a deep and personal connection between individuals, often emotional or psychological

صمیمیت, نزدیکی
جلسات درمانی به ایجاد صمیمیت بین مشاور و مراجع کمک کردند.
a subtle suggestion or hint about something

نشانه, اشاره
استفاده نویسنده از تصاویر زنده یک اشاره به احساسات نهفته در داستان بود.
to make someone feel afraid or nervous

ترساندن
حضور افسر پلیس، متهم را ترساند و به اعتراف به جرم منجر شد.
to captivate someone completely

مسحور کردن, شیفته کردن
او مسحور زیبایی غروب آفتاب شده بود.
to elevate someone to an important, powerful position

به بالاترین مقام رساندن
پس از ارزیابی دقیق صلاحیتهای او، مدیریت دانشگاه تصمیم گرفت پروفسور جانسون را به عنوان رئیس دانشکده منصوب کند.
to express passion or excitement about something

شوق و ذوق نشان دادن
طرفدار پرشور نمیتوانست از اشتیاق نشان دادن به تیم ورزشی مورد علاقهاش پس از پیروزی بزرگشان دست بکشد.
having or showing intense excitement, eagerness, or passion for something

مشتاق
به عنوان یک شرکتکننده پرشور در کارگاه، او سوالات زیادی بینشآمیز پرسید.
to make someone do something specific, often by offering something attractive

اغوا کردن, فریفتن
عطر شیرین کلوچههای در حال پخت مرا به آشپزخانه فریفت.
any supporting or complementary element that enhances or completes something else

ضمیمه
تزئینات پر جنب و جوش و بادکنکهای رنگارنگ به عنوان همراهی عالی برای فضای جشن تولد عمل کردند.
to provide musical support for a singer or another musician

همنوازی کردن, همخوانی کردن
گیتاریست با آکوردهای ملودیک در طول آهنگ به خواننده همراهی خواهد کرد.
someone who helps another to commit a crime or do a wrongdoing

همدست, شریک جرم
محققان شواهدی را کشف کردند که او را به جرم مرتبط میکرد و نقش او را به عنوان همدست تثبیت کرد.
to complete a task or project successfully

به اتمام رساندن
سازمان به انجام رساند ایجاد یک برنامه بازیافت برای ترویج پایداری و کاهش زباله.
to shout or speak loudly

با صدای بلند ادا کردن
معترضان در خارج از ساختمان دولت شعارها را فریاد میزدند.
expressing feelings or opinions, loudly and forcefully

با صدای بلند (نظر خود را اعلام کردن), پرسروصدا
گزارشگران تظاهرات را به عنوان نمایشهای پرسر و صدا توصیف کردند که در آن جمعیت به مدت چند ساعت با شدت شعار میدادند.
to verbally express deep sadness over a loss or unfortunate situation

نوحه خواندن, سوگواری کردن
سوگواران جمع شدند تا مرثیه سر دهند به مرگ غمانگیز رهبر جامعهشان.
an expression of deep sorrow, often through crying or wailing

زاری, ضجه
همزمان با پخش خبر سربازان کشته شده، ناله جمعی کل روستا را فرا گرفت.
to come or be combined together

پیوستن
رودخانهها به هم پیوستند تا بدنه آبی بزرگتری تشکیل دهند که منبع حیاتی حمل و نقل و آبیاری برای منطقه فراهم کند.
pertaining to marriage or the bond and rights shared by spouses

ازدواجی
زندان ملاقاتهای زوجی را برای حفظ پیوندهای خانوادگی اعطا کرد.
(grammar) to show how a verb changes depending on number, person, tense, etc.

صرف کردن (دستورزبان)
استاد زبانشناسی توضیح داد که چگونه زبانهای مختلف افعال را بر اساس ساختارهای دستوری خود به طور متفاوتی صرف میکنند.
a list or an arrangement of inflected forms of a verb

حالتهای صرفشده (یک فعل)
یادگیری صرفهای نامنظم فعل 'tener' در اسپانیایی میتواند چالشبرانگیز باشد.
