کتاب 'اینترچنج' متوسطه - واحد 2 - بخش 2

در اینجا شما واژگان از واحد 2 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مسکن"، "غیر مستقیم"، "کسب درآمد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' متوسطه
guide [اسم]
اجرا کردن

راهنما (گردشگری)

Ex: The guide at the art gallery provided insightful commentary on the artworks .

راهنما در گالری هنری تفسیرهای بینش‌آمیزی درباره آثار هنری ارائه داد.

across [حرف اضافه]
اجرا کردن

آن‌طرف

Ex: The bookshelf is across the hall from the bedroom .

قفسه کتاب روبه‌روی راهرو از اتاق خواب است.

sign [اسم]
اجرا کردن

علامت

Ex: Musical notation uses signs such as sharps ( ) and flats ( ) to indicate alterations in pitch .

نت‌نویسی موسیقی از علامت‌هایی مانند دیز (♯) و بمل (♭) برای نشان دادن تغییرات در زیر و بمی استفاده می‌کند.

restroom [اسم]
اجرا کردن

دستشویی عمومی

Ex: The restroom sign was visible from the lobby .

علامت توالت از لابی قابل مشاهده بود.

where [قید]
اجرا کردن

کجا

Ex:

کلیدهایت را کجا گذاشتی ؟

indirect [صفت]
اجرا کردن

غیرمستقیم

Ex: The road construction forced us to take an indirect route to our destination .

ساخت جاده ما را مجبور کرد تا برای رسیدن به مقصدمان مسیری غیرمستقیم را انتخاب کنیم.

natural [صفت]
اجرا کردن

طبیعی

Ex: The dish was made using natural and locally sourced ingredients .

غذا با استفاده از مواد طبیعی و محلی تهیه شد.

area [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: The forest area is a habitat for many wildlife species .

منطقه جنگلی زیستگاه بسیاری از گونه‌های حیات وحش است.

safety [اسم]
اجرا کردن

ایمنی

Ex: She always checks the weather forecast before hiking to ensure her safety on the trails .

او همیشه قبل از کوهنوردی پیش‌بینی هوا را بررسی می‌کند تا امنیت خود را در مسیرها تضمین کند.

اجرا کردن

سرگرمی

Ex: Television is a major source of entertainment for many people .

تلویزیون منبع اصلی سرگرمی برای بسیاری از مردم است.

housing [اسم]
اجرا کردن

مسکن

Ex: The new policy aims to improve rural housing .

سیاست جدید به دنبال بهبود مسکن روستایی است.

author [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: During the book signing event , fans eagerly lined up to meet their favorite author and get their copies autographed .

در طول مراسم امضای کتاب، طرفداران با اشتیاق در صف ایستادند تا با نویسنده مورد علاقه خود ملاقات کنند و نسخه‌های خود را امضا شده دریافت کنند.

to look for [فعل]
اجرا کردن

به دنبال چیزی بودن

Ex: The students are looking for a good grade on the upcoming exam .

دانش‌آموزان به دنبال نمره خوبی در امتحان آینده هستند.

continent [اسم]
اجرا کردن

قاره

Ex: Australia is the only continent that is also a country .

استرالیا تنها قاره‌ای است که یک کشور نیز محسوب می‌شود.

population [اسم]
اجرا کردن

جمعیت

Ex: As the population ages , there will be increasing strain on healthcare systems .

با پیر شدن جمعیت، فشار بر سیستم‌های بهداشتی افزایش خواهد یافت.

crowded [صفت]
اجرا کردن

شلوغ

Ex: The crowded beach was bustling with families enjoying the sunny weather .

ساحل شلوغ با خانواده‌هایی که از هوای آفتابی لذت می‌بردند، شلوغ بود.

percent [قید]
اجرا کردن

درصد

Ex:

تورم ماه گذشته 2 درصد افزایش یافت.

resident [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The apartment building has a mix of residents from different cultural backgrounds .

ساختمان آپارتمان دارای ترکیبی از ساکنان از پیشینه‌های فرهنگی مختلف است.

daycare [اسم]
اجرا کردن

مرکز نگهداری از کودکان یا سالمندان

although [حرف ربط]
اجرا کردن

اگرچه

Ex: Although she was nervous , she passed the driving test .

اگرچه او عصبی بود، اما در آزمون رانندگی قبول شد.

incredible [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: His incredible strength enabled him to lift heavy objects with ease .

قدرت باورنکردنی او به او اجازه داد تا اشیاء سنگین را به راحتی بلند کند.

salary [اسم]
اجرا کردن

حقوق و دستمزد

Ex: The average salary in this industry has increased .

حقوق متوسط در این صنعت افزایش یافته است.

healthcare [اسم]
اجرا کردن

خدمات درمانی

Ex: The hospital is known for providing excellent healthcare to its patients .

بیمارستان به دلیل ارائه مراقبت‌های بهداشتی عالی به بیمارانش شناخته شده است.

education [اسم]
اجرا کردن

تحصیل

Ex: Online education has become increasingly popular due to its flexibility and accessibility .

آموزش آنلاین به دلیل انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان آن، محبوبیت روزافزونی پیدا کرده است.

option [اسم]
اجرا کردن

گزینه

Ex: He considered all his options before making a decision about where to study .
beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

forest [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The forest provided us with shade on a hot summer day .

جنگل در یک روز گرم تابستانی به ما سایه داد.

اجرا کردن

داوطلبانه گفتن

Ex: At the conference , several experts volunteered their opinions on the latest trends in the industry , without being prompted by the audience .

در کنفرانس، چندین متخصص بدون اینکه از سوی مخاطبان درخواست شود، نظرات خود را در مورد آخرین روندهای صنعت داوطلبانه ارائه دادند.

to earn [فعل]
اجرا کردن

پول درآوردن

Ex: She earns extra income by tutoring on weekends .

او با تدریس در آخر هفته‌ها درآمد اضافی به دست می‌آورد.

rich [صفت]
اجرا کردن

ثروتمند

Ex:

مرد ثروتمند یک خانه بزرگ و یک ماشین لوکس خرید.

اجرا کردن

ارتباط

Ex: There 's a symbiotic relationship between plants and bees in pollination .

بین گیاهان و زنبورها در گرده‌افشانی یک رابطه همزیستی وجود دارد.

attitude [اسم]
اجرا کردن

نگرش

Ex: Negative attitudes can limit personal growth and hinder progress in various aspects of life .
positive [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: Despite the challenges , she remained positive that they would overcome the obstacles together .

علیرغم چالش‌ها، او مثبت باقی ماند که آنها با هم بر موانع غلبه خواهند کرد.

even [قید]
اجرا کردن

حتی

Ex: Even the simplest tasks became difficult in the extreme weather .

حتی ساده‌ترین کارها در هوای شدید دشوار شدند.

government [اسم]
اجرا کردن

دولت

Ex: The government provided disaster relief funds to help communities affected by the recent flood .

دولت برای کمک به جوامع آسیب دیده از سیل اخیر، کمک های مالی برای امداد رسانی در بلایا ارائه کرد.