tasting or smelling very good

دلپذیر
پیتزای خانگی او ترکیبی خوشمزه از تاپینگهای خوش طعم و پنیر چسبنده بود.
the act of finding satisfaction and pleasure in something

لذت, حظ
نویسنده از خلق داستانهایی که خوانندگان را مجذوب میکرد و تخیل آنها را برمیانگیخت، لذت برد.
to assign or entrust a task or responsibility to someone else, often as a representative

مسئولیت دادن
سفیر برای مذاکره در مورد شرایط توافقنامه واگذار شد.
inflicting damage or harm on someone or something

زیانآور
مواد شیمیایی اثرات مضر بر باروری خاک دارند.
clumsy or awkward in movement or behavior due to a lack of skill

ناشیانه, ناشی
یک پاسخ ناشیانه به انتقاد میتواند درگیری را تشدید کند.
any physical problem that might put one's health in danger

بیماری, مرض، اختلال
روستای قرون وسطایی توسط یک بیماری که به سرعت گسترش یافت، مورد هجوم قرار گرفت و باعث بیماری گسترده و مرگ شد.
a feeling of being physically ill and irritated without knowing the reason

بیمارگونگی, بیحالی
پس از بهبودی از آنفلوانزا، او بیحالی مداومی را تجربه کرد که بازگشت به روال عادی را برایش دشوار ساخت.
the humorous and incorrect use of a word that sounds similar to the intended word

استفاده نادرست از واژگان, اشتباه لپی
اشتباه لفظی معلم، وقتی که گفت "قانون عرضه و تقاضا" به جای "قانون عرضه و تقاضا"، منجر به لحظهای شاد در کلاس شد.
the everyday language spoken by a particular group of people in a specific region or community

گویش بومی, گویش محلی
نمایشنامهنویس به مهارت گفتار محلی را در دیالوگ شخصیتها گنجاند.
representing anything young and fresh

سرزنده, شاداب
اشعار شاعر بازتابی از خوشبینی بهاری بود که روح امید و تجدید جوانی را به تصویر میکشید.
prone to change or alteration

تطبیقپذیر
تنظیمات ماشین چندمنظوره است و امکان تغییرات مکرر را فراهم میکند.
to come together or grow into a unified mass or cluster

متراکم شدن
با گذشت زمان، تفالههای قهوه در فرنچ پرس جمع میشوند و یک لجن غلیظ در ته آن ایجاد میکنند.
to gather into a group or a whole

متراکم شدن
در کنفرانس، متخصصان از زمینههای مختلف جمع میشوند تا دانش و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.
to make a person or thing seem more important or impressive than they actually are

بزرگنمایی کردن
او با بزرگنمایی دستاوردهایش خود را بزرگ میکند.
the card in a set of card games with a picture of a young man printed on it, which is typically the lowest-ranking face card

سرباز (پاسور)
بازیکنی که غلام را در دست دارد اغلب میتواند بر نتیجه یک دور تأثیر بگذارد.
a deceiving and unjust action

رذالت
عضو کنگره پس از دستکاری اسناد برای انتقال تقصیر در یک رسوایی مالی، به حقهبازی سیاسی متهم شد.
to choose the direction of and guide a vehicle, ship, etc., especially by using a map

مسیریابی کردن
ناوبر به راننده آموزش داد که چگونه از میان مناظر و زمینهای متنوع عبور کند.
