واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 9

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
eccentric [صفت]
اجرا کردن

غیر عادی

Ex: The eccentric billionaire spent his fortune on bizarre inventions .

میلیاردر عجیب و غریب ثروت خود را صرف اختراعات عجیب و غریب کرد.

اجرا کردن

رفتار غیرعادی

Ex: Despite his eccentricity , he was beloved by his community for his kindness and generosity .

علیرغم عجیب و غریب بودنش، او به خاطر مهربانی و سخاوتش مورد علاقه جامعه خود بود.

gullibility [اسم]
اجرا کردن

ساده‌لوحی

Ex: The con artist took advantage of her gullibility by selling her a fake product with false promises of miraculous results .

کلاهبردار از ساده‌لوحی او سوء استفاده کرد و با وعده‌های دروغین از نتایج معجزه‌آسا، محصولی تقلبی به او فروخت.

gullible [صفت]
اجرا کردن

ساده‌لوح

Ex: Despite warnings from friends , he remained gullible to the promises of get-rich-quick schemes .

علیرغم هشدارهای دوستان، او نسبت به وعده‌های طرح‌های پولدار شدن سریع ساده‌لوح باقی ماند.

venturesome [صفت]
اجرا کردن

ماجراجو

Ex: His venturesome nature led him to participate in extreme sports like skydiving , rock climbing , and white-water rafting .

طبیعت ماجراجویانه او را به شرکت در ورزش‌های شدید مانند چتربازی، صخره‌نوردی و قایق‌سواری در آب‌های خروشان سوق داد.

to barrage [فعل]
اجرا کردن

(با سوالات بسیار) بمباران کردن

Ex: She was barraged with emails following the product launch .

او پس از راه‌اندازی محصول با ایمیل‌ها بمباران شد.

barren [صفت]
اجرا کردن

بایر

Ex: The war-torn region was left barren and scarred , with buildings reduced to rubble and infrastructure destroyed .

منطقه جنگ‌زده بی‌حاصل و زخمی رها شد، با ساختمان‌هایی که به آوار تبدیل شده‌اند و زیرساخت‌ها نابود شده‌اند.

barrister [اسم]
اجرا کردن

وکیل دادگستری

Ex: In the British legal system , barristers are distinguished from solicitors by their role as advocates who represent clients in court .

در نظام حقوقی بریتانیا، وکلا از سولیسیترها به دلیل نقششان به عنوان مدافعانی که از موکلان در دادگاه دفاع می‌کنند، متمایز می‌شوند.

indicant [اسم]
اجرا کردن

نشان‌دهنده

Ex: The high crime rate in the area was an indicant of the underlying social issues .

نرخ بالای جرم در منطقه یک نشانگر از مسائل اجتماعی زیربنایی بود.

indicator [اسم]
اجرا کردن

مقیاس

Ex: Blood pressure is an important indicator of overall health .

فشار خون یک شاخص مهم از سلامت کلی است.

to indict [فعل]
اجرا کردن

متهم کردن

Ex: Last year , the authorities successfully indicted the alleged hacker for cybercrimes .

سال گذشته، مقامات با موفقیت هکر ادعایی را به دلیل جرایم سایبری متهم کردند.

indictment [اسم]
اجرا کردن

اتهام

Ex: The prosecutor presented compelling evidence to secure the indictment of the alleged perpetrator .

دادستان شواهد قانع کننده‌ای را برای تضمین اتهام متهم ارائه داد.

اجرا کردن

مبهم کردن

Ex: Marketing ads sometimes obfuscate the product 's drawbacks .

تبلیغات بازاریابی گاهی اوقات مبهم می‌کنند معایب محصول را.

obfuscation [اسم]
اجرا کردن

ابهام

Ex: The writer 's deliberate obfuscation of the plot created a sense of mystery but left readers confused and frustrated .

مبهم‌سازی عمدی طرح توسط نویسنده حس رمز و رازی ایجاد کرد اما خوانندگان را سردرگم و ناامید گذاشت.

wile [اسم]
اجرا کردن

فریب

Ex: The spy relied on her clever wiles to gather valuable information without raising suspicion .

جاسوس به حیله‌های هوشمندانه خود اعتماد کرد تا اطلاعات ارزشمندی را بدون ایجاد شک جمع‌آوری کند.

wily [صفت]
اجرا کردن

مکار

Ex: The wily fox evaded capture by setting up clever traps and misleading its pursuers .

روباه زیرک با تنظیم تله‌های هوشمند و گمراه کردن تعقیب‌کنندگانش از دستگیری فرار کرد.

to abort [فعل]
اجرا کردن

سقط جنین کردن

Ex: She had to abort the pregnancy due to serious health risks .

او مجبور شد به دلیل خطرات جدی برای سلامت، بارداری را سقط کند.

abortive [صفت]
اجرا کردن

بی‌نتیجه

Ex: His abortive attempt to start a business left him deeply in debt and discouraged .

تلاش ناموفق او برای شروع یک کسب و کار او را عمیقاً بدهکار و دلسرد کرد.

jeremiad [اسم]
اجرا کردن

نوحه

Ex: The writer 's article was a lengthy jeremiad about the decline of moral values in society .

مقاله نویسنده یک شکایت طولانی در مورد افول ارزش‌های اخلاقی در جامعه بود.