کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 3 - 3C

در اینجا واژگان از واحد 3 - 3C در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پوسیدگی"، "زنگ زده"، "شفاف"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
rusty [صفت]
اجرا کردن

زنگ‌زده

Ex: The car ’s parts began to look rusty after the long winter .

قطعات ماشین بعد از زمستان طولانی شروع به زنگ زدن کردند.

dated [صفت]
اجرا کردن

منسوخ

Ex: The website ’s layout felt dated and difficult to navigate compared to modern designs .

چیدمان وبسایت در مقایسه با طراحی‌های مدرن، منسوخ و دشوار برای پیمایش به نظر می‌رسید.

to decay [فعل]
اجرا کردن

تخریب شدن

Ex: The town started to decay as people moved away .

شهر شروع به فرسودگی کرد وقتی مردم رفتند.

plastic [اسم]
اجرا کردن

پلاستیک

Ex: The artist sculpted a beautiful statue out of plastic .

هنرمند مجسمه‌ای زیبا از پلاستیک تراشید.

smooth [صفت]
اجرا کردن

صاف

Ex: The car ’s paint job gave it a sleek and smooth appearance .

رنگ‌آمیزی ماشین به آن ظاهری شیک و صاف داد.

transparent [صفت]
اجرا کردن

شفاف

Ex: The glass was so transparent that it was almost invisible , allowing a clear view of the garden beyond .

شیشه آنقدر شفاف بود که تقریباً نامرئی بود، منظره واضحی از باغ در آن سوی آن را فراهم می‌کرد.

broad [صفت]
اجرا کردن

پهن

Ex: The table was 4 feet broad , making it perfect for large family dinners .

میز پهن 4 فوت بود، که آن را برای شام‌های خانوادگی بزرگ عالی می‌کرد.

triangular [صفت]
اجرا کردن

مثلثی

Ex:

پرچم یک الگوی مثلثی منحصر به فرد در لبه‌ها داشت.

اجرا کردن

بحث‌برانگیز

Ex: Some of the controversial ideas in the article were challenged by experts .

برخی از ایده‌های جنجالی در مقاله توسط متخصصان به چالش کشیده شدند.

German [صفت]
اجرا کردن

آلمانی

Ex: The German education system is highly regarded for its emphasis on academic excellence .

سیستم آموزشی آلمانی به دلیل تأکید بر برتری تحصیلی بسیار مورد احترام است.

to crush [فعل]
اجرا کردن

خرد کردن

Ex: The heavy machinery was used to crush rocks into smaller fragments .

ماشین‌آلات سنگین برای خرد کردن سنگ‌ها به قطعات کوچکتر استفاده شد.

tangle [اسم]
اجرا کردن

گره‌خوردگی

Ex: A tangle of cords lay beneath the desk .

یک گره از سیم‌ها زیر میز افتاده بود.

copper [اسم]
اجرا کردن

مس

Ex: The ancient Egyptians used copper for making tools , jewelry , and decorative items .

مصریان باستان از مس برای ساخت ابزار، جواهرات و وسایل تزئینی استفاده می‌کردند.

to rip [فعل]
اجرا کردن

پاره کردن

Ex: With a single tug , he managed to rip the letter into shreds out of anger .

با یک کشش، او توانست از روی عصبانیت نامه را پاره کند.

huge [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: The huge tree in their backyard provided shade for the entire garden .

درخت عظیم در حیاط خلوتشان سایه‌ای برای تمام باغ فراهم می‌کرد.

winding [صفت]
اجرا کردن

پرپیچ‌وخم

Ex: The winding staircase led to the top of the tower .

پلکان مارپیچ به بالای برج ختم می‌شد.

purpose [اسم]
اجرا کردن

هدف وجودی

Ex: The purpose of this exercise is to improve your flexibility and strength .

هدف از این تمرین بهبود انعطاف‌پذیری و قدرت شماست.

material [اسم]
اجرا کردن

ماده

Ex: Plastic is a synthetic material derived from petroleum and widely used in the production of various products , including packaging , toys , and household items .

پلاستیک یک ماده مصنوعی مشتق شده از نفت است که به طور گسترده در تولید محصولات مختلف از جمله بسته‌بندی، اسباب‌بازی و لوازم خانگی استفاده می‌شود.

origin [اسم]
اجرا کردن

منشأ

Ex: The origin of the river is in the mountains to the north .

