to postpone to a later time

به تأخیر انداختن, عقب انداختن
دانشجو درخواست کرد که به دلیل یک وضعیت اضطراری خانوادگی امتحانات خود را به تعویق بیاندازد.
a respectful gesture or expression that shows admiration or esteem toward someone

احترام, تمکین
او سر خود را به نشانه احترام به خرد بزرگتر خم کرد.
showing respect and esteem toward someone, especially a superior

از روی احترام
کارمند هنگام خطاب به مدیرعامل در جلسه، لحنی احترامآمیز به خود گرفت.
extremely unfair or morally wrong, often seen as sinful

ناحق, ظالمانه
اقدامات ناعادلانه دیکتاتور منجر به رنج گسترده در میان مردمش شد.
actions that are profoundly immoral or wicked

شرارت
او به خاطر بیعدالتیاش در جامعه محکوم شد.
the process of combining various ingredients to produce something, often a medicine or drink

ترکیب
هر صبح، او در تهیه ترکیب چای امضای خود غرق میشد، چای سبز را با گلبرگهای گل سرخ و کمی نعنا مخلوط میکرد.
candy and other sweet foods considered as a group

شیرینیجات
شیرینیجات تعطیلات شامل عصاهای آبنبات و سکههای شکلاتی بود.
to endanger a person or thing

به مخاطره انداختن
بیاعتنایی مداوم به اقدامات ایمنی، محیط کار را در معرض خطر قرار میدهد.
having an unpleasantly proud and arrogant demeanor, displaying a demand for obedience

متکبر, تحکمآمیز
تن مستبدانه او در جلسه هیچ جایی برای مخالفت باقی نگذاشت.
a secret or clever plot, typically with a sinister purpose

دسیسه, توطئه
دسیسههای سیاسی بر نتیجه انتخابات تأثیر گذاشت.
machines, especially large ones, considered collectively

ماشینآلات
کارگران آموزش دیدهاند که چگونه ماشینآلات جدید معرفی شده به کارگاه را به طور ایمن به کار گیرند.
someone who operates a machine, especially an industrial one

ماشینکار
ماشینکاران مدرن نیاز به درک قوی از فناوری دارند تا ماشینآلات پیشرفته را اداره کنند.
an individual who is devoted to a religious life through solemn commitments or vows

قسمخورده (مذهب)
فداکاری کلارا در زندگی او به عنوان یک راهبه آشکار بود، اغلب به کمتر خوشبخت ها خدمت می کرد و ساعت ها در نماز می گذراند.
offered or dedicated as an expression of a wish or vow.

نذرشده
کلیسای کوچک محرابی داشت پر از نذورات از سوی مؤمنانی که به دنبال برکت بودند.
to arrest someone

دستگیر کردن
با مدارک محدود، برای کارآگاهان چالشبرانگیز بود که دستگیر کنند مغز متفکر پشت این طرح را.
nervous or worried that something unpleasant may happen

دلواپس, نگران، بیمناک
او درباره قرار دندانپزشکی نگران بود، میترسید که دردناک باشد.
to combine different elements or substances

ترکیب کردن
فیلم با موفقیت طنز و درام را ترکیب میکند، و مخاطبان همه سنین را مجذوب خود میکند.
able to be melted or combined when subjected to heat

گداختنی
بسیاری از فلزات، مانند طلا و نقره، ذوبشدنی هستند، که آنها را برای ساخت جواهرات ارزشمند میکند.
the branch of medicine that is concerned with bones and muscles, and their diseases and injuries

ارتوپدی, جراحی ارتوپدی
او تصمیم گرفت قبل از موافقت با عمل جراحی توصیه شده، نظر دوم را از یک کلینیک ارتوپدی دیگر بگیرد.
a doctor specializing in the treatment and correction of bones and muscles, especially the issues and deformities in children's skeletal systems

ارتوپدیست
ارتوپد یک برنامه درمانی برای اصلاح انحنای ستون فقرات ماریا تدوین کرد و به او کمک کرد تا از عوارض آینده جلوگیری کند.
