to officially cancel a law, regulation, or policy, making it no longer valid or in effect

فسخ کردن, لغو کردن
قانونگذاران در حال بررسی هستند که آیا سیاست مهاجرتی بحثبرانگیز را لغو کنند یا خیر.
to push away or cause something or someone to retreat or withdraw

پس راندن, به عقب راندن
بادهای شدید بالن هوای گرم را دفع کردند، باعث شد که از مسیر مورد نظر خود منحرف شود.
a feeling of remorse or regret for past wrongs

پشیمانی, ندامت
اشکهایش نشانهای واضح از پشیمانی او برای اشتباهاتی بود که مرتکب شده بود.
feeling regret or guilt for one's wrongdoing or sin

نادم, پشیمان
دزد پشیمان کالاهای دزدیده شده را به صاحب قانونی آنها بازگرداند.
to organize items in a specific order to make them more convenient, accessible, or understandable

منظم کردن, مرتب کردن
او تصمیم گرفت کتابهایش را به ترتیب الفبایی مرتب کند تا مراجعه به آنها آسانتر شود.
a mutual understanding or agreement established between people

توافق
تیم ترتیباتی را برای رویداد قبل از مهلت مقرر انجام داد.
diverging from established norms

غیرمتعارف
فیزیکدان برای یک فرضیه نامتعارف درباره ماده تاریک که با مدلهای رایج در تضاد بود، توجه جلب کرد.
the practice of holding and expressing beliefs that differ from established or conventional norms

داشتن عقاید نامتعارف
جشنواره فرهنگی هترودوکسی سنتهای مختلف را جشن گرفت و روایتهای جریان اصلی را به چالش کشید.
the quality of being varied or diverse in elements or parts

ناجوری, عدم تجانس
گالری به خاطر ناهمگونی نمایشگاههایش، از مجسمههای معاصر تا نقاشیهای کلاسیک، معروف بود.
composed of a wide range of different things or people

ناجور, ناهمگون
سالاد ناهمگن بود، حاوی مخلوطی از سبزیجات، میوهها و آجیلها.
to stop an activity such as a protest using force

سرکوب کردن
گروههای حقوق بشر استفاده مکرر کشور از خشونت برای سرکوب صداهای مخالف را محکوم کردند.
the act of preventing the publication or distribution of written material, often due to its content

توقیف (کتاب)
نویسنده به کشوری دیگر نقل مکان کرد تا از سرکوب کتاب آینده خود جلوگیری کند.
to request something in an annoyingly persistent way

به صورت مداوم التماس چیزی را کردن
کودکان والدین خود را برای دریافت آخرین اسباببازیهایی که در تلویزیون دیده بودند آزار میدادند.
characterized by persistent and pressing demands or pleas

مُصر, سمج
تیم با درخواستهای پافشاری از سوی مشتری مواجه شد، که بر بهروزرسانیهای مکرر اصرار داشت.
the process of becoming no longer used or no longer effective

منسوخی, کهنگی
منسوخشدگی برنامهریزیشده تضمین میکند که محصولات بیشتر از حد لازم جایگزین شوند.
outdated and gone out of style, often replaced by more current trends or advancements

منسوخ, کهنه، ازردهخارج، ازکارافتاده
طراحی ماشین در مقایسه با مدلهای شیک و مدرن بازار، منسوخ به نظر میرسید.
