a sweet alcoholic beverage made from a mix of herbs, fruits, and different spices

لیکور (نوعی نوشیدنی الکلی)
آنها سالگرد خود را با نان تست شامپاین و لیکور تمشک جشن گرفتند.
any kind of alcoholic drink made through the process of heating and cooling, such as whiskey, vodka, rum, gin, and tequila

نوشیدنی الکلی, لیکور
او از چشیدن یک لیوان شراب قرمز خوب به عنوان انتخاب ترجیحی خود از نوشیدنی الکلی لذت میبرد.
to clear one's debt

بدهی خود را تسویه کردن
پس از دریافت پاداش، او توانست مانده بدهی کارت اعتباری خود را تسویه کند.
to change from a solid state and become fluid or liquid

آب شدن
دانشمند یک ترکیب شیمیایی جدید کشف کرد که توانایی مایع شدن در دمای اتاق را دارد.
an order issued by a judge that authorizes the police to take specific actions

حکم, مجوز، دستور (قانونی)
دستور به پلیس اختیار داد تا فرد را به اتهام جرم دستگیر کند.
feeling or showing caution and attentiveness regarding possible dangers or problems

مراقب, حواسجمع، محتاط
او پس از قربانی شدن در گذشته، از کلاهبرداریهای آنلاین هشیار باقی ماند.
in a careful manner, with a sense of caution and suspicion

محتاطانه, بااحتیاط
کارآگاه با احتیاط به صحنه جرم نزدیک شد، مراقب هر گونه شواهد بالقوه بود.
to assist or encourage someone to do something, particularly in committing a wrongdoing or crime

همدستی کردن, تشویق کردن (به عمل نادرست)
همدست، دزد را در سرقت تحریک کرد.
in or to bed

در رختخواب
لالایی به خواباندن بچه در تخت کمک کرد.
a feeling of satisfaction caused by the fulfillment of a desire

خشنودی
تصمیم او برای دنبال کردن عشقش به موسیقی برای او احساس عمیقی از رضایت به ارمغان آورد.
to give a person happiness, fulfillment, or satisfaction

خشنود کردن
بازخورد مثبت مخاطبان، اجراکننده را خشنود کرد، با این دانستن که تلاشهایشان قدردانی شده است.
without costing anything

رایگان
موسیقیدان یک کنسرت ویژه رایگان برای رویداد خیریه محلی اجرا کرد.
offered without payment

مجانی, مفت
فروشگاه نمونههای رایگان محصول جدید خود را برای جذب مشتریان توزیع کرد.
a payment or gift given willingly as a way of repaying kindness

پاداش
شرکت به او انعام داد هنگام بازنشستگی.
a figure of speech that compares two unrelated things to highlight their similarities and convey a deeper meaning

استعاره
در رمان، طوفان یک استعاره برای هرج و مرج در زندگی قهرمان داستان است.
a field of science, dealing with metals and how to utilize them

متالورژی, فن استخراج و ذوب فلزات
متالورژی در صنایعی مانند هوافضا، تولید خودرو و ساختوساز نقش حیاتی ایفا میکند.
to undergo a complete transformation in form, structure, or appearance

تغییر شکل دادن
با گذشت زمان، روستای کوچک به یک شهر شلوغ تبدیل شد.
in a manner that uses a word or phrase to convey a meaning beyond its literal interpretation

به صورت استعاری, استعاری
او خشم خود را به عنوان آتشی که در درونش میسوزد توصیف کرد، به طور استعاری صحبت کرد.
a branch of philosophy that deals with abstract concepts such as existence or reality

متافیزیک, فلسفه فراطبیعی، مابعدالطبیعه
بسیاری از فیلسوفان باستانی، مانند افلاطون و ارسطو، سهم قابل توجهی در زمینه متافیزیک داشتند.
