واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 40

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
consumption [اسم]
اجرا کردن

مصرف

Ex: The company tracked consumption of raw materials in production .
consumptive [صفت]
اجرا کردن

هدردهنده

Ex: The old factory was consumptive , using too much energy for minimal output .

کارخانه قدیمی مصرف‌کننده بود، انرژی زیادی برای خروجی کم استفاده می‌کرد.

اجرا کردن

به مخاطره انداختن

Ex: The ongoing conflict is jeopardizing the stability of the region .

درگیری جاری ثبات منطقه را به خطر می‌اندازد.

jeopardy [اسم]
اجرا کردن

مخاطره

Ex: When the storm hit , their vacation plans were in jeopardy .

وقتی طوفان آمد، برنامه‌های تعطیلاتشان در خطر بود.

to augur [فعل]
اجرا کردن

آینده را پیش‌بینی کردن

Ex: In ancient Rome , priests were believed to augur the outcome of events through observing bird flights .

در روم باستان، اعتقاد بر این بود که کشیش‌ها با مشاهده پرواز پرندگان پیش‌بینی می‌کردند که رویدادها چگونه پایان می‌یابند.

augury [اسم]
اجرا کردن

غیب‌گویی (با رمل و اسطرلاب)

Ex: The election results were viewed as an augury of political change .

نتایج انتخابات به عنوان یک پیش‌آگهی از تغییر سیاسی دیده شد.

to quarter [فعل]
اجرا کردن

به چهار قسمت تقسیم کردن

Ex: Please quarter the apple so we can share it equally.

لطفاً سیب را به چهار قسمت تقسیم کنید تا بتوانیم به طور مساوی تقسیم کنیم.

quartet [اسم]
اجرا کردن

کوارتت

Ex: Their vocal quartet harmonized beautifully in the concert .

کوارتت آوازی آنها در کنسرت به زیبایی هارمونی داشت.

quarto [اسم]
اجرا کردن

قطع رحلی

Ex: He showed me a Shakespeare quarto he had just acquired for his collection .

او یک کوارتو از شکسپیر را به من نشان داد که به تازگی برای مجموعه‌اش خریده بود.

quartan [اسم]
اجرا کردن

(تب) هر چهار روز یک‌بار

Ex: The research team is working on a vaccine to specifically target the parasite causing quartan fevers .

تیم تحقیقاتی در حال کار بر روی واکسنی است که به طور خاص انگل عامل تب کوارتان را هدف قرار می‌دهد.

misogamy [اسم]
اجرا کردن

بیزاری از ازدواج

Ex: Sarah 's experiences growing up led her to develop misogamy and a preference for solitude .

تجربیات سارا در دوران رشد او را به سمت تنفر از ازدواج و ترجیح تنهایی سوق داد.

misogynist [اسم]
اجرا کردن

زن‌ستیز

Ex: His behavior at the office revealed his true colors as a misogynist .

رفتار او در دفتر رنگ واقعی او را به عنوان یک زن‌ستیز آشکار کرد.

misogyny [اسم]
اجرا کردن

زن‌ستیزی

Ex:

زن‌ستیزی در فرهنگ عامه اغلب نادیده گرفته می‌شود، اما تأثیر آن می‌تواند عمیق باشد.

contrite [صفت]
اجرا کردن

پشیمان

Ex: Her contrite apology was heartfelt and acknowledged the harm she had caused .

عذرخواهی پشیمان او از ته دل بود و آسیبی که وارد کرده بود را تصدیق می‌کرد.

contrition [اسم]
اجرا کردن

پشیمانی

Ex: The thief 's contrition became evident when he returned the stolen items and sought forgiveness .

پشیمانی دزد زمانی آشکار شد که او وسایل دزدیده شده را پس داد و به دنبال بخشش بود.

fanatic [اسم]
اجرا کردن

فرد تندرو

Ex: She was known as a sports fanatic , following every game with fervent dedication .

او به عنوان یک فناتیک ورزشی شناخته می‌شد، که هر بازی را با تعصب شدید دنبال می‌کرد.

fanatical [صفت]
اجرا کردن

متعصب

Ex: The political group was criticized for its fanatical views and uncompromising stance .

گروه سیاسی به دلیل دیدگاه‌های متعصبانه و موضع سازش‌ناپذیرش مورد انتقاد قرار گرفت.

fanaticism [اسم]
اجرا کردن

تعصب

Ex: Many historical tragedies have been the result of unchecked fanaticism and extreme ideologies .

بسیاری از تراژدی‌های تاریخی نتیجه تعصب کنترل نشده و ایدئولوژی‌های افراطی بوده‌اند.

precarious [صفت]
اجرا کردن

بی‌ثبات

Ex: He found himself in a precarious situation with no clear solution in sight .

او خود را در موقعیتی ناپایدار بدون هیچ راه حل روشنی در دید یافت.

precaution [اسم]
اجرا کردن

اقدام احتیاطی

Ex: Knowing the risks of online scams , he set up two-factor authentication as a precaution .

با آگاهی از خطرات کلاهبرداری‌های اینترنتی، او تأیید دو مرحله‌ای را به عنوان احتیاط راه‌اندازی کرد.