypted the email attachments before sending them over the internet .

آنها پیوست‌های ایمیل را قبل از ارسال از طریق اینترنت رمزگذاری کردند.

codec [اسم]
اجرا کردن

یک کدک

Ex: The software update included a new codec for enhanced video playback .

به‌روزرسانی نرم‌افزار شامل یک کدک جدید برای پخش پیشرفته‌تر ویدیو بود.

firmware [اسم]
اجرا کردن

ثابت‌افزار

Ex: After the firmware was flashed , the device started functioning correctly .

پس از فلش شدن فرمور، دستگاه به درستی شروع به کار کرد.

to generate [فعل]
اجرا کردن

تولید اطلاعات کردن

Ex: The software generates synthetic data to augment the training dataset for neural network models .

نرم‌افزار داده‌های مصنوعی را تولید می‌کند تا مجموعه داده‌های آموزشی برای مدل‌های شبکه عصبی را افزایش دهد.

clock speed [اسم]
اجرا کردن

سرعت ریزپردازنده

Ex: When comparing CPUs , clock speed is an important specification to consider .

هنگام مقایسه پردازنده‌ها، سرعت کلاک مشخصه‌ای مهم است که باید در نظر گرفته شود.

byte [اسم]
اجرا کردن

بایت (کامپیوتر)

Ex: The video file size is 2 gigabytes , consisting of approximately 16 billion bytes of information .

حجم فایل ویدیویی 2 گیگابایت است، متشکل از حدود 16 میلیارد بایت اطلاعات.

binary [اسم]
اجرا کردن

باینری

Ex: Understanding binary helps in learning how computers work at a basic level.

درک دودویی به یادگیری نحوه کار کامپیوترها در سطح پایه کمک می‌کند.

read-only [صفت]
اجرا کردن

فقط خواندنی

Ex: The manual was available online in a read-only version .

راهنما به صورت آنلاین در یک نسخه فقط خواندنی در دسترس بود.

to rip [فعل]
اجرا کردن

استخراج کردن

Ex: They spent the weekend ripping their entire DVD collection to their external hard drive to save space .

آنها آخر هفته را صرف رپ کردن کل مجموعه دی‌وی‌دی خود به هارد دیسک خارجی کردند تا فضا ذخیره شود.

stack [اسم]
اجرا کردن

پشته

Ex: To retrieve the last item added , the program pops it off the stack .

برای بازیابی آخرین آیتم اضافه شده، برنامه آن را از پشته خارج می‌کند.

اجرا کردن

عیب‌یابی

Ex:

دیروز او مشکل پرینتر را رفع کرد.

اجرا کردن

حافظه دسترسی تصادفی

Ex:

مرورگرهای وب به حافظه دسترسی تصادفی برای ذخیره داده‌های موقت مانند محتوای وب‌سایت و تب‌های مرورگر متکی هستند.

اجرا کردن

واسط گرافیکی کاربر

Ex: The graphical user interface features intuitive icons and menus .

رابط کاربری گرافیکی شامل آیکون‌ها و منوهای شهودی است.