the elevated or empty part in the middle of the stomach, made by cutting the umbilical cord just after birth

ناف
جراح یک برش کوچک درست زیر ناف ایجاد کرد تا به حفره شکمی دسترسی پیدا کند.
relating to the armed forces that operate at seas or waters in general

مربوط به نیروی دریایی
تاکتیکهای جنگ دریایی شامل مانورهای استراتژیک و نبردهای دریایی میشود.
related to ships, navigation, or the sea

مربوط به دریانوردی
مایل دریایی یک واحد اندازهگیری است که برای محاسبه فواصل در دریا استفاده میشود.
having four right symmetrical angles like a square or a rectangle

چهارگوش
شکل مربعی میز امکان استفاده کارآمد از فضا در فضای کوچک غذاخوری را فراهم کرد.
to multiply an amount or number by four

چهار برابر کردن
چهار برابر کردن دوز دارو ممکن است منجر به عوارض جانبی مضر شود.
(of a person) having loose and wrinkled skin due to old age

چروکیده
دستهای چروکیده او کمی میلرزید وقتی که به سمت فنجان چای دست دراز کرد.
any phrase or word that is made by shuffling the letters of another phrase or word

وارو واژه
کلمه "گوش دادن" یک آنگرام از "ساکت" است.
able to be compared with another thing due to sharing a similar feature, nature, etc.

مشابه
مفهوم عرضه و تقاضا در اقتصاد شبیه به قانون علت و معلول در فیزیک است.
a comparison between two different things, done to explain the similarities between them

مقایسه, آنالوژی
او یک قیاس بین دویدن ماراتن و پیگیری یک هدف بلندمدت ترسیم کرد، و بر اهمیت استقامت و پشتکار تأکید کرد.
a remarkable accomplishment

(موفقیت) بزرگ
مجموعه طراح مد با éclat معرفی شد، که با طراحیهای نوآورانه خود، افراد داخل صنعت را تحت تأثیر قرار داد.
containing what is best of various ideas, styles, methods, beliefs, etc.

گلچینشده
رویکرد انتقادی او در حل مسئله شامل بهرهگیری از حوزههای مختلف تخصص بود.
a period during which the sun or moon is temporarily obscured by the shadow of another celestial body

کسوف/خسوف
خورشیدگرفتگی کامل ماه، ماه را به رنگ قرمز عمیق تبدیل کرد.
a feeling of happiness and joy

شادمانی
پس از هفته پرتنش، او از فرصتهایی استقبال کرد که سبکی، سرگرمی و شادی را به آخر هفتههایش آورد.
in a happy manner

با خوشحالی
زوج با موسیقی شاد در مراسم عروسی با شادی رقصید.
a clever and playful statement

لطیفه
نمایش پر از ظریفگوییهای به یاد ماندنی است که به خطوط نمادین در تئاتر تبدیل شدهاند.
quick and clever with their words, often expressing humor or cleverness in a sharp and amusing way

سریع و با ذکاوت (در صحبت کردن)
پستهای شبکههای اجتماعی او پر از عنوانهای باهوشانه است که دنبالکنندگانش را سرگرم میکند.