منشأ رودخانه در کوه‌های شمالی است.

nationality [اسم]
اجرا کردن

ملیت

Ex: Dual nationality allows her to travel freely between two countries .

تابعیت دوگانه به او امکان می‌دهد آزادانه بین دو کشور سفر کند.

quality [اسم]
اجرا کردن

کیفیت

Ex: He evaluated the quality of the research paper based on its thoroughness and originality .

او کیفیت مقاله تحقیقاتی را بر اساس جامعیت و اصالت آن ارزیابی کرد.

witty [صفت]
اجرا کردن

سریع و با ذکاوت (در صحبت کردن)

Ex: The comedian 's witty observations about everyday life resonated with the audience .

مشاهدات تیزبین کمدین درباره زندگی روزمره با مخاطبان طنین انداز شد.

اجرا کردن

امروزی

Ex: They designed a contemporary home , using sustainable materials and open layouts .

آن‌ها یک خانه مدرن طراحی کردند، با استفاده از مواد پایدار و چیدمان‌های باز.

delicate [صفت]
اجرا کردن

ظریف

Ex: He had delicate hands , nimble and skilled in the art of surgery , capable of performing intricate procedures with precision .

او دست‌های ظریف داشت، چابک و ماهر در هنر جراحی، قادر به انجام روش‌های پیچیده با دقت.

troubling [صفت]
اجرا کردن

موجب نگرانی

Ex: The troubling news of the increase in crime rates alarmed the community .

اخبار نگران کننده افزایش نرخ جرم و جنایت جامعه را نگران کرد.

tiny [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The tiny bubbles floated to the surface of the sparkling water .

حباب‌های ریز به سطح آب گازدار شناور شدند.

stunning [صفت]
اجرا کردن

خیره‌کننده

Ex: His performance was so stunning that it left the audience speechless .
silk [اسم]
اجرا کردن

ابریشم

Ex: The bride 's veil was made of delicate silk , adding a touch of elegance to her wedding attire .

حجاب عروس از ابریشم ظریف ساخته شده بود، که به لباس عروسی او جلوه‌ای از ظرافت می‌بخشید.

Indian [صفت]
اجرا کردن

هندی

Ex:

فیلم‌های هندی به دلیل موسیقی پرانرژی و سکانس‌های رقصشان در سراسر جهان محبوب هستند.

bronze [صفت]
اجرا کردن

برنزی

Ex:

هنرمند یک لایه رنگ برنز به مجسمه زد تا به آن ظاهری واقع‌گرایانه بدهد.

rectangular [صفت]
اجرا کردن

مستطیلی

Ex: The artist painted on a large rectangular canvas .

هنرمند روی یک بوم بزرگ مستطیل‌شکل نقاشی کرد.

wooden [صفت]
اجرا کردن

چوبی

Ex: He carved a wooden sculpture from a large piece of oak , showcasing his talent as a woodworker .

او یک مجسمه چوبی را از یک تکه بزرگ بلوط تراشید، که استعدادش به عنوان یک نجار را نشان می‌داد.

antique [صفت]
اجرا کردن

عتیقه

Ex: With its exquisite craftsmanship and historical significance , the antique furniture in the room added a touch of elegance to the decor .

با صنعتگری ظریف و اهمیت تاریخی‌اش، مبلمان عتیقه در اتاق به دکوراسیون جلوه‌ای از زیبایی بخشید.

abstract [صفت]
اجرا کردن

انتزاعی (هنر)

Ex: The film incorporated abstract imagery and surreal elements to convey the protagonist 's inner emotional journey .

فیلم از تصاویر انتزاعی و عناصر سوررئال برای انتقال سفر عاطفی درونی شخصیت اصلی استفاده کرد.

colorful [صفت]
اجرا کردن

رنگارنگ

Ex: The children 's artwork was filled with colorful drawings of animals and nature .

آثار هنری کودکان پر از نقاشی‌های رنگی از حیوانات و طبیعت بود.

aluminum [اسم]
اجرا کردن

آلومینیم

Ex:

آلومینیوم معمولاً برای بسته‌بندی غذا استفاده می‌شود زیرا مانعی در برابر رطوبت، نور و هوا فراهم می‌کند.