واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 5

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
navel [اسم]
اجرا کردن

ناف

Ex: She wore a crop top that revealed a small , delicate navel piercing .

او یک تاپ کوتاه پوشیده بود که یک پیرسینگ کوچک و ظریف در ناف را نشان می‌داد.

naval [صفت]
اجرا کردن

مربوط به نیروی دریایی

Ex: Naval operations include missions such as search and rescue and anti-piracy efforts .

عملیات دریایی شامل مأموریت‌هایی مانند جستجو و نجات و تلاش‌های ضد دزدی دریایی می‌شود.

nautical [صفت]
اجرا کردن

مربوط به دریانوردی

Ex: The book provided a comprehensive guide to nautical knots and their practical applications .

کتاب راهنمای جامعی از گره‌های دریایی و کاربردهای عملی آنها ارائه داد.

quadrate [صفت]
اجرا کردن

چهارگوش

Ex: Botanists noticed many plant cells exhibited a definitive quadrate shape when viewed under a microscope .

گیاه‌شناسان متوجه شدند که بسیاری از سلول‌های گیاهی تحت میکروسکوپ شکل چهارگوش مشخصی را نشان می‌دهند.

اجرا کردن

چهار برابر کردن

Ex: The government aims to quadruple the funding for education programs in the next five years .

دولت قصد دارد بودجه برنامه‌های آموزشی را در پنج سال آینده چهار برابر کند.

wizened [صفت]
اجرا کردن

چروکیده

Ex:

اگرچه بدنش چروکیده بود، روحش جوان و پر از انرژی باقی ماند.

anagram [اسم]
اجرا کردن

وارو واژه

Ex: English teachers challenge students to analyze a poem and find its anagrams, hidden meanings revealed through rearranged letters.

معلمان انگلیسی دانش‌آموزان را به چالش می‌کشند تا یک شعر را تحلیل کنند و آناگرامهای آن را پیدا کنند، معانی پنهانی که از طریق بازچینش حروف آشکار می‌شوند.

analogous [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex: The patterns of behavior in different animal species can be analogous , revealing common instincts and adaptations .

الگوهای رفتار در گونه‌های مختلف حیوانات می‌توانند مشابه باشند، که غرایز و سازگاری‌های مشترک را نشان می‌دهند.

analogy [اسم]
اجرا کردن

مقایسه

Ex: The teacher drew an analogy between the heart and a pump .

معلم بین قلب و پمپ یک قیاس کشید.

eclat [اسم]
اجرا کردن

(موفقیت) بزرگ

Ex: The company 's new product launch was a success , receiving eclat in the market and generating significant sales .

راه‌اندازی محصول جدید شرکت موفقیت‌آمیز بود، با دریافت éclat در بازار و ایجاد فروش قابل توجه.

eclectic [صفت]
اجرا کردن

گلچین‌شده

Ex: Her wardrobe was eclectic , mixing designer pieces with thrift store finds for a unique look .

کمد لباس او انتخابی بود، که قطعات طراحان را با یافته‌های فروشگاه‌های دست دوم برای ظاهری منحصر به فرد ترکیب می‌کرد.

eclipse [اسم]
اجرا کردن

کسوف/خسوف

Ex: The upcoming eclipse is expected to attract thousands of astronomers .
gaiety [اسم]
اجرا کردن

شادمانی

Ex: Despite obstacles , she maintained a spirit of optimism , warmth and gaiety .

علیرغم موانع، او روحیه خوشبینی، گرمی و شادمانی را حفظ کرد.

gaily [قید]
اجرا کردن

با خوشحالی

Ex: The birds chirped gaily in the morning sunlight .

پرندگان در نور آفتاب صبح شادمانه آواز می‌خواندند.

witticism [اسم]
اجرا کردن

لطیفه

Ex: During the meeting , he lightened the mood with a well-timed witticism that broke the tension .

در طول جلسه، او با یک شوخی به موقع که تنش را شکست، جو را سبک کرد.

witty [صفت]
اجرا کردن

سریع و با ذکاوت (در صحبت کردن)

Ex: The comedian 's witty observations about everyday life resonated with the audience .

مشاهدات تیزبین کمدین درباره زندگی روزمره با مخاطبان طنین انداز شد.