کتاب 'اینترچنج' متوسطه - واحد 3 - بخش 2
در اینجا شما واژگان از واحد 3 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آسیب"، "ارگانیک"، "انتقاد"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a certificate given to someone who has completed a course of study

دیپلم, مدرک
فارغالتحصیلان دیپلمهای خود را در مراسم فارغالتحصیلی دریافت کردند.
the skill and knowledge we gain from doing, feeling, or seeing things

تجربه, سابقه
سفر به کشورهای مختلف تجربیات فرهنگی یک فرد را گسترش میدهد.
to make or have an image of something in our mind

تصور کردن
به عنوان یک کودک، او عادت داشت که تصور کند یک ابرقهرمان است و روز را نجات میدهد.
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او در صنعت سینما یک کارنامه موفق داشت.
(of food or farming techniques) produced or done without any artificial or chemical substances

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی), ارگانیک
انتخاب محصولات ارگانیک به کاهش مواجهه با مواد شیمیایی مضر و ترویج پایداری محیط زیست کمک میکند.
to physically harm something

آسیب رساندن, صدمه زدن
برخورد بیدقت با اقلام شکننده میتواند به راحتی آنها را آسیب بزند.
pieces of equipment such as tables, desks, beds, etc. that we put in a house or office so that it becomes suitable for living or working in

مبلمان
اتاق ناهارخوری یک میز و صندلی به عنوان مبلمان دارد.
a test done to prove the truthfulness of a hypothesis

آزمایش
پروژه نمایشگاه علوم او شامل طراحی و اجرای چندین آزمایش بود.
a source of power used for lighting, heating, and operating machines

برق, الکتریسیته
مهم است که با خاموش کردن چراغها وقتی استفاده نمیشوند، برق ذخیره شود.
a piece of printed paper that shows the amount of money a person has to pay for goods or services received

صورتحساب
صورتحساب نشان داد که برای یک نوشیدنی اضافی از آنها هزینه گرفته شده است.
used after negative statements to indicate a similarity between two situations or feelings

هم
من نمیتوانم امشب به مهمانی بروم، و دوستم هم هم نمیتواند.
a box-shaped equipment used for cooking or heating food by either putting it inside or on top of the equipment

اجاقگاز
من آب را روی اجاق جوشاندم تا یک فنجان چای درست کنم.
soft, thin paper in sheets or on a roll for cleaning after using the toilet

دستمال دستشویی
من مجبور شدم از مقداری دستمال توالت برای تمیز کردن ریختگی استفاده کنم.
not connected to anything, and forming a unit by itself

مجزا, جدا، مستقل
شرکت دو بخش جداگانه برای تولید و فروش اداره میکند.
to desire something to occur or to be true even though it is improbable or not possible

آرزو داشتن
آنها آرزو داشتند سالها پیش در بازار سهام سرمایهگذاری کرده بودند.
to return to a previous location, position, or state

برگشتن, بازگشتن
علیرغم سقوط بازار، بسیاری از سرمایهگذاران امیدوارند که به ثبات مالی قبلی خود بازگردند.
to make a person or thing better

بهبود بخشیدن, بهتر کردن
اضافه کردن جزئیات بیشتر به مقاله شما بهبود میبخشد به وضوح و عمق آن.
all the qualities that shape a person's character and make them different from others

شخصیت, خصوصیت اخلاقی
با اینکه آنها دوقلو هستند، شخصیتهایشان کاملاً متفاوت است.
to change your position or location

حرکت کردن, تغییر مکان دادن
کمپر میتوانست صدای حیوانات را که در بوتههای اطراف حرکت میکردند بشنود.
recently invented, made, etc.

نو, جدید
یک ماشین لباسشویی جدید با مصرف انرژی کم معرفی شد تا مصرف انرژی خانگی را کاهش دهد.
the place that we live in, usually with our family

خانه, منزل
خانه آنها همیشه پر از خنده و گرمی بود.
to pass time in a particular manner or in a certain place

گذراندن (زمان), گذشتن (زمان)
من از گذراندن وقت باکیفیت با دوستانم لذت میبرم.
people that are related to each other by blood or marriage, normally made up of a father, mother, and their children

خانواده
من یک خانواده بزرگ با تعداد زیادی پسرعمو، دخترعمو، عمه و دایی دارم.
a type of life that a person or group is living

سبک زندگی
سبک زندگی مینیمالیستی به کسانی جذاب است که سادگی و بیدروپیکری کمتر را ترجیح میدهند.
used for showing that someone or something belongs to or is connected with a particular person or thing

خود, مال خود، برای خود
او هر روز با ماشین خودش به سر کار میرود.
the activity of providing services or products in exchange for money

کسبوکار, تجارت
خانواده ما یک کسب و کار کوچک رستوران دارد.
to take pleasure or find happiness in something or someone

لذت بردن
ما از یک وعده غذایی خوشمزه در رستوران جدید شهر لذت بردیم.
to put things together to make them bigger in size or quantity

اضافه کردن, جمع کردن
لطفاً نام خود را به لیست شرکتکنندگان اضافه کنید.
describing a service or activity performed willingly without receiving payment

داوطلبانه, خیرخواهانه
سازمان به تلاشهای داوطلبانه برای توزیع غذا به نیازمندان متکی بود.
up to now or the time stated

هنوز
او هنوز اولین ملاقات ما را به یاد میآورد.
to feel upset and nervous because we think about bad things that might happen to us or our problems

نگران شدن, نگران بودن
نگران نباش، من در غیاب تو از همه چیز مراقبت میکنم.
to point out the faults or weaknesses of someone or something

انتقاد کردن
سارا همیشه ارائههای همکارانش را انتقاد میکند، اما به ندرت بازخورد سازنده ارائه میدهد.
to have your home somewhere specific

زندگی کردن
من در یک شهر کوچک نزدیک کوهها زندگی میکنم.
used to make an offer or request in a polite manner
![[برای درخواست مودبانه]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[برای درخواست مودبانه]
من سپاسگزار خواهم بود اگر بتوانید گزارش را تا پایان روز برای من ارسال کنید.
