کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 4 - 4D
در اینجا واژگان واحد 4 - 4D در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آرزو"، "غمگین"، "بی جان" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the principles or standards of conduct that define right and wrong behavior

اخلاقیات
داستانها اغلب سوالات اخلاقی را بررسی میکنند.
great sympathy for a person or animal that is suffering

دلسوزی, غمخواری، رحم
دکتر همدردی زیادی نسبت به بیماران مسن خود نشان داد، وقت بیشتری برای گوش دادن به نگرانیهایشان صرف کرد.
the ability to use imagination in order to bring something new into existence

خلاقیت, ابتکار
the quality of behaving or talking in a way that is truthful and free of deception

صداقت, درستکاری
من صداقت او را هنگام دادن بازخورد در مورد کارم قدردانی میکنم.
the quality to face danger or hardship without giving in to fear

شهامت, جرات
او شجاعت درخواست کمک را زمانی که بیشتر به آن نیاز داشت پیدا کرد.
the ability to control one's behavior and actions in order to achieve a goal or complete a task

تأدیب نفس, انضباط شخصی
او موفقیت تحصیلی خود را به انضباط شخصی نسبت داد، نه فقط به هوش.
the quality of working toward something despite difficulties

عزم, قصد، تصمیم
او عزم زیادی در دنبال کردن تحصیلات خود نشان داد.
the ability to accept or tolerate difficult or annoying situations without complaining or becoming angry

صبر, تحمل
صبر او با کامپیوتر کند قابل تحسین بود.
the ability to see thing through the eyes

بینایی
دید او کاملاً شفاف بود، به او این امکان را میداد که جزئیاتی را ببیند که دیگران اغلب از دست میدادند.
a valued desire or goal that one strongly wishes to achieve

آرزو, امید
پروژه جامعه از یک آرزوی مشترک برای ایجاد محیط زندگی بهتر برای همه ساکنان متولد شد.
describing an appearance that has been affected by the wind, often implying a slightly disheveled yet attractive look

بادخورده
موهای بادزده او به او جذابیتی خشن میداد.
having strong winds, rain, or severe weather conditions

طوفانی
ما تصمیم گرفتیم سفر قایقرانی خود را به دلیل شرایط طوفانی پیشبینی شده برای آخر هفته به تعویق بیاندازیم.
trying or wishing to gain great success, power, or wealth

جاهطلب, بلندپرواز
او یک کارآفرین بلندپرواز است که دائماً به دنبال فرصتهای جدید برای گسترش امپراتوری تجاری خود است.
a great fear or shock

وحشت, خوف
تام لرزشی از وحشت را در ستون فقرات خود احساس کرد وقتی که به خانه متروکه و فرسوده در جنگل برخورد کرد.
having a dull or uninteresting quality

بیروح, دلگیر
دکوراسیون دفتر آنقدر خستهکننده بود که کارمندان برای حفظ انگیزه در طول روز تلاش میکردند.
feeling very unhappy or uncomfortable

بدبخت, بینوا، بیچاره
کار کردن ساعات طولانی بدون استراحت او را بدبخت احساس کرد.
(of nouns or pronouns) representing non-living objects, things, or entities

بیجان, فاقد روح
تمایز بین اسامی جاندار و بیجان در سیستمهای دستوری برخی زبانها نقش مهمی ایفا میکند.
having become dry, wrinkled, and smaller in size, often due to a loss of moisture or aging

چروکیده
any blood vessel, carrying the blood to different organs of body from the heart

سرخرگ
سرخرگها رگهای خونی هستند که خون غنی از اکسیژن را از قلب به قسمتهای مختلف بدن حمل میکنند.
the top part of the leg between the hip and the knee

ران
او بعد از دویدن طولانی در عضلات ران خود احساس درد کرد.
any of the hard pieces making up the skeleton in humans and some animals

استخوان
استخوانهای قوی ورزشکار به او کمک کرد تا در ورزشها بدرخشد.
the body part that is inside our head controlling how we feel, think, move, etc.

مغز
مهم است که برای محافظت از مغز خود در هنگام دوچرخه سواری کلاه ایمنی بپوشید.
the body part that pushes the blood to go to all parts of our body

قلب
او یک وضعیت قلبی داشت که نیازمند مصرف روزانه دارو بود.
a vital organ in the body that cleans the blood of harmful substances

کبد, جگر
سطوح بالای آنزیمهای کبدی در آزمایش خون ممکن است نشاندهنده آسیب یا اختلال عملکرد کبد باشد، که ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی را به بررسی بیشتر ترغیب میکند.
each of the two organs in the chest that helps one breathe

ریه, شش
او تنگی نفس و خس خس سینه را تجربه کرد، علائمی که معمولاً با آسم، یک بیماری مزمن ریه که با التهاب راههای هوایی مشخص میشود، مرتبط است.
each of the curved bones surrounding the chest to protect the organs inside

دنده (کالبدشناسی)
او بعد از بلند کردن یک شی سنگین، درد تیزی در دندههایش احساس کرد.
the thin layer of tissue that covers the body of a person or an animal

پوست
پوست او روشن و ککمکی بود از وقت گذراندن در آفتاب.
the bony structure that surrounds and provides protection for a person's or animal's brain

جمجمه, کاسه سر
کارآگاه پزشکی قانونی جمجمه را برای تعیین علت مرگ بررسی کرد.
the row of small bones that are joined together down the center of the back of the body

ستون فقرات
وضعیت صحیح به حفظ تراز طبیعی ستون فقرات و جلوگیری از کمردرد کمک میکند.
