حقیقت، رازداری و فریب - افشای رازها
کشف اصطلاحات انگلیسی که مربوط به افشای اسرار هستند با مثال هایی مانند "spill the beans" و "give the game away".
مرور
فلشکارتها
آزمون
to reveal information that were supposed to be kept secret, often by accident

راز را لو دادن, بند را آب دادن
وقتی قبل از اعلام رسمی از پاداش حرف زد، ناخواسته بند را آب داد.
to reveal secret or private information

دهنلقی کردن, راز را لو دادن
used of a secret that is now shared with others

علنیشده, دیگر پنهان نیست
ایمیلها کل معامله را علنی کردند.
to reveal a person's identity or intentions

هویت واقعی خود را لو دادن, دست خود را رو کردن
زیاد سؤال نپرس، وگرنه هویت واقعیات را لو میدهی.
to see or arrest a person while they are doing something illegal or wrong

مچ کسی را گرفتن, سر بزنگاه گرفتن
انکار کرد که تقلب کرده، اما معلم مچش را گرفت.
to arrest or see someone the moment they are doing something that is illegal or dishonest

کسی را دستبهجرم گرفتن, مچ کسی را گرفتن
او را هنگام دستکاری رقمهای گزارش، دستبهجرم گرفتند.
to publicly talk about something such as a belief that one used to keep secret

علناً از باور پنهان خود حرف زدن, باور پنهان خود را آشکار کردن
بالاخره حمایت پنهانیاش از اصلاحات را علنی کرد.
to reveal something that one was supposed to keep as a secret or surprise

راز را لو دادن, سورپرایز را خراب کردن
دعوتنامه روی میز، قبل از اینکه بتوانیم سورپرایزش کنیم، راز را لو داد.
to cause the truth become revealed, especially an unpleasant one

پرده از چیزی برداشتن, حقیقت چیزی را برملا کردن
شهادتش پرده از شرایط کاری ناامن شرکت برداشت.
to tell others about what has happened to someone, especially about things that are private or controversial, in the person's absence

خبرهای خصوصی و جنجالی را تعریف کردن, شایعه و رازهای داغ را لو دادن
to be made known publicly

علنی شدن, به اطلاع عموم رسیدن
آن ایمیلها باید خیلی زودتر علنی میشدند.
to challenge a person to carry out their seemingly fake threats or claims in order to expose them

بلوف کسی را رو کردن, دست کسی را خواندن
تهدید کرد استعفا میدهد، مدیر هم بلوفش را رو کرد و استعفایش را پذیرفت.
to gradually appear, become known, or become noticeable
used to say that the truth is often revealed eventually, even when people try to hide it
to reveal one's true thoughts, intentions, abilities, or situation
| حقیقت، رازداری و فریب | |||
|---|---|---|---|
| فریب | رازداری | نگهداری رازها | دروغ و اغراق |
| وضوح | تظاهر | افشای رازها | عمق و سطح |
| اعتماد و صداقت | راستگویی | چاپلوسی و لاف زدن | |
![to [let] the cat out of the bag to [let] the cat out of the bag](/assets/img/no-pic-260w.png)