a system of governing that is authoritarian and usually not selected in a fair election

حکومت, رژیم
رژیم اقتدارگرا سانسور شدیدی بر رسانهها اعمال کرد.
a set of instructions given to someone regarding what they should eat or do to maintain or restore their health

رژیم, پرهیز خوراکی
به بیمار یک رژیم کم سدیم برای مدیریت فشار خون بالا تجویز شد.
an individual attending or having attended a college or university

دانشجو
بسیاری از دانشجویان در طول تعطیلات تابستانی در کارآموزیها شرکت میکنند تا تجربه عملی کسب کنند.
someone with whom one works

همکار
حفظ رابطه خوب با همکاران شما مهم است، زیرا کار تیمی اغلب به نتایج بهتری در محل کار منجر میشود.
the quality of a phrase or statement having multiple interpretations due to its wording or context

ایهام
بیان او پر از ابهام بود، و همه را از نیات واقعی او نامطمئن گذاشت.
having more than one possible meaning or interpretation

مبهم, گنگ
وکیل به بند مبهم در قرارداد اشاره کرد و پیشنهاد داد که میتوان آن را به بیش از یک روش تفسیر کرد.
a unit measuring the brightness of light

لومن (معیار سنجش میزان پخش نور)
هنگام انتخاب چراغ قوه، رتبهبندی لومن را برای تعیین روشنایی آن در نظر بگیرید.
an influential individual who inspires or enlightens others

هنرمند تأثیرگذار
در قلمرو فیزیک، آلبرت اینشتین به عنوان یک چراغ راه شناخته میشود که نظریههایش درک ما از جهان را تغییر داد.
emitting or reflecting light

براق, روشن
او یک لباس درخشان پوشیده بود که در نور شمع میدرخشید.
a clumsy, stupid, or oafish person

آدم کودن
او آن مرد بزرگ و بیدستوپا را بیعرضه صدا زد چون صندلی را شکست.
of or relating to the part of the nervous system that controls involuntary actions

مربوط به سیستم عصبی
افزایش فعالیت سمپاتیک باعث افزایش ضربان قلب و فشار خون میشود.
connected with or in form of a symphony

سمفونیک, موزون
او قدردانی عمیقی از موسیقی سمفونیک دارد و اغلب در کنسرتهای زنده شرکت میکند.
a long and sophisticated musical composition written for a large orchestra, in three or four movements

(قطعه موسیقی) سمفونی
صدای ملایم جیرجیرکها در روستای آرام به یک سمفونی شبانه تبدیل شد.
displaying signs typical of a particular disease or medical condition

نشانه (بیماری), علامت
علائم نشانهدار آنفلوانزا بودند.
to talk to someone and convince them to help settle an argument or spare someone from punishment

پادرمیانی کردن, وساطت کردن
او با شجاعت پادرمیانی کرد تا دعوا را متوقف کند و از تشدید خشونت جلوگیری کند.
to stop or catch before reaching intended destination

جلو (کسی را) گرفتن
بازیکن فوتبال پاس را قطع کرد و برای تاجگذاری دوید.
the action of talking to someone so that they help settle an argument or show kindness to someone else

وساطت, میانجیگری
مدیر به نمایندگی از دانشآموز مشکلدار وساطت کرد و فرصتی دیگر درخواست نمود.
a person who intervenes on behalf of someone else, especially to mediate or plead for them

میانجی, پادرمیان
تلاشهای میانجی به حل صلحآمیز اختلاف منجر شد.
