کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 4 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 4 - درس 3 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "متوسط"، "آبمیوه"، "سفارش"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
ready [صفت]
اجرا کردن

آماده

Ex: With her notes in hand , Sarah felt ready to deliver a confident presentation to her colleagues .

با یادداشت‌هایش در دست، سارا احساس می‌کرد آماده است تا ارائه‌ای با اطمینان به همکارانش بدهد.

to order [فعل]
اجرا کردن

سفارش دادن

Ex: She ordered a latte to go from the coffee shop .

او یک لاته برای بیرون‌بر از کافی‌شاپ سفارش داد.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

اجرا کردن

سالاد مرغ

Ex: Chicken salad is a popular option for picnics and outdoor gatherings .

سالاد مرغ یک گزینه محبوب برای پیک نیک و گردهمایی‌های فضای باز است.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ

Ex:

او با سرخ کردن سیب‌زمینی و پیاز خرد شده همراه با تخم‌مرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.

fries [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی سرخ‌کرده

Ex: The restaurant serves sweet potato fries as an option .

رستوران سیب‌زمینی سرخ‌کرده سیب‌زمینی شیرین را به عنوان یک گزینه سرو می‌کند.

medium [صفت]
اجرا کردن

متوسط

Ex: The medium suitcase held enough clothes for a week-long trip .

چمدان متوسط لباس کافی برای یک سفر یک هفته‌ای را در خود جای داده بود.

large [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: The restaurant served large portions of food , ensuring customers left feeling satisfied .

رستوران وعده‌های بزرگ غذا سرو می‌کرد، اطمینان حاصل می‌کرد که مشتریان با احساس رضایت ترک کنند.

coffee [اسم]
اجرا کردن

قهوه

Ex: She prefers her coffee black , without any sugar or cream .

او قهوه اش را سیاه، بدون شکر یا خامه ترجیح می‌دهد.

juice [اسم]
اجرا کردن

آب‌میوه

Ex: They mixed the juices of different fruits to create a delicious and colorful blend .

آنها آبمیوه‌های میوه‌های مختلف را مخلوط کردند تا یک ترکیب خوشمزه و رنگارنگ ایجاد کنند.

cola [اسم]
اجرا کردن

نوشابه

Ex: She mixed cola with lemon for a refreshing drink .

او کولا را با لیمو برای یک نوشیدنی خنک کننده مخلوط کرد.

اجرا کردن

آب‌معدنی

Ex: They enjoyed a picnic by the lake , sipping on cool bottles of mineral water .

آنها از یک پیک نیک در کنار دریاچه لذت بردند، در حالی که از بطری‌های خنک آب معدنی می‌نوشیدند.