مقادیر - سرعت
کشف اصطلاحات انگلیسی مربوط به سرعت با مثال هایی مانند "با سرعت برق" و "مثل باد دویدن".
مرور
فلشکارتها
آزمون
in a rapid and nonstop way

تند و بیوقفه, مثل مسلسل
بچهها بعد از سفر تند و بیوقفه حرف میزدند.
extremely low in speed

لاکپشتی, خیلی کند
ترافیک تا فرودگاه لاکپشتی پیش میرفت.
very low in speed

خیلی کند, لاکپشتی
وقتی حافظه تقریباً پر میشود، گوشیام خیلی کند میشود.
with very high speed

با سرعت زیاد, بهسرعت چشمگیر
شهر در دهه گذشته با سرعت زیادی تغییر کرده است.
in a speedy and intense way

سریع و پرشدت, با شتابی نفسگیر
به محض پخش شدن تبلیغ، سفارشها با شتابی نفسگیر شروع به آمدن کردند.
with extremely high speed

با سرعت برق, فوقالعاده سریع
گزارش را با سرعت برق تمام کرد و با این حال هیچ اشتباهی نداشت.
in extremely high speed

مثل برق, با سرعت برق
به سؤال آخر مثل برق جواب داد.
with great speed

با سرعت دیوانهوار, مثل فرفره
موتور با سرعت دیوانهوار در جاده پیش رفت.
in a very quick way

خیلی سریع, با سرعت زیاد
اسب با سرعت زیاد از میان دشت تاخت.
used to say that a vehicle is driven with great speed

تخته گاز, با تمام سرعت
در خیابان مسکونی تخته گاز نرو.
to run with a lot of speed

خیلی سریع دویدن, با تمام سرعت دویدن
پسرک خیلی سریع از زمین بازی رد شد.
movements or actions that happen with a lot of speed

سریع و گذرا, چابک و فوری
توقف پیک سریع و گذرا بود: بسته را داد، امضا گرفت و رفت.
in a manner that is very fast

خیلی سریع, مثل برق
سگ خیلی سریع از پلهها بالا دوید.
very quickly and in large amounts, especially when gaining or losing money
as soon or fast as one can

با تمام سرعت, تا جایی که میشود سریع
دوچرخهسوارها با تمام سرعت از تپه پایین آمدند.
