lack of agreement between people

نفاق, اختلاف
تیم پروژه به دلیل اختلاف بین اعضای فردی که اولویتها و اهداف متضادی داشتند، دچار مشکل شد.
having conflicting or opposing elements that create disagreement or tension

ناهماهنگ, ناموزون
ایدئولوژیهای ناسازگار بین احزاب سیاسی، یک فضای سیاسی تقسیمشده و قطبیشده ایجاد کرد.
to ask for information, clarification, or an explanation

پرس و جو کردن, جویا شدن
او برای پرسیدن درباره موقعیت شغلی و فرآیند درخواست، یک ایمیل فرستاد.
a formal investigation or intense questioning, often conducted with harsh methods

استنطاق
مشکوک ساعتها بازجویی بیامان توسط پلیس را تحمل کرد.
to attack someone or something using explosive devices

بمباران کردن
به نیروی هوایی دستور داده شد که مواضع دشمن را بمباران کند تا دفاع آنها را تضعیف کند.
to continuously expose someone to something, such as information, questions, or criticisms

کسی را غرق چیزی ساختن, کسی را به باد چیزی بستن
مجری برنامه گفتگو مهمان را با سوالات چالش برانگیز و تحریک آمیز بمباران کرد.
an individual who is responsible for aiming and releasing bombs with precision during military operations

بمبافکن
ارتشهای مدرن دیگر به بمبافکنهای انسانی تکیه نمیکنند بلکه از سیستمهای هدفگیری خودکار برای ضربه زدن با دقت از ارتفاع بالا استفاده میکنند.
to make one feel fond or affectionate toward someone or something

عزیز داشتن, گرامی داشتن
طبیعت شیرین و بخشندهاش او را دوستداشتنی کرد برای همه کسانی که او را میشناختند.
referring to qualities or behaviors that make a person likable or charming to others

دوستداشتنی, محبوب
داستانهای دلنشین پیرمرد درباره جوانیاش، کودکانی که به آنها گوش میدادند را مجذوب خود کرد.
an excessive and uncontrollable loss of blood from a damaged blood vessel

خونریزی
خونریزی بیمار به دلیل عوارض جانبی دارو ایجاد شد.
a medical condition of a swollen or inflamed vein in the rectal area

بواسیر
به بیمار توصیه شد که برای کمک به پیشگیری از بواسیر، رژیم غذایی پر فیبر مصرف کند.
to clear someone from blame or suspicion and prove their innocence

اثبات بیگناهی کردن
او امیدوار است که محاکمه آینده تبرئه کند شهرت او را.
providing supporting evidence or defense

ثابتکردنی
بیانیه توجیهی او به اتهامات نادرست پاسخ داد و حقیقت را روشن کرد.
showing a strong desire or tendency to seek revenge

کینهتوزانه
مربی کینهتوز به دلیل یک اختلاف جزئی بازیکن را به عنوان تنبیه روی نیمکت نشاند.
not making or having any noise

بیصدا
او با قدمهای بیصدا وارد اتاق شد، مراقب بود که کسی را بیدار نکند.
