Face2Face متوسط بالا "واحد 10 - 10B" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 10 - 10B در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سرکش"، "توهین آمیز"، "ناراحت"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
unruly [صفت]
اجرا کردن

نافرمان

Ex: Judges often face unruly defendants in court .

قضات اغلب با متهمان نافرمان در دادگاه روبرو می‌شوند.

objective [صفت]
اجرا کردن

بی‌طرفانه

Ex: The journalist strived to provide an objective report , presenting the facts without bias .

روزنامه‌نگار کوشید تا گزارش عینی ارائه دهد، حقایق را بدون تعصب ارائه کند.

biased [صفت]
اجرا کردن

متعصب

Ex: The judge recused herself from the case to avoid any appearance of biased judgment .

قاضی خود را از پرونده کنار کشید تا از هرگونه ظاهر قضاوت جانبدارانه جلوگیری کند.

threatening [صفت]
اجرا کردن

تهدیدکننده

Ex: The threatening tone of his voice made her feel uneasy .

تن صدای تهدیدآمیز او باعث شد احساس ناراحتی کند.

abusive [صفت]
اجرا کردن

بدرفتار

Ex: She sought therapy to heal from her abusive past .

او به دنبال درمان بود تا از گذشته سوءاستفاده‌گرانه خود بهبود یابد.

unfair [صفت]
اجرا کردن

ناعادلانه

Ex: The teacher 's grading system seemed arbitrary and unfair to many students .

سیستم نمره‌دهی معلم به نظر بسیاری از دانش‌آموزان خودسرانه و ناعادلانه بود.

resentful [صفت]
اجرا کردن

آزرده

Ex: The employees became resentful when they were passed over for promotions .

کارمندان زمانی که برای ارتقا نادیده گرفته شدند، ناراحت شدند.

reasonable [صفت]
اجرا کردن

منطقی

Ex: A reasonable judge weighs evidence without bias .

یک قاضی منطقی شواهد را بدون تعصب وزن می‌کند.

disciplined [صفت]
اجرا کردن

متعهد

Ex: The disciplined chef has honed their culinary skills through years of practice and experimentation .

آشپز منظم مهارت‌های آشپزی خود را از طریق سال‌ها تمرین و آزمایش پرورش داده است.

prejudiced [صفت]
اجرا کردن

متعصب

Ex: She made a prejudiced assumption without knowing the facts .

او بدون دانستن حقایق یک فرض متعصبانه کرد.