مطمئن
او مطمئن بود که در ورودی را قبل از ترک خانه قفل کرده است.
در اینجا واژگان از واحد 6 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شکایت"، "بحث کردن"، "خواربار" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مطمئن
او مطمئن بود که در ورودی را قبل از ترک خانه قفل کرده است.
شکایت
شرکت به شکایات مشتریان اهمیت میدهد و تیمی اختصاصی برای رسیدگی به هرگونه مشکل پیشآمده دارد.
انتقاد کردن
به عنوان یک معلم، مهم است که کار دانشآموزان را به گونهای انتقاد کنید که به آنها در یادگیری و رشد کمک کند.
احترام گذاشتن
دانشآموزان به خاطر اشتیاق و تعهد معلمشان به آموزش، به او احترام میگذارند.
مضطرب
او با خودکارش بازی میکرد، واضح بود که از آزمون پیش رو نگران است.
کسی را دیوانه کردن
رد کردن
صاحبخانه با توجه به توانایی مالی مستاجر، افزایش اجاره را رد کرد.
خاموش کردن
فراموش نکنید که تلویزیون را خاموش کنید وقتی تماشای آن تمام شد.
روشن کردن
میتوانید به من کمک کنید تلویزیون را روشن کنم؟ کنترل از راه دور را پیدا نمیکنم.
بلند کردن
بچهها باید قبل از خواب اسباببازیهایشان را بردارند.
قطع کردن (تلفن)
او همیشه فراموش میکند که تلفن را قطع کند، بنابراین باتری سریع خالی میشود.
درآوردن (لباس، کفش و غیره)
لطفاً قبل از ورود به خانه کفشهای خود را درآورید.
تمیز کردن
بعد از مهمانی، همه برای تمیز کردن تزئینات و غذای باقی مانده کمک کردند.
درآوردن
من کتابها را از جعبه خارج خواهم کرد.
شامل نشدن
اظهارات شاهد برائت دوست را ثابت میکند، زیرا تأیید میکند که او در زمان سرقت در کتابخانه بوده است.
دور انداختن
باقیمانده غذا برای مدت خیلی طولانی در یخچال مانده بود، بنابراین ما آن را دور ریختیم.
پوتین
چکمههای شیک، جلوهای مد روز به لباسش اضافه کرد.
جوراب
او یکی از جورابهایش را در لباسشویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.
منبع نور
او نور قدیمی را با یک مدل LED با مصرف انرژی کمتر جایگزین کرد.
کاپشن
ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیرهسازی وسایل کوچک عالی است.
مجله
مجله شامل مصاحبههایی با موزیسینها و بررسی آلبومهای جدید است.
موسیقی
موسیقی آرامشبخش به همه کمک کرد تا پس از یک روز طولانی استراحت کنند.
کار خانه (نظافت، آشپزی و غیره)
پس از یک هفته طولانی کار، او انجام کارهای خانه در آخر هفته را رضایتبخش مییابد.
زباله
او از توده زباله در کوچه شکایت کرد.
خواربار
بعد از خرید، آنها مواد غذایی را در آشپزخانه باز کردند.
آشفتگی
اتاق کودک آنقدر به هم ریخته است که راه رفتن در آن سخت است.
ماکروفر
همیشه هنگام خارج کردن وسایل از مایکروویو مراقب باشید، زیرا میتوانند بسیار داغ باشند.
پالتو
دختر کوچکم یک کت کرکی پوشیده که او را شبیه یک خرس عروسکی میکند.
لپتاپ
برادرم از لپتاپ خود برای مطالعه و کلاسهای آنلاین استفاده میکند.
کارهای روزمره
به کودکان کارهای مشخصی محول میشود تا مسئولیتپذیری را به آنها بیاموزند.
تلویزیون
ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.