واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 28

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
tedious [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: Listening to the lecturer drone on about the same topic for hours became tedious after a while .

گوش دادن به سخنرانی که ساعت‌ها درباره یک موضوع یکنواخت صحبت می‌کرد پس از مدتی خسته‌کننده شد.

tedium [اسم]
اجرا کردن

ملالت

Ex: Attending the same meetings week after week brought a sense of tedium she could n't shake off .

حضور در همان جلسات هفته به هفته احساس خستگی را به همراه داشت که او نمی‌توانست از شر آن خلاص شود.

resolute [صفت]
اجرا کردن

مصمم

Ex: Even though the path ahead was challenging , his resolute mindset assured everyone that he would achieve his goals .

اگرچه مسیر پیش رو چالش‌برانگیز بود، ذهنیت مصمم او به همه اطمینان داد که به اهدافش خواهد رسید.

resolution [اسم]
اجرا کردن

مصوبه

Ex: At the annual meeting , shareholders voted on a resolution to elect new board members .

در جلسه سالانه، سهامداران به یک قطعنامه برای انتخاب اعضای جدید هیئت مدیره رأی دادند.

to resolve [فعل]
اجرا کردن

(عدم توافق یا درگیری را) حل کردن

Ex: Employees and managers have resolved various issues through constructive dialogue .

کارمندان و مدیران از طریق گفتگوی سازنده مسائل مختلفی را حل کرده‌اند.

cursive [صفت]
اجرا کردن

(حروف) سرهم

Ex: Many schools still teach cursive writing in the early grades .

بسیاری از مدارس هنوز در پایه‌های ابتدایی نوشتن تحریری را آموزش می‌دهند.

cursory [صفت]
اجرا کردن

سرسری

Ex:

آن‌ها یک جستجوی سطحی از محل انجام دادند.

hyperbole [اسم]
اجرا کردن

اغراق (آرایه ادبی)

Ex: In the advertisement , the product was described with hyperbole , claiming it could " transform your life " with just a single use .

در تبلیغات، محصول با اغراق توصیف شد، ادعا می‌کرد که می‌تواند "زندگی شما را دگرگون کند" با تنها یک بار استفاده.

اجرا کردن

عیب‌جو

Ex: Many artists feel that art critics can sometimes be hypercritical , focusing more on flaws than the overall vision .

بسیاری از هنرمندان احساس می‌کنند که منتقدان هنری گاهی اوقات می‌توانند بیش از حد انتقادی باشند، بیشتر بر روی نقص‌ها تمرکز می‌کنند تا دید کلی.

nausea [اسم]
اجرا کردن

حالت تهوع

Ex: The medication caused him to feel intense nausea shortly after taking it .

دارو باعث شد که او بلافاصله پس از مصرف آن تهوع شدیدی احساس کند.

to nauseate [فعل]
اجرا کردن

منزجر کردن

Ex: The constant lying is nauseating everyone around him .

دروغ گفتن مداوم همه را در اطراف او به تهوع می‌اندازد.

underling [اسم]
اجرا کردن

توسری‌خور

Ex: As an underling in the firm , she had to complete all the tasks that were handed down to her .

به عنوان یک زیردست در شرکت، او مجبور بود تمام وظایفی که به او محول می‌شد را تکمیل کند.

اجرا کردن

پهلوی هم گذاشتن

Ex: The novel juxtaposes innocence and corruption through its dual protagonists .

رمان معصومیت و فساد را از طریق شخصیت‌های اصلی دوگانه خود کنار هم قرار می‌دهد.

اجرا کردن

هم‌جواری

Ex: The filmmaker used juxtaposition to juxtapose scenes of bustling city life with tranquil nature scenes , emphasizing the contrast between urban chaos and natural serenity .

فیلمساز از همجواری استفاده کرد تا صحنه‌های زندگی شلوغ شهری را با صحنه‌های آرام طبیعت در کنار هم قرار دهد و تضاد بین هرج و مرج شهری و آرامش طبیعی را برجسته کند.

bronchitis [اسم]
اجرا کردن

برونشیت

Ex: Cold , damp weather often exacerbated his bronchitis symptoms , making breathing more difficult .

هوای سرد و مرطوب اغلب علائم برونشیت او را تشدید می‌کرد و تنفس را دشوارتر می‌ساخت.

bronchus [اسم]
اجرا کردن

نایژه

Ex: Inflammation of the bronchus can lead to chronic respiratory problems if not addressed promptly .

التهاب نایژه می‌تواند منجر به مشکلات تنفسی مزمن شود اگر به موقع درمان نشود.

optic [صفت]
اجرا کردن

چشمی

Ex: Children often go through optic tests before starting school to ensure they can see the board .

کودکان اغلب قبل از شروع مدرسه تحت آزمایش‌های بینایی قرار می‌گیرند تا مطمئن شوند که می‌توانند تخته را ببینند.

optician [اسم]
اجرا کردن

عینک‌ساز

Ex: After the eye exam , the optician explained the different lens options .

بعد از معاینه چشم، اپتومتریست گزینه‌های مختلف لنز را توضیح داد.