to think that someone may have committed a crime, without having proof

مظنون شدن, مشکوک شدن
او شروع به مظنون کردن همسایهاش به دزدیدن بستههایش کرد وقتی که آنها مکرراً ناپدید میشدند.
a state of uncertainty or indecision

بلاتکلیفی, پادرهوایی
مکث طولانی قبل از اعلام برنده، اتاق را با تعلیق غیرقابل تحملی پر کرد.
doubtful about the honesty of what someone has done and having no trust in them

مشکوک, بدگمان
من به معاملاتی که خیلی خوب به نظر میرسند مشکوک هستم.
involving, done, or shared by all members of a group

جمعی, همگانی
روستا تصمیم جمعی گرفت تا جنگل باستانی را حفظ کند.
someone who gathers things, as a job or hobby

مجموعهدار
در کودکی، او یک کلکسیونر پروانههای مشتاق بود، همیشه به دنبال گونههای نادر در جنگل میگشت.
regarding or involving the internal organs

احشایی, وابسته به امعا و احشا
در طول کلاس آناتومی، دانشجویان مطالعهای دقیق از ساختارهای احشایی داشتند.
having a thick and sticky texture, similar to glue

چسبنده, چسبناک
بعد از جوشیدن، مخلوط چسبناک شد و به هم زدنش سخت شد.
the measure of a fluid's resistance to flow, indicating its thickness or stickiness

گرانروی (مایعات)
دمای سرد میتواند ویسکوزیته برخی مایعات را افزایش دهد، که باعث میشود آنها کمتر روان شوند.
a noble title below an earl but above a baron, used mainly in the UK

لُرد (در انگلیس), نایب ارباب
عنوان ویکنت در سنتهای بریتانیایی اهمیت تاریخی دارد.
thick and sticky, resembling the consistency of glue

چسبناک
ژل چسبناک روی زخمها اعمال میشود تا بهبود را تسریع و از عفونتها محافظت کند.
centered on or viewing things in terms of human values and experiences

انسانمدار
این ایده که زمین تنها برای استفاده انسان وجود دارد، یک باور انسانمحور است.
the belief that human perspectives and values are the most important in understanding the world

انسانمحوری (روانشناسی)
محافظان محیط زیست استدلال میکنند که انسانمحوری با اولویت دادن به خواستههای انسانی به حیات وحش آسیب میرساند.
having characteristics similar to those of humans

میمونسانیان
لباس به وضوح شبیه انسان بود، با سیلوئتی انسانیگونه.
the study of the origins and developments of the human race and its societies and cultures

انسانشناسی, آنتروپولوژی
انسانشناسی مدرن اغلب تحقیقات سنتی را با فناوریهای جدید مانند تجزیه و تحلیل DNA ترکیب میکند تا مهاجرتهای انسانی را ردیابی کند.
looking or shaped similar to a human

انساننما
در میان طرحهای مختلف ربات، شرکت انسانگونهترین را انتخاب کرد تا کاربران احساس راحتی کنند.
the state of being completely forgotten or overlooked

فراموشی, نسیان
بازیگر، که زمانی نامی آشنا بود، به تدریج پس از سالهای اوج خود در صنعت به فراموشی سپرده شد.
lacking conscious awareness of something

بیخبر (از), بیاعتنا (به)
او کاملاً بیخبر از خطر پیش رو بود، بدون هیچ نگرانی در جنگل تاریک قدم میزد.
mental and emotional strength and resilience in facing adversity, challenges, or difficult situations

طاقت, شکیبایی، تحمل
استقامت تیم به آنها کمک کرد تا از شکست ویرانگر بهبود یابند.
to secure a place and make it resistant against attacks, particularly by building walls around it

سنگربندی کردن, دژسازی کردن
سایت تاریخی با دقت با تکنولوژی مدرن تحکیم شد تا یکپارچگی آن حفظ شود.
happening unexpectedly in a way that brings good fortune or benefit

تصادفی
تراز تصادفی رویدادها پروژه را به موفقیت رساند.
