آینده
ما نمیدانیم آینده چه چیزی برای ما در نظر گرفته است.
اینجا، شما واژگان از واحد 8 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پاکت"، "جذاب"، "یادبود"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آینده
ما نمیدانیم آینده چه چیزی برای ما در نظر گرفته است.
مرکزی
قرص (نان)
او یک نان تازه از نانوایی خرید.
زدن
او برای کاهش استرس کیسه بوکس را زد.
امیدوار بودن
با نزدیک شدن به انتخابات، بسیاری از شهروندان به تغییرات مثبت در دولت امیدوار هستند.
ریختوپاش
دستخط او به هم ریخته و سخت خوان بود، با حروفی که به هم میچسبیدند.
بادقت
آنها هر آیتم در جعبه را با دقت بررسی کردند.
صلح
جامعه برای حفظ صلح و جلوگیری از خشونت با هم کار کرد.
موفقیت
علیرغم مشکلات اولیه، تلاشهای مشترک تیم در نهایت به یک موفقیت چشمگیر منجر شد.
شانس
برنده شدن در قرعهکشی اغلب به عنوان ضربهای از شانس دیده میشود، زیرا کاملاً به شانس بستگی دارد نه به مهارت یا کار سخت.
پاکت نامه
او به من یک پاکت داد که داخلش یک یادداشت بود.
شامل بودن
فایل شامل اسنادی است که برای جلسه نیاز داریم.
خراب کردن
زلزله چندین ساختمان در مرکز شهر را نابود کرد.
مانکن
خیاط ها از مانکن استفاده می کنند تا لباس ها را کاملاً اندازه کنند.
خاک اره
او بوی خاک اره تازه را در کارگاه نجاری احساس کرد.
سوختن
عکسهای قدیمی در آتشسوزی خانه سوختند، برای همیشه در شعلهها گم شدند.
اتفاق
رویداد ورزشی جمعیت زیادی از طرفداران مشتاق را به خود جذب کرد.
بزرگداشت (به یاد کسی) بر پا کردن
یک رویداد ویژه برای یادبود کشف انقلابی دانشمند سازماندهی شد.
جد
او مغرور بود که فهمید نیاکانش هنرمند مشهوری بودهاند.
قبر
خانواده برای ادای احترام در سالگرد درگذشتش به قبر سر زدند.
فانوس
آنها یک فانوس را خارج از چادر آویزان کردند.
شناور بودن
پر، که توسط نسیم گرفته شده بود، شروع به شناور شدن در هوا کرد.
مراسم
او در یک مراسم باستانی برای جشن گرفتن فصل برداشت شرکت کرد.
روشن
اتاق روشن شده با شمع در یک عصر سرد زمستانی گرم و روشن احساس میشد.
انجام ندادن کاری
او تصمیم گرفت مراسم روزانه قهوه خود را حذف کند و به جای آن چای گیاهی انتخاب کرد.
داماد
داماد با عروسش وعدههای صمیمی رد و بدل کرد و تعهدشان به یکدیگر را محکمتر کرد.
عروس
پس از مراسم، داماد حجاب عروس خود را بالا زد و او را با مهربانی بوسید، و اینگونه عهدهای عشق و تعهدشان را مهر کرد.
دزدیدن
دیشب، کسی دوچرخهام را از حیاط جلو دزدید.
زمانی که
زنگ هشدار به صدا درمیآید وقتی وقت بیدار شدن است.
بعد از
فروشگاه ساعت 9 شب بسته میشود، اما مشتریان میتوانند بعد از آن خارج شوند.
نامزد کردن
او با اضطراب منتظر پاسخ او بود وقتی از او خواست نامزد شود.
ازدواج کردن
آنها در یک مراسم کوچک و صمیمی فقط با خانواده و دوستان نزدیک ازدواج کردند.
ضربه
برخورد صاعقه به درخت باعث آتش گرفتن آن شد.
آرزو داشتن
من نمیتوانم کمک کنم اما آرزو کنم که سگم بتواند صحبت کند، حتی اگر میدانم این یک خیال است.