واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 32

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
to repeal [فعل]
اجرا کردن

فسخ کردن

Ex: Last year , the government successfully repealed a controversial law affecting internet privacy .

سال گذشته، دولت با موفقیت یک قانون جنجالی که بر حریم خصوصی اینترنت تأثیر می‌گذاشت را لغو کرد.

to repel [فعل]
اجرا کردن

پس راندن

Ex: The knight held up his shield to repel the incoming arrows .

شوالیه سپر خود را بالا برد تا تیرهای در حال پرواز را دفع کند.

repentance [اسم]
اجرا کردن

پشیمانی

Ex: The priest spoke of the importance of repentance in the path to redemption .

کشیش از اهمیت توبه در راه رستگاری سخن گفت.

repentant [صفت]
اجرا کردن

نادم

Ex: The student had a repentant expression when admitting to cheating on the exam .

دانشجو هنگام اعتراف به تقلب در امتحان، حالتی پشیمان داشت.

to arrange [فعل]
اجرا کردن

منظم کردن

Ex: Can you please arrange the files in chronological order ?

آیا می‌توانید لطفاً فایل‌ها را به ترتیب زمانی مرتب کنید؟

arrangement [اسم]
اجرا کردن

توافق

Ex: She reached an arrangement with her coworker to split the tasks .

او به یک توافق با همکارش رسید تا وظایف را تقسیم کنند.

heterodox [صفت]
اجرا کردن

غیرمتعارف

Ex: The think tank published a heterodox policy paper advocating for universal basic income funded by a wealth tax .

اندیشکده یک سند سیاستی هترودوکس منتشر کرد که از درآمد پایه جهانی تأمین‌شده توسط مالیات بر ثروت حمایت می‌کند.

heterodoxy [اسم]
اجرا کردن

داشتن عقاید نامتعارف

Ex: In the world of economics , his theories stood out for their clear heterodoxy , challenging long-held beliefs .

در دنیای اقتصاد، نظریه‌هایش به دلیل هترودوکسی واضحشان برجسته شدند و باورهای دیرینه را به چالش کشیدند.

اجرا کردن

ناجوری

Ex: The city 's cultural heterogeneity is evident in its wide array of festivals and cuisines .

ناهمگونی فرهنگی شهر در طیف گسترده‌ای از جشنواره‌ها و غذاهای آن مشهود است.

اجرا کردن

ناجور

Ex: The company 's product line was heterogeneous , offering a variety of goods to meet different consumer needs .

خط تولید شرکت ناهمگن بود، که انواع کالاها را برای برآوردن نیازهای مختلف مصرف‌کنندگان ارائه می‌داد.

to suppress [فعل]
اجرا کردن

سرکوب کردن

Ex: Authorities used tear gas and water cannons to suppress the unrest in the city center .

مقامات از گاز اشک‌آور و آبپاش برای سرکوب ناآرامی‌ها در مرکز شهر استفاده کردند.

suppression [اسم]
اجرا کردن

توقیف (کتاب)

Ex: Many historical documents underwent suppression due to their potential impact on public opinion .

بسیاری از اسناد تاریخی به دلیل تأثیر بالقوه‌ای که بر افکار عمومی داشتند، مورد سرکوب قرار گرفتند.

اجرا کردن

به صورت مداوم التماس چیزی را کردن

Ex: The job applicant importuned the employer for feedback after the interview .

متقاضی شغل پس از مصاحبه برای دریافت بازخورد، کارفرما را آزار داد.

importunate [صفت]
اجرا کردن

مُصر

Ex: The journalist was known for his importunate style , often getting answers when others could n't .

روزنامه‌نگار به سبک پافشاری خود معروف بود، اغلب پاسخ‌هایی می‌گرفت که دیگران نمی‌توانستند.

اجرا کردن

منسوخی

Ex: The factory was shut down due to the obsolescence of its machinery .

کارخانه به دلیل کهنگی ماشین‌آلاتش تعطیل شد.

obsolete [صفت]
اجرا کردن

منسوخ

Ex: Her obsolete clothing style reminded everyone of past fashion eras .

سبک لباس منسوخ او همه را به یاد دوران های گذشته مد می انداخت.