کتاب 'اینترچنج' متوسطه - واحد 3 - بخش 1

در اینجا شما واژگان از واحد 3 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تنگ"، "ارزیابی"، "نامناسب"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' متوسطه
change [اسم]
اجرا کردن

تغییر

Ex: Embracing change can lead to personal growth and development .

در آغوش گرفتن تغییر می‌تواند به رشد و توسعه شخصی منجر شود.

bright [صفت]
اجرا کردن

روشن

Ex: The candlelit room felt warm and bright on a cold winter evening .

اتاق روشن شده با شمع در یک عصر سرد زمستانی گرم و روشن احساس می‌شد.

comfortable [صفت]
اجرا کردن

راحت

Ex: The elderly woman seemed comfortable in her favorite armchair by the fireplace .

زن مسن در صندلی مورد علاقه خود کنار شومینه راحت به نظر می‌رسید.

convenient [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: I love that the library has extended hours ; it 's very convenient for students .
cramped [صفت]
اجرا کردن

تنگ

Ex: The cramped kitchen made cooking with multiple people difficult .

آشپزخانه تنگ پخت و پز با چند نفر را دشوار می‌کرد.

dangerous [صفت]
اجرا کردن

خطرناک

Ex: The coast guard warned us against swimming during a storm because it 's very dangerous .

گارد ساحلی به ما هشدار داد که در طول طوفان شنا نکنیم زیرا بسیار خطرناک است.

dark [صفت]
اجرا کردن

تاریک

Ex: The dark night made the stars shine brighter .

شب تاریک باعث درخشش بیشتر ستاره‌ها شد.

dingy [صفت]
اجرا کردن

چرک‌تاب

Ex: She refused to stay in the dingy hotel because it felt unclean and uncomfortable .

او از ماندن در هتل کثیف خودداری کرد زیرا احساس ناخوشایند و ناراحتی می‌کرد.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

huge [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: The huge tree in their backyard provided shade for the entire garden .

درخت عظیم در حیاط خلوتشان سایه‌ای برای تمام باغ فراهم می‌کرد.

اجرا کردن

نامناسب

Ex: The new policy is inconvenient for employees with long commutes .

سیاست جدید برای کارمندانی که مسافت طولانی را طی می‌کنند نامناسب است.

modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: Advances in modern medicine have greatly improved life expectancy .

پیشرفت‌های پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیده‌اند.

noisy [صفت]
اجرا کردن

پرسروصدا

Ex: The restaurant was noisy , with the clinking of dishes and the chatter of diners .

رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.

private [صفت]
اجرا کردن

خصوصی

Ex: The school has private classrooms for tutoring sessions .

مدرسه کلاس‌های خصوصی برای جلسات تدریس خصوصی دارد.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The quiet hum of the refrigerator was the only sound in the otherwise silent room .

سکوت یخچال تنها صدایی بود که در غیر این صورت در اتاق ساکت شنیده می‌شد.

rundown [صفت]
اجرا کردن

مخروبه

Ex:

کارخانه پس از نقل مکان شرکت به مکان دیگر، خرابه رها شده بود.

safe [صفت]
اجرا کردن

امن

Ex: He always checks the locks twice to ensure his home is safe before leaving .

او همیشه قفل‌ها را دو بار بررسی می‌کند تا مطمئن شود خانه‌اش امن است قبل از ترک کردن.

small [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The toy car was small enough to fit in his pocket .

ماشین اسباب‌بازی به اندازه‌ای کوچک بود که در جیبش جا شود.

spacious [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: Their new home in the suburbs allowed for a spacious lifestyle , filled with opportunities and activities .

خانه جدیدشان در حومه شهر امکان یک سبک زندگی وسیع را فراهم کرد، پر از فرصت‌ها و فعالیت‌ها.

anymore [قید]
اجرا کردن

دیگر

Ex: I do n't find that TV show interesting anymore .

من دیگر آن برنامه تلویزیونی را جالب نمی‌یابم anymore.

location [اسم]
اجرا کردن

موقعیت جغرافیایی

Ex: The GPS coordinates provided the precise location of the archaeological site .

مختصات GPS موقعیت دقیق سایت باستان‌شناسی را ارائه داد.

comparison [اسم]
اجرا کردن

سنجش

Ex: A literary comparison of Shakespeare and Marlowe highlights their use of poetic language and dramatic themes .
evaluation [اسم]
اجرا کردن

ارزیابی

Ex: Consumer evaluations of the new product were overwhelmingly positive , citing its ease of use and durability .

ارزیابی‌های مصرف‌کنندگان از محصول جدید به شدت مثبت بود، که به سهولت استفاده و دوام آن اشاره داشت.

enough [قید]
اجرا کردن

به‌اندازه کافی

Ex: She worked hard enough to earn a well-deserved promotion .
too [قید]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: I 'm too tired to keep working tonight .

من خیلی خسته‌ام که امشب به کار کردن ادامه دهم.

as [قید]
اجرا کردن

مثل

Ex: He 's not as tall as his father .

او به اندازه پدرش بلند نیست.

suburb [اسم]
اجرا کردن

حومه

Ex: The new shopping mall on the outskirts of the suburb has become a central hub for residents , offering a variety of dining and entertainment options .

مرکز خرید جدید در حومه حومه شهر به یک مرکز اصلی برای ساکنان تبدیل شده است که گزینه‌های متنوعی برای غذا خوردن و سرگرمی ارائه می‌دهد.

bedroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق‌خواب

Ex: She decorated the walls of her bedroom with pictures and posters .

او دیوارهای اتاق خواب خود را با تصاویر و پوسترها تزئین کرد.

bathroom [اسم]
اجرا کردن

حمام - دستشویی

Ex: They organized shampoo and soap bottles in the shower caddy in the bathroom .

آن‌ها بطری‌های شامپو و صابون را در سبد دوش در حمام مرتب کردند.

downtown [قید]
اجرا کردن

به مرکز شهر

Ex:

او در مرکز شهر، نزدیک منطقه مالی کار می‌کند.

garage [اسم]
اجرا کردن

گاراژ

Ex: After cleaning out the garage , they found an old bicycle that had been forgotten for years .

بعد از تمیز کردن گاراژ، آنها یک دوچرخه قدیمی پیدا کردند که سال‌ها فراموش شده بود.

per [حرف اضافه]
اجرا کردن

هر

Ex:

محدودیت سرعت در این جاده 60 مایل در ساعت است.

subway [اسم]
اجرا کردن

مترو

Ex:

ایستگاه مترو در ساعت شلوغی شلوغ است.

to remember [فعل]
اجرا کردن

به یاد آوردن

Ex: I 'll always remember our graduation day .

من همیشه روز فارغ‌التحصیلی‌مان را به یاد خواهم آورد.

balcony [اسم]
اجرا کردن

بالکن

Ex: During the summer , the family often hosted barbecues on their balcony , enjoying the warm weather .

در طول تابستان، خانواده اغلب باربیکیوها را در بالکن خود برگزار می‌کردند و از هوای گرم لذت می‌بردند.