a straight line that touches a curve or surface at exactly one point, known as the point of tangency

خط مماس
طرح هنرمند یک مارپیچ با چندین خط مماس را نشان میداد که نقاط تماس مختلف را نشان میداد.
not or barely relevant to something

حاشیهای, فرعی
مشاهدات مماسی او در جلسه جالب بود اما به دستور کار مرتبط نبود.
capable of being felt or touched

ملموس, محسوس
او به دنبال شواهد ملموس برای حمایت از نظریه خود بود.
an act that violates an agreement, law, etc.

نقض, تخلف
دسترسی غیرمجاز او به پروندههای شرکت به عنوان نقض امنیت تلقی شد.
the back part of a gun's barrel where bullets are loaded

ته (لوله تفنگ)
به نظر میرسید که خرابی از قسمت عقب لوله نشأت گرفته است، بنابراین او تفنگ را برای تعمیر به یک متخصص برد.
impossible to explain or justify

توضیحناپذیر, توجیهنشدنی
تغییر ناگهانی در رفتارش برای همه کسانی که او را میشناختند غیرقابل توضیح بود.
remaining unchanged despite external influences

بیتغییر, نادگرسان
ویرانههای باستانی از گذر زمان تاثیر نپذیرفتهاند و به عنوان گواهی بر گذشته ایستادهاند.
pure and free from any other elements or substances

خالص, ناب
خوشحالی او خالص بود، عاری از هر گونه شک یا اندوه.
relating to or typical of winter

زمستانی
جشنواره زمستانی انقلاب زمستانی و بازگشت روزهای طولانیتر را جشن گرفت.
to wrongly or intentionally damage someone's reputation

بدنام کردن, بیآبرو کردن
او تهدید کرد که به دلیل تلاش برای توهین به شخصیتش، از مجله شکایت کند.
(of statements) intending to ruin someone's reputation with the use of unpleasant or false information

افترا آمیز
او از اظهارات توهینآمیز که در موردش در کنفرانس گفته شد، آسیب دید.
a false statement damaging a person's reputation

تهمت
تهمت میتواند به پیامدهای حقوقی قابل توجهی منجر شود.
to annoy someone, often due to repeated actions or persistent issues

آزردن, رنجاندن
سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز ساکنان را آزار میداد.
causing annoyance or weariness due to its dull or repetitive nature

آزاردهنده, ملالتآور
تأخیرهای آزاردهنده در فرودگاه مسافران را بیحوصله و ناامید کرد.
to examine or study something in detail in order to explain or understand it

تحلیل کردن, تجزیه کردن، آنالیز کردن
برای بهبود تجربه کاربری وبسایت، تیم تصمیم گرفت رفتار و بازخورد کاربران را تحلیل کند.
a trained individual who evaluates information and data to provide insights and make informed decisions in various fields such as finance, economics, business, technology, etc.

تحلیلگر (فرد)
تحلیلگران بازار روندهای مصرفکننده و استراتژیهای رقبا را مطالعه میکنند تا به شرکتها در مورد استراتژیهای بازاریابی مشاوره دهند.
to remove the sex organs of a domestic animal in order to keep it from reproduction

عقیم کردن, اخته کردن
اخته کردن حیوانات مزرعه برای مدیریت جمعیت آنها یک عمل رایج است.
not favoring either side in a conflict, competition, debate, etc.

بیطرف, خنثی
منطقه بیطرف بین دو کشور صلح را تضمین میکند و از درگیری جلوگیری میکند.
the process of counteracting or eliminating the impact of a previous action

خنثیسازی
پروتکلهای ایمنی به عنوان یک خنثیسازی در برابر خطرات بالقوه محل کار عمل کردند.
