واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 38

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
to petrify [فعل]
اجرا کردن

سنگ شدن

Ex: The roots of the tree were slowly petrified by underground minerals .

ریشه‌های درخت به آرامی توسط مواد معدنی زیرزمینی سنگ شده بودند.

petrous [صفت]
اجرا کردن

سنگی

Ex: The archaeologist carefully examined the petrous part of the skull for DNA extraction .

باستان‌شناس با دقت بخش سنگی جمجمه را برای استخراج DNA بررسی کرد.

petulance [اسم]
اجرا کردن

گستاخی

Ex: The actress 's petulance was on full display when she complained about her dressing room .

لجبازی بازیگر زمانی که از اتاق لباسش شکایت کرد به طور کامل نمایش داده شد.

petulant [صفت]
اجرا کردن

کج‌خلق

Ex: The child became petulant when asked to finish his homework .
alchemy [اسم]
اجرا کردن

کیمیاگری

Ex: Ancient manuscripts reveal that many believed alchemy held the secret to immortality .

دستنوشته‌های باستانی نشان می‌دهند که بسیاری معتقد بودند کیمیاگری راز جاودانگی را در خود دارد.

alcoholism [اسم]
اجرا کردن

اعتیاد به نوشیدن الکل

Ex: The documentary raised awareness about the impact of alcoholism on families and communities .

مستند آگاهی درباره تأثیر الکلیسم بر خانواده‌ها و جوامع را افزایش داد.

lunacy [اسم]
اجرا کردن

حماقت

Ex: Trying to cross the busy highway on foot was not bravery but lunacy .

تلاش برای عبور از بزرگراه شلوغ پیاده نه شجاعت بود و نه دیوانگی.

lunar [صفت]
اجرا کردن

قمری

Ex: Lunar rocks brought back from Apollo missions provide valuable insights into the moon 's composition .
lunatic [اسم]
اجرا کردن

مجنون

Ex: He drove like a lunatic on the highway .
usurious [صفت]
اجرا کردن

رباخوار

Ex: The bank faced legal action for imposing usurious fees on unsuspecting customers .

بانک به دلیل اعمال هزینه‌های رباخواری بر روی مشتریان ناآگاه با اقدام قانونی مواجه شد.

to usurp [فعل]
اجرا کردن

غصب کردن

Ex: Local tribes felt the government was trying to usurp their lands .

قبایل محلی احساس کردند که دولت در تلاش است تا زمین‌هایشان را غصب کند.

usury [اسم]
اجرا کردن

رباخواری

Ex: Religious texts often condemn usury as immoral .

متون مذهبی اغلب ربا را به عنوان غیراخلاقی محکوم می‌کنند.

to daunt [فعل]
اجرا کردن

مرعوب ساختن

Ex: The intimidating presence of the opposing team 's star player daunted the young athletes , making them feel inadequate .

حضور ترسناک ستاره تیم مقابل، ورزشکاران جوان را ترساند و باعث شد احساس ناکافی بودن کنند.

daunting [صفت]
اجرا کردن

دلهره‌آور

Ex:

صعود به مسیر کوهستانی شیبدار ترسناک به نظر می‌رسید، اما آنها مصمم بودند به قله برسند.

dauntless [صفت]
اجرا کردن

بی‌باک

Ex: His dauntless spirit helped him climb the highest mountain .

روح نترس او به او کمک کرد تا بلندترین کوه را صعود کند.

to scribble [فعل]
اجرا کردن

خرچنگ‌قورباغه نوشتن

Ex: In his rush to finish the exam , he began to scribble his answers , making them almost unreadable .

در عجله خود برای تمام کردن امتحان، او شروع به خط خطی کردن جواب‌هایش کرد، که تقریباً غیرقابل خواندن شدند.

scribe [اسم]
اجرا کردن

کاتب

Ex: Before the invention of the printing press , scribes played a crucial role in the dissemination of knowledge by copying books by hand .

قبل از اختراع چاپ، کاتبان با رونویسی دستی کتاب‌ها نقش مهمی در گسترش دانش داشتند.

scriptural [صفت]
اجرا کردن

مطابق متن کتاب مقدس

Ex: Her decision was guided by scriptural principles , reflecting teachings from religious texts .

تصمیم او توسط اصول کتاب مقدس هدایت شد، که تعالیم متون دینی را منعکس می‌کند.