کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 8 - 8A

در اینجا شما واژگان واحد 8 - 8A در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "وام"، "برداشت بیش از حد"، "نرخ بهره" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
to invest [فعل]
اجرا کردن

سرمایه‌گذاری کردن

Ex: The company invested heavily in research and development .

شرکت به شدت در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کرد.

to spend on [فعل]
اجرا کردن

(برای چیزی) خرج کردن

Ex:

شرکت بودجه قابل توجهی را برای کمپین‌های بازاریابی و تبلیغات خرج کرد.

to overdraw [فعل]
اجرا کردن

(از حساب بانکی) اضافه برداشت کردن

Ex: Many banks allow customers to overdraw their accounts up to a certain limit .

بسیاری از بانک‌ها به مشتریان اجازه می‌دهند تا حساب‌های خود را تا حد معینی برداشت بیش از حد کنند.

debt [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: The company 's debt continued to grow as profits failed to meet expectations .

بدهی شرکت ادامه به رشد کرد در حالی که سودها انتظارات را برآورده نکردند.

on credit [عبارت]
اجرا کردن

(خرید) به‌صورت اعتباری

Ex: They paid for the vacation on credit , planning to settle it next month .
to [pay] cash [عبارت]
اجرا کردن

نقدی پرداخت کردن

Ex: They offered a discount if you paid cash .
loan [اسم]
اجرا کردن

وام

Ex:

او برای پرداخت اقساط ماهانه وام دانشجویی خود تقلا کرد.

to repay [فعل]
اجرا کردن

(پول) پس دادن

Ex: Credit card users are actively repaying their balances to avoid additional charges .

کاربران کارت‌های اعتباری به‌طور فعال موجودی خود را بازپرداخت می‌کنند تا از هزینه‌های اضافی جلوگیری کنند.

اجرا کردن

رتبه اعتباری

Ex: They checked my credit rating before approving the mortgage .

آنها امتیاز اعتباری من را قبل از تأیید وام مسکن بررسی کردند.

اجرا کردن

نرخ بهره

Ex: The interest rate on student loans can significantly affect how much graduates end up repaying over time .

نرخ بهره وام‌های دانشجویی می‌تواند به میزان قابل توجهی بر مبلغی که فارغ‌التحصیلان در طول زمان بازپرداخت می‌کنند تأثیر بگذارد.

اجرا کردن

حساب جاری

Ex: She transferred the money from her savings account to her current account .

او پول را از حساب پس‌انداز خود به حساب جاری خود منتقل کرد.

اجرا کردن

حساب پس‌انداز

Ex: They opened a joint savings account for their wedding expenses .

آن‌ها یک حساب پس‌انداز مشترک برای هزینه‌های عروسیشان باز کردند.

well-off [صفت]
اجرا کردن

دارا

Ex: The pension plan ensured that retirees could live comfortably and remain well-off .

طرح بازنشستگی تضمین می‌کرد که بازنشسته‌ها بتوانند به راحتی زندگی کنند و مرفه بمانند.

short [صفت]
اجرا کردن

ناکافی

Ex: The store was short on staff during the holiday rush .

فروشگاه در زمان شلوغی تعطیلات کم کارمند داشت.