واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 35

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
tangent [اسم]
اجرا کردن

خط مماس

Ex: In geometry class , we learned how to draw a tangent to a circle , ensuring it only touched the circle at a single point .

در کلاس هندسه، یاد گرفتیم که چگونه یک مماس به دایره رسم کنیم، مطمئن شویم که فقط در یک نقطه دایره را لمس می‌کند.

tangential [صفت]
اجرا کردن

حاشیه‌ای

Ex: The novel ’s tangential subplots sometimes distracted from the main storyline .

زیرطرح‌های مماسی رمان گاهی از داستان اصلی منحرف می‌شد.

tangible [صفت]
اجرا کردن

ملموس

Ex: The tangible results of their hard work were visible in the finished product .

نتایج ملموس کار سخت آنها در محصول نهایی قابل مشاهده بود.

breach [اسم]
اجرا کردن

نقض

Ex:

شرکت به دلیل نقض قرارداد با پیامدهای قانونی روبرو شد.

breech [اسم]
اجرا کردن

ته (لوله تفنگ)

Ex: The safety procedures required checking the breech first when inspecting the unloaded weapon .

روش‌های ایمنی نیازمند بررسی اولیه قسمت عقب لوله هنگام بازرسی سلاح تخلیه شده بود.

اجرا کردن

توضیح‌ناپذیر

Ex: She had an unaccountable feeling of unease when entering the old building .

او هنگام ورود به ساختمان قدیمی احساس غیرقابل توضیح ناراحتی داشت.

unaffected [صفت]
اجرا کردن

بی‌تغییر

Ex: The sturdy old tree remained unaffected by the storm , standing tall amidst the fallen branches .

درخت قدیمی محکم از طوفان تاثیر نپذیرفت، در میان شاخه‌های افتاده ایستاده بود.

unalloyed [صفت]
اجرا کردن

خالص

Ex: The jeweler confirmed that the gold ring was unalloyed , making it quite valuable .

جواهرفروش تأیید کرد که حلقه طلا خالص بود، که آن را بسیار ارزشمند می‌کرد.

hibernal [صفت]
اجرا کردن

زمستانی

Ex: He always felt a hibernal melancholy as the days grew shorter .

او همیشه با کوتاه شدن روزها یک اندوه زمستانی احساس می‌کرد.

to defame [فعل]
اجرا کردن

بدنام کردن

Ex: Rumors can quickly defame an innocent person if they spread uncontrollably .

شایعات می‌توانند به سرعت یک فرد بی‌گناه را بدنام کنند اگر به صورت کنترل نشده پخش شوند.

defamatory [صفت]
اجرا کردن

افترا آمیز

Ex: The newspaper published a defamatory article about the politician .

روزنامه مقاله‌ای توهین‌آمیز درباره سیاستمدار منتشر کرد.

defamation [اسم]
اجرا کردن

تهمت

Ex: He was distressed by the defamation that tarnished his professional reputation .

او از تهمتی که اعتبار حرفه‌ای او را لکه‌دار کرد، ناراحت بود.

to irk [فعل]
اجرا کردن

آزردن

Ex: Her little brother 's constant questions started to irk her during the long car ride .

سوالات مداوم برادر کوچکش شروع به آزار دادن او در طول سفر طولانی با ماشین کرد.

irksome [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده

Ex: His irksome habit of tapping his pen on the desk drove his classmates crazy during exams .

عادت آزاردهنده او به ضربه زدن خودکارش روی میز، همکلاسی‌هایش را در طول امتحان دیوانه می‌کرد.

to analyze [فعل]
اجرا کردن

تحلیل کردن

Ex: The detective spent hours analyzing the evidence to solve the complex case .

کارآگاه ساعت‌ها صرف تحلیل شواهد کرد تا پرونده پیچیده را حل کند.

analyst [اسم]
اجرا کردن

تحلیل‌گر (فرد)

Ex: As a sports analyst , she dissected each game 's play , offering viewers deeper insights into the strategies employed .

به عنوان یک تحلیلگر ورزشی، او بازی هر مسابقه را تحلیل کرد، بینش عمیق‌تری از استراتژی‌های به کار رفته به بینندگان ارائه داد.

to neuter [فعل]
اجرا کردن

عقیم کردن

Ex: Many animal shelters require pet owners to neuter their cats and dogs before adoption .

بسیاری از پناهگاه‌های حیوانات از صاحبان حیوانات خانگی می‌خواهند که قبل از پذیرش، گربه‌ها و سگ‌های خود را اخته کنند.

neutral [صفت]
اجرا کردن

بی‌طرف

Ex: He remained neutral during the debate to avoid choosing between the two sides .

او در طول مناظره بی‌طرف باقی ماند تا از انتخاب بین دو طرف اجتناب کند.

اجرا کردن

خنثی‌سازی

Ex: The peace treaty was a neutralisation of years of hostility between the two nations .

معاهده صلح یک خنثی‌سازی سال‌ها خصومت بین دو ملت بود.