کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 4 - 4D

در اینجا واژگان واحد 4 - 4D در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آرزو"، "غمگین"، "بی جان" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
compassion [اسم]
اجرا کردن

دل‌سوزی

Ex: Teaching children about compassion and empathy is essential for building a caring and inclusive society .

آموزش دلسوزی و همدلی به کودکان برای ساختن جامعه‌ای دلسوز و فراگیر ضروری است.

honesty [اسم]
اجرا کردن

صداقت

Ex: She values honesty above all else and always speaks her mind .

او بیش از هر چیز به صداقت ارزش می‌دهد و همیشه نظر خود را می‌گوید.

courage [اسم]
اجرا کردن

شهامت

Ex: He lacked the courage to confront his problems head-on .

او شجاعت روبرو شدن با مشکلاتش را نداشت.

اجرا کردن

تأدیب نفس

Ex: Financial self-discipline helped him save enough to buy a house .

خودانضباطی مالی به او کمک کرد تا به اندازه کافی برای خرید خانه پس‌انداز کند.

اجرا کردن

عزم

Ex: His determination to improve inspired others around him .

عزم او برای بهبود، الهام‌بخش اطرافیانش بود.

patience [اسم]
اجرا کردن

صبر

Ex: The artisan 's patience was evident in the intricate details of his work .

صبر صنعتگر در جزئیات پیچیده کارش آشکار بود.

vision [اسم]
اجرا کردن

بینایی

Ex: With age , his vision started to deteriorate , requiring him to wear glasses for reading .

با افزایش سن، بینایی او شروع به ضعیف شدن کرد و این باعث شد که برای خواندن عینک بزند.

aspiration [اسم]
اجرا کردن

آرزو

Ex: His aspiration for a healthier lifestyle led him to adopt regular exercise and a balanced diet .

آرزوی او برای یک سبک زندگی سالمتر او را به سمت ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل سوق داد.

windswept [صفت]
اجرا کردن

بادخورده

Ex: After the boat ride , they stepped ashore looking windswept but happy .

بعد از قایقرانی، آنها به ساحل قدم گذاشتند در حالی که بادزده اما خوشحال به نظر می‌رسیدند.

stormy [صفت]
اجرا کردن

طوفانی

Ex: She watched the stormy horizon , knowing that a fierce storm was on its way .

او به افق توفانی نگاه کرد، در حالی که می‌دانست طوفان شدیدی در راه است.

ambitious [صفت]
اجرا کردن

جاه‌طلب

Ex: The ambitious politician outlined bold plans for economic reform to drive the country 's growth and prosperity .

سیاستمدار جاه‌طلب برنامه‌های جسورانه‌ای برای اصلاحات اقتصادی به منظور پیشبرد رشد و رفاه کشور ترسیم کرد.

horror [اسم]
اجرا کردن

وحشت

Ex: John 's mind reeled with horror as he witnessed the aftermath of the accident on the highway .

ذهن جان با وحشت می‌چرخید وقتی که شاهد عواقب تصادف در بزرگراه بود.

dreary [صفت]
اجرا کردن

بی‌روح

Ex: The novel 's dreary plot failed to capture the readers ' interest , leading many to abandon it .

طرح کسل‌کننده رمان نتوانست توجه خوانندگان را جلب کند، که منجر به رها کردن آن توسط بسیاری شد.

miserable [صفت]
اجرا کردن

بدبخت

Ex: The news of her friend moving away left her feeling miserable for days .

خبر رفتن دوستش او را برای چند روز بدبخت گذاشت.

inanimate [صفت]
اجرا کردن

بی‌جان

Ex: In the sentence ' The flowers bloomed beautifully , ' ' flowers ' is an inanimate noun .

در جمله 'گل‌ها زیبا شکفتند'، 'گل‌ها' یک اسم بی‌جان است (به معنای '(اسامی یا ضمایر) نماینده اشیاء، چیزها یا موجودات غیرزنده').

artery [اسم]
اجرا کردن

سرخرگ

Ex: The walls of arteries are thicker and more muscular compared to veins , allowing them to withstand the high pressure of blood pumped by the heart .
thigh [اسم]
اجرا کردن

ران

Ex: The doctor advised doing exercises to strengthen the thigh muscles .

پزشک توصیه کرد که برای تقویت عضلات ران ورزش کنید.

bone [اسم]
اجرا کردن

استخوان

Ex:

زن مسن از پوکی استخوان رنج می‌برد، که باعث استخوان‌های ضعیف می‌شد.

brain [اسم]
اجرا کردن

مغز

Ex: The brain is responsible for controlling our thoughts and actions .

مغز مسئول کنترل افکار و اعمال ما است.

heart [اسم]
اجرا کردن

قلب

Ex: The heart is a vital organ that pumps blood throughout the body .

قلب یک اندام حیاتی است که خون را در سراسر بدن پمپاژ می‌کند.

liver [اسم]
اجرا کردن

کبد

Ex: Hepatitis , a viral infection that affects the liver , can lead to inflammation and damage to this vital organ if left untreated .

هپاتیت، یک عفونت ویروسی که کبد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، در صورت عدم درمان می‌تواند منجر به التهاب و آسیب به این عضو حیاتی شود.

lung [اسم]
اجرا کردن

ریه

Ex: Smoking and exposure to air pollutants can increase the risk of lung diseases such as lung cancer .

سیگار کشیدن و قرار گرفتن در معرض آلاینده‌های هوا می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های ریه مانند سرطان ریه را افزایش دهد.

rib [اسم]
اجرا کردن

دنده (کالبدشناسی)

Ex: He broke a rib while skiing down the slope and had to be airlifted to the hospital .

او در حال اسکی از شیب یک دنده شکست و مجبور شد با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل شود.

skin [اسم]
اجرا کردن

پوست

Ex: The doctor advised wearing sunscreen to protect the skin from harmful UV rays .

پزشک توصیه کرد از کرم ضدآفتاب استفاده کنید تا پوست را از پرتوهای مضر UV محافظت کنید.

skull [اسم]
اجرا کردن

جمجمه

Ex: The museum displayed a collection of animal skulls from various species .

موزه مجموعه‌ای از جمجمه حیوانات از گونه‌های مختلف را نمایش داد.

spine [اسم]
اجرا کردن

ستون فقرات

Ex: Strengthening the muscles around the spine can provide better support and reduce strain .

تقویت عضلات اطراف ستون فقرات می‌تواند حمایت بهتری فراهم کند و فشار را کاهش دهد.

stomach [اسم]
اجرا کردن

معده

Ex: She felt a rumble in her stomach , indicating that she was hungry .

او در شکم خود احساس غرغر کرد، که نشان می‌داد گرسنه است.

vein [اسم]
اجرا کردن

رگ

Ex: Blood clots can form in veins , which can be dangerous if they travel to other parts of the body .

لخته‌های خون می‌توانند در رگ‌ها تشکیل شوند، که اگر به قسمت‌های دیگر بدن سفر کنند می‌تواند خطرناک باشد.