کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 3 - مرجع - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد 3 - مرجع - بخش 2 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند 'مجله'، 'آهنگ زنگ'، 'ساعت'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a sport played with a round ball between two teams of eleven players each, aiming to score goals by kicking the ball into the opponent's goalpost

فوتبال
بازیکن فوتبال توپ را از دروازهبان گذراند و به تور زد.
a playful activity in which we use our imagination, play with toys, etc.

بازی, سرگرمی
تگ یک بازی کلاسیک در فضای باز است که در آن بازیکنان یکدیگر را تعقیب میکنند و سعی میکنند به هم دست بزنند.
a sport in which two or four players use rackets to hit a small ball backward and forward over a net

تنیس
آنها تنیس بازی میکنند تا فعال و متناسب بمانند.
a musical instrument, usually with six strings, that we play by pulling the strings with our fingers or with a plectrum

گیتار
ما دور آتش کمپ جمع شدیم، آواز خواندیم با همراهی گیتار.
a musical instrument we play by pressing the black and white keys on the keyboard

پیانو
ما در یک رسیتال پیانو شرکت کردیم و از استعداد پیانیست جوان تحت تأثیر قرار گرفتیم.
to look at written or printed words or symbols and understand their meaning

خواندن
آیا میتوانید از این فاصله علامت را بخوانید؟
a colorful thin book that has news, pictures, and stories about different things like fashion, sports, and animals, usually issued weekly or monthly

مجله
کتابخانه انتخاب گستردهای از مجلات در موضوعات مختلف دارد.
reports on recent events that are broadcast or published

اخبار
اخبار فوری درباره زمین لرزه به سرعت در رسانههای اجتماعی پخش شد.
to look at a thing or person and pay attention to it for some time

تماشا کردن, نگاه کردن
من فردا بازی را با دوستانم تماشا خواهم کرد.
a type of disc used to store a lot of files, games, music, videos, etc.

دیویدی
فیلم برای استریم در دسترس نیست، اما میتوانید DVD را خریداری کنید.
a recording of sounds and images that are moving

ویدیو, فیلم
ما یک آموزش ویدیویی درباره نحوه پخت کیک تماشا کردیم.
the number 6

شش
ما نیاز داریم شش برگ برای پروژهمان جمعآوری کنیم.
the number 16

شانزده
من شانزده بلوک ساختمانی برای بازی دارم.
the number 60

شصت
کتابخانه میزبان یک رویداد ویژه با حضور شصت کتاب نادر از مجموعه تاریخی خود بود.
the number 100

صد
معلم صد مسئله ریاضی را به عنوان تکلیف خانه تعیین کرد تا به دانشآموزان در تمرین مهارتهایشان کمک کند.
the number 1 followed by 3 zeros

هزار
آنها به یک سفر جادهای رفتند، از میان مناظر دیدنی رانندگی کردند برای سفری به مسافت هزار مایل.
the number 100,000, which is ten times ten thousand

یکصد هزار
جمعیت شهر در دهه گذشته صد هزار نفر افزایش یافت.
the number 1 followed by 6 zeros

یک میلیون
رمان پرفروش نویسنده بیش از یک میلیون نسخه در سراسر جهان فروخت و خوانندگان از فرهنگهای مختلف را مجذوب خود کرد.
the number 1 followed by 9 zeros

میلیارد
دولت یک میلیارد دلار در توسعه زیرساختها سرمایهگذاری کرد.
to telephone a place or person

با کسی تماس گرفتن, به کسی زنگ زدن
وقتی قبلاً بهت زنگ زدم کجا بودی؟
a system that is used to send and receive messages or documents via a network

ایمیل, پست الکترونیکی
ما از ایمیل برای ارتباط با همکارانمان در محل کار استفاده میکنیم.
to add data to a computer from the Internet or another computer

دانلود کردن, دریافت کردن، بارگیری کردن
شما میتوانید سند را با کلیک روی لینک دانلود کنید.
a sound or melody that plays on a mobile phone to alert the owner of an incoming call

صدای زنگ گوشی
من باید زنگ موبایلم را عوض کنم چون از پیشفرض خسته شدهام.
a series of sounds made by instruments or voices, arranged in a way that is pleasant to listen to

موسیقی
ژانر مورد علاقه او از موسیقی جاز است.
an electronic device used to talk to a person who is at a different location

تلفن
قبل از ظهور گوشیهای هوشمند، تلفنهای ثابت رایجتر بودند.
to have a person, letter, or package physically delivered from one location to another, specifically by mail

فرستادن, ارسال کردن
آنها قول دادند که قرارداد امضا شده را تا پایان هفته به ما بفرستند.
to explore content or information on the internet or in other media without a specific goal

جستوجو کردن, وبگردی کردن
به جای تماشای یک برنامه خاص، ترجیح میدهم بین کانالهای تلویزیونی گشت بزنم و ببینم چه چیزی پخش میشود.
a visual representation of a scene, person, etc. produced by a camera

عکس
گالری هنری مجموعهای خیرهکننده از تصاویر هنرمندان مختلف را به نمایش گذاشت.
a written message that one sends or receives using a mobile phone

پیامک, پیام کوتاه
بعد از مصاحبه، او یک پیام متنی برای تشکر از مدیر استخدام فرستاد.
to send a written message using a cell phone

پیام دادن (از طریق موبایل)
دیشب به دوستم پیام دادم تا ببینم میخواهد بیرون برویم یا نه.
a message that a caller leaves when the person being called cannot answer the phone

پیامصوتی, پیام صوتی
صندوق پیام صوتی پر بود، و او نتوانست پیام مهمش را بگذارد.
an electronic device with a screen that receives television signals, on which we can watch programs

تلویزیون
او تلویزیون را روشن کرد تا اخبار را ببیند.
