سختی - روبرو شدن با ناخوشایند
کاوش در اصطلاحات انگلیسی که مربوط به مواجهه با ناخوشایندیها هستند با مثالهایی مانند 'در موقعیت دشوار بودن' و 'در چشم طوفان بودن'.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(یک واقعه بد) قریبالوقوع بودن
آماده سختی شدن
مثل یک مرد رفتار کن
در مقابل سختیها، پدرش او را تشویق کرد که مرد باشد و با ترسهایش روبرو شود.
وارد جنگ نابرابر شدن
زندگی نکبتبار
متحمل رنج و سختی زیادی شدن
در گِل (گیر کردن)
شرایط ناخوشایند
ترافیک شهر به وضعیت بحرانی رسیده بود و باعث تأخیرهای روزانه برای مسافران میشد.
بارِ دنیا (بر دوش کسی)
کسی را پیر کردن (استعاری)
(مشکلات) ناگهان نمایان شدن
بیچاره و درمانده
در دل طوفان (استعاری)
روز بدبیاری
رودررویی با موقعیت استرسزا
(of situations, moods, or relationships) to become unpleasant or unsuccessful