واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 25

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
logic [اسم]
اجرا کردن

منطق

Ex: The ancient Greeks , especially Aristotle , made significant contributions to the field of logic .
logical [صفت]
اجرا کردن

منطقی

Ex: The logical conclusion , given the evidence presented , was that the project would succeed .

نتیجه‌گیری منطقی، با توجه به شواهد ارائه شده، این بود که پروژه موفق خواهد شد.

logician [اسم]
اجرا کردن

منطق‌دان

Ex: The debate team 's secret weapon was a logician who could dismantle any argument with impeccable reasoning .

سلاح مخفی تیم مناظره یک منطق‌دان بود که می‌توانست هر استدلالی را با استدلال بی‌عیب از هم بپاشد.

logistics [اسم]
اجرا کردن

لجستیک

Ex: Effective logistics planning is essential for event organizers to ensure that all necessary equipment , supplies , and personnel are available when required .

برنامه‌ریزی لجستیکی مؤثر برای برگزارکنندگان رویدادها ضروری است تا اطمینان حاصل شود که تمام تجهیزات، لوازم و پرسنل لازم در صورت نیاز در دسترس هستند.

cynic [اسم]
اجرا کردن

آدم منفی‌باف

Ex: Many viewed him as a cynic because he always doubted the intentions behind charitable acts.

بسیاری او را به عنوان یک بدبین می‌دیدند زیرا همیشه در مورد نیات پشت اعمال خیریه شک داشت.

cynical [صفت]
اجرا کردن

بدبین

Ex: Despite their good intentions , she dismissed their efforts with cynical skepticism .

علیرغم نیت خوبشان، او تلاش‌هایشان را با شک‌بدبینانه رد کرد.

cynicism [اسم]
اجرا کردن

بدگمانی

Ex: In modern times , cynicism is frequently associated with a general distrust of political leaders , institutions , and societal norms , reflecting a belief that these are fundamentally flawed or corrupt .

در دوران مدرن، بدبینی اغلب با بی‌اعتمادی عمومی به رهبران سیاسی، نهادها و هنجارهای اجتماعی همراه است، که بازتاب دهنده این باور است که اینها اساساً معیوب یا فاسد هستند.

haughtiness [اسم]
اجرا کردن

تکبر

Ex: The manager 's haughtiness was evident when he would n't even acknowledge the janitor 's greeting .

تکبر مدیر زمانی آشکار شد که او حتی سلام سرایدار را تصدیق نکرد.

haughty [صفت]
اجرا کردن

متکبر

Ex: She looked down on them with a haughty expression , making them feel out of place .

او با نگاهی مغرورانه به آنها نگاه کرد، باعث شد احساس ناخوشایندی داشته باشند.

اجرا کردن

اثر تغلیظ‌شده

Ex: Condensation of clay particles formed a solid layer .
to condense [فعل]
اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: The teacher condensed the textbook chapter into a one-page summary for the students .

معلم فصل کتاب درسی را برای دانش‌آموزان به یک خلاصه یک صفحه‌ای فشرده کرد.

اجرا کردن

لطف کردن

Ex: It 's frustrating when someone condescends instead of offering genuine assistance .

وقتی کسی به جای ارائه کمک صادقانه تحقیر می‌کند، ناامیدکننده است.

اجرا کردن

تلطف

Ex:

او با همکارانش به صورت تحقیرآمیز صحبت کرد، گویی که آنها پایین‌تر از او هستند.

اجرا کردن

رفتار خودپسندانه

Ex: His condescension was evident when he commented on how " simple " everyone else 's jobs seemed compared to his .

فروتنی ساختگی او زمانی آشکار شد که در مورد اینکه چقدر شغل دیگران در مقایسه با او 'ساده' به نظر می‌رسد، اظهار نظر کرد.

literacy [اسم]
اجرا کردن

سواد

Ex: The organization aims to increase literacy among underserved populations .

سازمان هدف افزایش سوادآموزی در میان جمعیت‌های محروم از خدمات را دنبال می‌کند.

literal [صفت]
اجرا کردن

لفظی

Ex: The literal translation of the phrase resulted in awkward wording that did n't capture the intended meaning .

ترجمه تحت‌اللفظی عبارت به واژگان ناجور منجر شد که معنای مورد نظر را منتقل نکرد.

literati [اسم]
اجرا کردن

ادبا

Ex: The café was a popular meeting place for the city 's literati .
literature [اسم]
اجرا کردن

ادبیات

Ex: His passion for literature inspired him to become a writer .

اشتیاق او به ادبیات الهام بخش او برای تبدیل شدن به یک نویسنده بود.

descent [اسم]
اجرا کردن

فرود

Ex: The descent of the plane was smooth , signaling our imminent landing .

فرود هواپیما آرام بود، که نشان دهنده فرود قریب الوقوع ما بود.

descendant [صفت]
اجرا کردن

نزولی

Ex:

همانطور که در جاده نزولی حرکت می‌کردیم، به نظر می‌رسید دما در حال افزایش است.