کتاب 'اینترچنج' متوسطه - واحد 9 - بخش 1
در اینجا واژگان از واحد 9 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'مجازی'، 'خط مونتاژ'، 'تلپورتاسیون'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
with anyone or anything else excluded

فقط, تنها
ما فقط در آخر هفته به پارک میرویم.
the process that involves teaching and learning, particularly at a school, university, or college

تحصیل, آموزش
آموزش کلید باز کردن فرصتها برای رشد شخصی و حرفهای است.
something that we do regularly to earn money

کار, شغل
او به دنبال کار نیمه وقت برای تکمیل درآمد خود است.
a system or method for carrying people or goods from one place to another by cars, trains, etc.

حملونقل
حمل و نقل هوایی کشورهای دور را به هم متصل میکند.
the time that has passed

گذشته
در گذشته، مردم با کالسکههای اسبکش سفر میکردند.
the period of time happening now, not before or after

اکنون
موزه شامل نمایشگاههایی از گذشته و حال است.
the time that will come after the present or the events that will happen then

آینده
کتاب به ما نگاهی اجمالی به آینده ممکن میدهد.
to create a number of copies of a newspaper, magazine, book, etc.

چاپ کردن, پرینت کردن
روزنامه چاپ میکند نسخههای روزانه را که شامل اخبار محلی و بینالمللی است.
a large board with a smooth dark surface that is written on with chalk in schools

تختهسیاه
او بعد از کلاس تخته سیاه را پاک کرد.
a production process where a product is put together in a step-by-step manner by different people or machines, each responsible for a specific task

خط مونتاژ
کارخانه سال گذشته یک خط مونتاژ سریعتر معرفی کرد.
a type of train powered by steam engine that uses steam pressure to move

قطار بخار, لوکوموتیو بخار
گردشگران از سواری بر روی قطار بخار بازسازی شده لذت بردند.
a large ship designed to carry passengers across the ocean, and it often has areas for people to have fun and relax

کشتی اقیانوسپیما
گردشگران از سواری بر روی قطار بخار بازسازی شده لذت بردند.
a book that is published or converted to a digital format

کتاب الکترونیک
من کتاب الکترونیکی را برای سفر آیندهام دانلود کردم.
(of signals or data) representing and processing data as series of the digits 0 and 1 in electronic signals

دیجیتال, شمارهای
بسیاری از هنرمندان با استفاده از نرمافزارهای تخصصی و تبلتها، هنر دیجیتال خلق میکنند.
(usually plural) the things that are held, included, or contained within something

محتوا
بعد از تکان دادن کیف، او محتوای آن را بدون باز کردنش حدس زد.
done or happening regularly

مکرر
بارانهای مکرر خیابانها را لغزنده کرد.
a profession or a series of professions that one can do for a long period of one's life

شغل, حرفه
او یک حرفه موفق در امور مالی داشته است، برای شرکتهای سرمایهگذاری مختلف کار کرده است.
a process or result of becoming different

تغییر, تغییرکردن
او اخیراً متوجه تغییر قابل توجهی در رفتار دوستش شده است.
consisting of or involving several parts, elements, or people

چندگانه
کتاب دارای چندین پیچش داستانی است که خوانندگان را درگیر نگه میدارد.
a physical location, such as an office, factory, or store, where people go to work and perform their job duties

محل کار
محل کار جدید وسیع و مجهز به تکنولوژی مدرن است.
to damage the environment by releasing harmful chemicals or substances to the air, water, or land

آلوده کردن
دود آتش آلوده میکند جو را، کیفیت هوا را کاهش میدهد.
a means of transportation used to carry people or goods from one place to another, typically on roads or tracks

وسیله نقلیه
حادثه شامل سه وسیله نقلیه بود.
to possess or use something with someone else at the same time

چیزی را با کسی شریک شدن
بیش از یک دهه از زمانی که آنها یک صحنه را به اشتراک گذاشتند و با هم اجرا کردند، میگذرد.
(of a place, object, etc.) generated through the use of software

مجازی (کامپیوتر)
کنفرانس آنلاین یک گردهمایی مجازی از متخصصان سراسر جهان بود.
a room that students are taught in, particularly in a college, school, or university

کلاس
او از تزئین کلاس درس با آثار هنری رنگارنگ لذت میبرد.
the process or act of gaining knowledge or a new skill by studying, experimenting, or practicing

یادگیری
مدرسه یادگیری فعال را در کلاس تشویق میکند.
a small round medication we take whole when we are sick

قرص
او یک قرص اضافی در کیف پولش برای مواقع اضطراری نگه میدارد.
good at learning things, understanding ideas, and thinking clearly

باهوش, هوشمند
سیستمهای هوشمند برای نظارت بر جریان ترافیک در شهر استفاده میشوند.
a machine that can perform tasks automatically

ربات
ربات کف خانه را تمیز کرد در حالی که ما خارج از خانه بودیم.
a vehicle that can operate without a human driver

وسیله نقلیه خودران, خودروی خودگردان
بسیاری از مردم از ایده استفاده از ماشین بدون راننده برای رفت و آمد روزانه خود هیجان زده هستند.
the hypothetical ability to instantly transport matter from one place to another without physically moving it through space

دورنوردی, انتقال انرژی یا ماده بین دو نقطه مکانی بدون پیمودن فضای بین آن دو
to a very small degree or extent

به سختی, کم, به صورت ناچیز
دستورالعملها به سختی به اندازه کافی واضح بودند که دنبال شوند.
to know who a person or what an object is, because we have heard, seen, etc. them before

شناختن, متوجه شدن
من آهنگ را به محض شروع پخش شناختم.
a tall and often narrow building that stands alone or is part of a castle, church, or other larger buildings

برج
یک برج بلند در مرکز قلعه قرون وسطایی ایستاده بود.
to destroy something completely

تخریب کردن (ساختمان و غیره), با خاک یکسان کردن
توفان بسیاری از درختان و خطوط برق را ویران کرد.
to a degree that is high but not very high

نسبتاً, تقریباً
او نسبتاً مطمئن است که کلیدهایش را روی پیشخوان آشپزخانه گذاشته است.
in a short time from now

بهزودی, زود
گلها به زودی در بهار شکوفا خواهند شد.
used to indicate that something that was once true or done is no longer the case

دیگر
او دیگر اینجا زندگی نمیکند؛ او به شهر دیگری نقل مکان کرده است.
in a manner that suggests harm, damage, or threat is substantial

بهطور جدی
این نوع اطلاعات نادرست میتواند به شدت مردم را گمراه کند.
used to say that something happened frequently or constantly in the past but not anymore

عادت (انجام کاری را) داشتن
آنها عادت داشتند در شهر زندگی کنند قبل از اینکه به روستا نقل مکان کنند.
to put together different materials such as brick to make a building, etc.

ساختن
پرندگان برای محافظت از تخمهایشان لانههای پیچیده میسازند.
to ask for something, especially food, drinks, services, etc. in a restaurant, bar, or shop

سفارش دادن
او عاشق سفارش دادن غذاهای دریایی تازه است وقتی کنار ساحل غذا میخوریم.
