کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 2 - 2D

در اینجا واژگان واحد 2 - 2D در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "navigable"، "amicable"، "unless" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
navigable [صفت]
اجرا کردن

قابل ناوبری

Ex:

باران‌های شدید باعث شدند جویباری که زمانی خشک بود دوباره قابل کشتیرانی شود.

legible [صفت]
اجرا کردن

خوانا

Ex: The instructions were printed in a legible font for easy reading .

دستورالعمل‌ها با فونتی خوانا برای سهولت در خواندن چاپ شده بودند.

اجرا کردن

قابل‌ توجه

Ex: The event attracted a considerable audience , filling the stadium to capacity .

این رویداد مخاطبان قابل توجهی را به خود جذب کرد و استادیوم را تا آخرین ظرفیت پر کرد.

valuable [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: The historic mansion is a valuable property , featuring exquisite architectural details .

عمارت تاریخی یک ملک باارزش است که دارای جزئیات معماری ظریف می‌باشد.

amicable [صفت]
اجرا کردن

دوستانه

Ex: The neighbors resolved their dispute over the property line in an amicable manner , without involving lawyers .

همسایه‌ها اختلاف خود بر سر خط ملک را به روشی دوستانه، بدون دخالت وکلا حل کردند.

visible [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ رؤیت

Ex: The flaws in the painting were visible upon close inspection .

نقص‌های نقاشی در بررسی دقیق قابل مشاهده بودند.

audible [صفت]
اجرا کردن

رسا

Ex: His voice was barely audible over the loud music .

صدای او به زحمت شنیده می‌شد بر روی موسیقی بلند.

unless [حرف ربط]
اجرا کردن

مگر اینکه

Ex: She ca n't get the job unless she meets all the qualifications .
until [حرف اضافه]
اجرا کردن

تا

Ex: The movie will be in theaters until next month .

فیلم تا ماه آینده در سینماها خواهد بود تا.

accessible [صفت]
اجرا کردن

دردسترس

Ex: The library has made efforts to ensure that its digital archives are accessible to researchers worldwide .

کتابخانه تلاش کرده است تا اطمینان حاصل کند که آرشیوهای دیجیتال آن برای محققان در سراسر جهان قابل دسترس باشد.

flexible [صفت]
اجرا کردن

انعطاف‌پذیر

Ex: The flexible silicone spatula easily bends to scrape every last bit of batter from the bowl .

کفگیر سیلیکونی انعطاف‌پذیر به راحتی خم می‌شود تا آخرین ذره خمیر را از کاسه بتراشد.

اجرا کردن

مقاومت‌ناپذیر

Ex: The offer of a free vacation was simply irresistible , prompting many to sign up immediately .

پیشنهاد تعطیلات رایگان به سادگی غیرقابل مقاومت بود، که بسیاری را به ثبت نام فوری ترغیب کرد.

sensible [صفت]
اجرا کردن

معقول

Ex: A sensible parent balances discipline with compassion .

یک والد عاقل انضباط را با دلسوزی متعادل می‌کند.