requiring a great deal of time and energy

پرزحمت, طاقتفرسا
باستانشناسان درگیر کار طاقتفرسای حفاری دقیق ویرانههای باستانی شدند و هر کشف را در طول راه مستند کردند.
a structure with confusing or interconnected passages and paths

هزارتو, ماز
خیابانهای باریک شهر یک هزارتو تشکیل میدادند، که حتی مسافران باتجربهترین را نیز گیج میکرد.
complicated or difficult to follow, like a maze

شبیه هزارتو, پیچوخمدار
دیوانسالاری دولت پرپیچوخم بود، با فرمها و رویههای بیپایانی که باید طی میشد.
bottomless in extent

ژرف, عمیق
او به پرتگاه تاریکی غار خیره شد.
a very deep or seemingly bottomless hole or gorge in the earth or sea

مغاک
پرتگاه به نظر میرسید تمام نور را میبلعد، و تنها تاریکی را باقی میگذارد.
not showing the amount of seriousness needed toward a serious matter by trying to seem clever and humorous

جلف, سَبُک، لوس، لوده
شوخیهای بیخود مدیر کمکی به رفع نگرانیهای تیم نکرد.
achieved or performed without much effort

آسان, سهل
ضربات قلم موی هنرمند آسان بود، به راحتی جوهر صحنه را ثبت میکرد.
to help something, such as a process or action, become possible or simpler

تسهیل کردن
ما یک تیم اختصاصی داریم که فرآیند تسهیل پذیرش کارکنان جدید را انجام میدهد.
ease and skill in performing a task or activity without difficulty

مهارت, چیرهدستی، زبردستی
سهولت او در زبانها معلمان را تحت تأثیر قرار داد.
to forcibly pull or take something, often from someone's grasp

به زور گرفتن, غصب کردن
شورشیان سعی کردند کنترل شهر را از نیروهای دولتی بگیرند.
to twist or pull something hard and suddenly to detach it from where it is fixed

کندن, ناگهان درآوردن
او علف هرز را از زمین کَند، مصمم به پاکسازی باغ.
to cause or inflict damage, harm, or destruction, often with great force or intensity

باعث مصیبت شدن
توفان ویرانی به بار آورد در شهر ساحلی، باعث خسارات گسترده به ساختمانها و زیرساختها شد.
extreme anger or strong resentment, often accompanied by a desire for vengeance or harming oneself and others

خشم (گناه کبیره)
وزیر به مردم هشدار داد که از پرورش خشم در دلهای خود بپرهیزند و به جای آن بخشش را تمرین کنند.
to have a noisy and intense argument

دادوبیداد کردن, دعوا کردن
خواهر و برادرها به مشاجره درباره تقسیم کارهای خانه ادامه دادند و در خانه سر و صدا ایجاد کردند.
speaking or behaving in a clear, honest, and direct manner

صریح, روراست
پاسخهای صریح سیاستمدار به سوالات سخت در طول مناظره بسیاری از بینندگان را تحت تأثیر قرار داد.
the habit of speaking truthfully and directly without evasion

صراحت, خلوص، رکگویی
صراحت او در طول مصاحبه هیئت را تحت تأثیر قرار داد.
regarding neurons, which are the basic building blocks of the nervous system

عصبی
محققان یک مسیر عصبی جدید را کشف کردند که در فرآیندهای تصمیمگیری نقش دارد.
to collect various things, like information, objects, etc.

جمعآوری کردن
دانشمند نمونههای زیادی از میدان جمعآوری کرد، که او در آزمایشگاه خود تحلیل خواهد کرد.
to make food look more delicious by decorating it

تزیین کردن (غذا)
آشپز در آشپزخانه در حال تزئین سوپ با مقداری جعفری خرد شده است.
