کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 4 - مرجع - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 4 - مرجع - بخش 2 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "سکه"، "خسته"، "ادویه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
cola [اسم]
اجرا کردن

نوشابه

Ex: She mixed cola with lemon for a refreshing drink .

او کولا را با لیمو برای یک نوشیدنی خنک کننده مخلوط کرد.

fruit juice [اسم]
اجرا کردن

آبمیوه

Ex: The recipe called for orange fruit juice , which added a zesty flavor to the dish .

دستور غذا آب پرتقال می‌خواست، که طعم تندی به غذا اضافه کرد.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

pasta [اسم]
اجرا کردن

پاستا

Ex: The restaurant specializes in homemade pasta , making it a favorite among locals .

رستوران در پاستا خانگی تخصص دارد که آن را در بین مردم محلی محبوب کرده است.

rice [اسم]
اجرا کردن

برنج

Ex: Rice pudding is a sweet dessert made with rice , milk , and sugar .

پودینگ برنج یک دسر شیرین است که از برنج، شیر و شکر تهیه می‌شود.

spice [اسم]
اجرا کردن

ادویه

Ex: The recipe calls for a pinch of spice for added flavor .

دستور غذا به یک قاشق چای‌خوری ادویه برای افزودن طعم نیاز دارد.

sugar [اسم]
اجرا کردن

شکر

Ex: I 'm trying to cut down on sugar in my diet , but it 's so hard .

من سعی می‌کنم شکر را در رژیم غذایی خود کاهش دهم، اما خیلی سخت است.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

bin [اسم]
اجرا کردن

سطل زباله

Ex: He noticed the bin was overflowing and decided to empty it .

او متوجه شد که سطل زباله پر شده است و تصمیم گرفت آن را خالی کند.

bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری

Ex: They collected glass bottles for a recycling project .

آن‌ها بطری‌های شیشه‌ای را برای یک پروژه بازیافت جمع‌آوری کردند.

box [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: I need to find a small box for storing jewelry .

من نیاز به پیدا کردن یک جعبه کوچک برای نگهداری جواهرات دارم.

can [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: She opened a can of soup for a quick and easy lunch .

او یک قوطی سوپ برای یک ناهار سریع و آسان باز کرد.

carton [اسم]
اجرا کردن

کارتن

Ex: The carton was labeled with the expiration date .
jar [اسم]
اجرا کردن

شیشه (مربا، عسل و غیره)

Ex: The candlelight flickered softly , casting shadows on the rows of jars that adorned the shelves .

نور شمع به آرامی می‌لرزید، سایه‌هایی بر روی ردیف‌های شیشه‌های که قفسه‌ها را زینت می‌دادند می‌انداخت.

packet [اسم]
اجرا کردن

پاکت

Ex: I bought a packet of seeds for the garden .

من یک بسته بذر برای باغ خریدم.

tube [اسم]
اجرا کردن

لوله

Ex: The artist dipped his brush into the paint tube .

هنرمند قلم موی خود را در لوله رنگ فرو برد.

اجرا کردن

دستگاه خودپرداز

Ex: Tourists often rely on cash machines for local currency .

گردشگران اغلب برای دریافت پول محلی به دستگاه‌های خودپرداز متکی هستند.

coin [اسم]
اجرا کردن

سکه

Ex: Collecting coins has become a popular hobby for many people who enjoy discovering their value and rarity .

جمع‌آوری سکه به یک سرگرمی محبوب برای بسیاری از افراد تبدیل شده است که از کشف ارزش و کمیاب بودن آنها لذت می‌برند.

credit card [اسم]
اجرا کردن

کارت اعتباری

Ex: The credit card company offers a grace period for late payments .

شرکت کارت اعتباری یک دوره ارفاقی برای پرداخت‌های دیرکرد ارائه می‌دهد.

note [اسم]
اجرا کردن

اسکناس

Ex: They collected various foreign notes as souvenirs from their travels .

آنها اسکناس‌های خارجی مختلفی را به عنوان یادگاری از سفرهایشان جمع آوری کردند.

tea [اسم]
اجرا کردن

چای

Ex: The aroma of freshly brewed tea filled the room .

عطر چای تازه دم شده اتاق را پر کرد.

water [اسم]
اجرا کردن

آب

Ex: The rain poured down , and the water quickly filled the streets .

باران می‌بارید، و آب خیابان‌ها را به سرعت پر کرد.

biscuit [اسم]
اجرا کردن

بیسکوییت

Ex: The aroma of freshly baked biscuits filled the kitchen .

عطر بیسکویت‌های تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.

bread [اسم]
اجرا کردن

نان

Ex: The children made mini pizzas using slices of bread as the crust .

بچه‌ها با استفاده از برش‌های نان به عنوان خمیر، پیتزاهای کوچک درست کردند.

butter [اسم]
اجرا کردن

کره

Ex: Spread some melted butter on warm toast for a simple and comforting breakfast .

کمی کره ذوب شده را روی نان تست گرم پخش کنید تا یک صبحانه ساده و دلچسب داشته باشید.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

chocolate [اسم]
اجرا کردن

شکلات

Ex: The artisanal chocolate shop offers a variety of unique chocolate flavors .
crisp [اسم]
اجرا کردن

چیپس

Ex: The platter was filled with colorful dips to accompany the crispy potato crisps .

سینی پر از دیپ‌های رنگارنگ بود تا همراه چیپس سیب‌زمینی ترد سرو شود.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ

Ex:

او با سرخ کردن سیب‌زمینی و پیاز خرد شده همراه با تخم‌مرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.

nut [اسم]
اجرا کردن

مغز (میوه)

Ex: The squirrel was running with a small nut in its mouth .

سنجاب با یک آجیل کوچک در دهانش می‌دوید.

receipt [اسم]
اجرا کردن

رسید

Ex: The gas pump offers a receipt after you fill up .

پمپ بنزین پس از پر کردن باک، رسید ارائه می‌دهد.

fit [صفت]
اجرا کردن

تندرست

Ex: He exercises regularly , so he 's very fit and full of energy .

او به طور منظم ورزش می‌کند، بنابراین بسیار تناسب اندام دارد و پر از انرژی است.

healthy [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The healthy students were separated from the ones who had the flu .

دانش‌آموزان سالم از کسانی که آنفلوانزا داشتند جدا شدند.

unhealthy [صفت]
اجرا کردن

مریض‌احوال

Ex: Sam looked unhealthy after several days of battling a flu .

سم بعد از چند روز مبارزه با آنفلوانزا ناسالم به نظر می‌رسید.

hungry [صفت]
اجرا کردن

گرسنه

Ex: The hungry traveler stopped at a restaurant for a meal .

مسافر گرسنه برای صرف غذا در یک رستوران توقف کرد.

thirsty [صفت]
اجرا کردن

تشنه

Ex: The warm weather made them feel thirsty .

هوای گرم باعث شد که آنها احساس تشنگی کنند.

tired [صفت]
اجرا کردن

خسته

Ex: The nurse was tired but continued her shift to care for the patients .

پرستار خسته بود اما شیفت خود را برای مراقبت از بیماران ادامه داد.