واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 39

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
regime [اسم]
اجرا کردن

حکومت

Ex: The previous regime was known for its human rights violations .

رژیم قبلی به دلیل نقض حقوق بشر شناخته می‌شد.

regimen [اسم]
اجرا کردن

رژیم

Ex: The doctor prescribed a new skincare regimen to address her acne , including a daily cleanser , toner , and moisturizer .

پزشک یک رژیم جدید مراقبت از پوست برای درمان آکنه او تجویز کرد، که شامل یک پاک‌کننده روزانه، تونر و مرطوب‌کننده بود.

collegian [اسم]
اجرا کردن

دانشجو

Ex: He fondly remembered his days as a collegian when life was full of aspirations and challenges .

او با مهربانی روزهای خود را به عنوان یک دانشجو به یاد آورد زمانی که زندگی پر از آرزوها و چالش‌ها بود.

colleague [اسم]
اجرا کردن

همکار

Ex: My colleague shared valuable insights during the meeting , which helped us refine our strategy for the upcoming quarter .

همکار من بینش‌های ارزشمندی را در جلسه به اشتراک گذاشت، که به ما کمک کرد استراتژی خود را برای سه ماهه آینده اصلاح کنیم.

ambiguity [اسم]
اجرا کردن

ایهام

Ex: The language of the law often has room for ambiguity , leading to various interpretations by lawyers and judges .

زبان قانون اغلب جایگاهی برای ابهام دارد، که منجر به تفسیرهای مختلف توسط وکلا و قضات می‌شود.

ambiguous [صفت]
اجرا کردن

مبهم

Ex: The phrase " I saw her duck " is ambiguous because it could mean seeing a bird or watching someone lower their head .

عبارت "من اردک او را دیدم" مبهم است زیرا می‌تواند به معنای دیدن یک پرنده یا تماشای کسی باشد که سرش را پایین می‌آورد.

lumen [اسم]
اجرا کردن

لومن (معیار سنجش میزان پخش نور)

Ex: The projector has a high lumen output , making it perfect for outdoor movie nights .

پروژکتور خروجی لومن بالایی دارد که آن را برای شب‌های سینمای فضای باز ایده‌آل می‌کند.

luminary [اسم]
اجرا کردن

هنرمند تأثیرگذار

Ex: Many luminaries of the art world attended the gallery opening .

بسیاری از چهره‌های سرشناس دنیای هنر در افتتاحیه گالری حضور داشتند.

luminous [صفت]
اجرا کردن

براق

Ex: The jellyfish emitted a luminous glow as they floated gracefully in the ocean .

عروس دریایی یک درخشش درخشان ساطع کرد در حالی که با ظرافت در اقیانوس شناور بود.

sympathetic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به سیستم عصبی

Ex:

تعریق در هنگام اضطراب نتیجه فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک است.

symphonic [صفت]
اجرا کردن

سمفونیک

Ex: The concert featured a brilliant symphonic performance by the city 's orchestra .

کنسرت شامل یک اجرای سمفونیک درخشان توسط ارکستر شهر بود.

symphony [اسم]
اجرا کردن

(قطعه موسیقی) سمفونی

Ex: He studied the symphony 's score meticulously , analyzing each movement 's intricate details .

او با دقت نت سمفونی را مطالعه کرد، و جزئیات پیچیده هر موومان را تحلیل نمود.

symptomatic [صفت]
اجرا کردن

نشانه (بیماری)

Ex: Chest pain can be symptomatic of heart problems .
اجرا کردن

پادرمیانی کردن

Ex: When the two colleagues got into a heated argument , Sarah tried to intercede before things got out of hand .

وقتی دو همکار وارد بحث داغی شدند، سارا سعی کرد قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج شود وساطت کند.

اجرا کردن

جلو (کسی را) گرفتن

Ex: The police intercepted the car thief before he could escape the city .

پلیس دزد ماشین را قبل از اینکه بتواند از شهر فرار کند متوقف کرد.

اجرا کردن

وساطت

Ex: They hoped for the intercession of a senior colleague to expedite their promotion .

آنها به وساطت یک همکار ارشد امید داشتند تا ارتقای خود را تسریع کنند.

intercessor [اسم]
اجرا کردن

میانجی

Ex: During the business dispute , they hired an intercessor to facilitate communication .

در طول اختلاف تجاری، آنها یک میانجی استخدام کردند تا ارتباط را تسهیل کنند.

nihilist [اسم]
اجرا کردن

پوچ‌گرا

Ex: The nihilist passionately argued against the establishment of any form of government .

نیهیلیست با شور و حرارت علیه برقراری هر شکلی از حکومت استدلال کرد.

nil [عدد]
اجرا کردن

هیچ

Ex:

شانس او برای برنده شدن بعد از اشتباه صفر بود.