کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 7 - 7B

در اینجا واژگان واحد 7 - 7B در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اقتصادی"، "سرمایه گذار"، "صنعتی شده"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
politician [اسم]
اجرا کردن

سیاست‌مدار

Ex: The politician gave a speech in the park .

سیاستمدار در پارک سخنرانی کرد.

politics [اسم]
اجرا کردن

سیاست

Ex: Many young people are disillusioned with traditional politics and are seeking new ways to influence their communities .

بسیاری از جوانان از سیاست سنتی ناامید شده‌اند و به دنبال راه‌های جدیدی برای تأثیرگذاری بر جوامع خود هستند.

political [صفت]
اجرا کردن

سیاسی

Ex:

کمپین‌های سیاسی از استراتژی‌های مختلفی برای تحت تأثیر قرار دادن رأی‌دهندگان و کسب حمایت عمومی استفاده می‌کنند.

capitalist [صفت]
اجرا کردن

مربوط به نظام سرمایه‌داری

Ex: The capitalist system allows for the accumulation of wealth through private enterprise and investment .

سیستم سرمایه‌داری امکان انباشت ثروت را از طریق شرکت‌های خصوصی و سرمایه‌گذاری فراهم می‌کند.

capitalism [اسم]
اجرا کردن

نظام سرمایه‌داری

Ex: Capitalism encourages competition and innovation among businesses to meet consumer demand .

سرمایه‌داری رقابت و نوآوری را در میان کسب‌وکارها برای پاسخگویی به تقاضای مصرف‌کننده تشویق می‌کند.

economist [اسم]
اجرا کردن

اقتصاددان

Ex: He pursued a career as an economist specializing in environmental economics .

او به عنوان یک اقتصاددان متخصص در اقتصاد محیط زیست به دنبال شغل رفت.

economy [اسم]
اجرا کردن

اقتصاد

Ex: Government policies play a crucial role in shaping the direction and stability of the economy .
economic [صفت]
اجرا کردن

اقتصادی

Ex: Economic inequality remains a significant challenge in many countries , affecting access to opportunities and resources .

نابرابری اقتصادی همچنان به عنوان یک چالش مهم در بسیاری از کشورها باقی مانده است، که دسترسی به فرصت‌ها و منابع را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

economical [صفت]
اجرا کردن

اقتصادی

Ex: They chose an economical solution that reduced production costs significantly .

آنها یک راه‌حل اقتصادی را انتخاب کردند که هزینه‌های تولید را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داد.

developer [اسم]
اجرا کردن

بسازوبفروش

Ex: She is a successful developer known for her residential projects in the city .

او یک توسعه‌دهنده موفق است که به خاطر پروژه‌های مسکونی‌اش در شهر شناخته شده است.

development [اسم]
اجرا کردن

رشد

Ex: Urban development in the area led to new housing and businesses .

توسعه شهری در منطقه منجر به مسکن و کسب‌وکارهای جدید شد.

developed [صفت]
اجرا کردن

توسعه‌یافته

Ex: The developed technology revolutionized communication around the world .

فناوری توسعه یافته ارتباطات را در سراسر جهان متحول کرد.

developing [صفت]
اجرا کردن

در حال توسعه

Ex:

شرکت بر گسترش بازار خود در اقتصادهای در حال توسعه تمرکز دارد.

investor [اسم]
اجرا کردن

سرمایه‌گذار

Ex: He attended a conference to network with potential investors .

او در یک کنفرانس شرکت کرد تا با سرمایه‌گذاران بالقوه شبکه‌ای ایجاد کند.

investment [اسم]
اجرا کردن

سرمایه‌گذاری

Ex: He considered his education an important investment in his future career .

او تحصیلات خود را یک سرمایه‌گذاری مهم در آینده شغلی خود می‌دانست.

اجرا کردن

صاحب صنعت

Ex: By investing in new machinery , the industrialist was able to boost production and reduce costs .

با سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات جدید، صنعتگر توانست تولید را افزایش دهد و هزینه‌ها را کاهش دهد.

اجرا کردن

صنعتی‌شده

Ex: With its industrialized economy , the country is now a leader in global trade .

با اقتصاد صنعتی خود، این کشور اکنون در تجارت جهانی پیشرو است.

industry [اسم]
اجرا کردن

صنعت

Ex:

صنعت مد روندهایی را تعیین می‌کند که ترجیحات مصرف‌کننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

producer [اسم]
اجرا کردن

تولید‌کننده

Ex: As a producer of luxury handbags , the brand gained international acclaim .

به عنوان یک تولیدکننده کیف‌های دستی لوکس، این برند مورد تحسین بین‌المللی قرار گرفت.

product [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: Consumers are increasingly demanding eco-friendly products .

مصرف‌کنندگان به طور فزاینده‌ای محصولات دوستدار محیط زیست را تقاضا می‌کنند.

production [اسم]
اجرا کردن

تولید کالا

Ex: The production of the new smartphone model will start next month .

تولید مدل جدید گوشی هوشمند ماه آینده آغاز خواهد شد.

productive [صفت]
اجرا کردن

پربازده

Ex: Regular exercise and a balanced diet contribute to a productive lifestyle .

ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل به یک سبک زندگی مولد کمک می‌کنند.

اجرا کردن

سازنده

Ex: As a leading manufacturer of electronic gadgets , the company expanded its reach globally .

به عنوان یک تولیدکننده پیشرو در زمینه گجت‌های الکترونیکی، شرکت دامنه فعالیت خود را در سطح جهانی گسترش داد.

اجرا کردن

تولید‌شده

Ex: The manufactured chemicals were used in various industrial processes .

مواد شیمیایی تولید شده در فرآیندهای صنعتی مختلف مورد استفاده قرار گرفتند.

اجرا کردن

حامی محیط‌زیست

Ex: He became an environmentalist after witnessing the devastating effects of climate change on his hometown .

او پس از مشاهده اثرات ویرانگر تغییرات آب و هوایی بر زادگاهش، به یک محیط‌زیست‌گرا تبدیل شد.

environment [اسم]
اجرا کردن

محیط‌ زیست

Ex: Recycling is one way to help save the environment .

بازیافت یکی از راه‌های کمک به نجات محیط زیست است.

اجرا کردن

زیست‌محیطی

Ex: Environmental impact assessments evaluate the potential effects of human activities on the environment before projects are undertaken .

ارزیابی‌های تأثیر محیط زیستی، اثرات بالقوه فعالیت‌های انسانی بر محیط زیست را قبل از انجام پروژه‌ها ارزیابی می‌کنند.

polluted [صفت]
اجرا کردن

آلوده

Ex: The polluted soil in the industrial area was contaminated with heavy metals and toxins , rendering it unfit for farming .

خاک آلوده در منطقه صنعتی با فلزات سنگین و سموم آلوده شده بود، که آن را برای کشاورزی نامناسب می‌کرد.

pollution [اسم]
اجرا کردن

آلودگی

Ex: Industrial emissions contribute to the pollution of the atmosphere , which harms human health .

انتشارات صنعتی به آلودگی اتمسفر کمک می‌کنند، که به سلامت انسان آسیب می‌رساند.

to pollute [فعل]
اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Factories often pollute the air with emissions from burning fossil fuels .

کارخانه‌ها اغلب با انتشار گازهای ناشی از سوخت سوخت‌های فسیلی هوا را آلوده می‌کنند.