انگلیسی کلی مقدماتی "واحد 4 - مرجع - بخش 1" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 4 - مرجع - بخش 1 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "some"، "drink"، "sandwich" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چندین

Ex: He made many mistakes in his assignment .

او بسیاری اشتباهات در تکلیفش مرتکب شد.

much [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

زیاد

Ex: There was n't much news in the paper today .

امروز در روزنامه خبر زیادی نبود.

a lot of [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

تعداد زیادی

Ex: We received a lot of positive feedback from the customers .

ما تعداد زیادی بازخورد مثبت از مشتریان دریافت کردیم.

some [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مقداری

Ex: There are some cookies in the jar .

چند کلوچه در شیشه وجود دارد.

any [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هیچ

Ex: This ticket grants access at any time of the day .

این بلیط در هر ساعتی از روز دسترسی می‌دهد.

burger [اسم]
اجرا کردن

همبرگر

Ex: She prefers her burger with lettuce , tomato , and extra pickles .

او برگر خود را با کاهو، گوجه فرنگی و ترشی اضافی ترجیح می‌دهد.

fries [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی سرخ‌کرده

Ex: The fries were crispy and lightly salted .

سیب‌زمینی‌های سرخ‌کرده ترد و کمی نمک‌زده بودند.

pizza [اسم]
اجرا کردن

پیتزا

Ex: I like to dip my pizza crust in garlic sauce for extra flavor .

من دوست دارم که پوست پیتزام را در سس سیر فرو ببرم برای طعم بیشتر.

salad [اسم]
اجرا کردن

سالاد

Ex: She tossed the lettuce , carrots , and radishes together to make a colorful salad .

او کاهو، هویج و تربچه را با هم مخلوط کرد تا یک سالاد رنگی درست کند.

sandwich [اسم]
اجرا کردن

ساندویچ

Ex: I made a delicious turkey and cheese sandwich for lunch .

من یک ساندویچ خوشمزه بوقلمون و پنیر برای ناهار درست کردم.

meat [اسم]
اجرا کردن

گوشت

Ex: I bought a pound of fresh meat from the butcher .

من یک پوند گوشت تازه از قصاب خریدم.

fish [اسم]
اجرا کردن

گوشت ماهی

Ex: She cooked a mouthwatering fish curry , spiced with fragrant herbs and served over steamed rice .

او یک کاری ماهی وسوسه‌انگیز پخت، که با گیاهان معطر طعم‌دار شده و روی برنج بخارپز سرو شد.

beef [اسم]
اجرا کردن

گوشت گاو

Ex: He prefers to make his burgers using lean ground beef seasoned with salt and pepper.

او ترجیح می‌دهد برگرهایش را با گوشت گاو چرخ کرده کم چربی که با نمک و فلفل چاشنی شده است درست کند.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: I made a comforting chicken noodle soup to warm up on a cold day .

من یک سوپ نودل مرغ آرامش‌بخش درست کردم تا در یک روز سرد گرم شوم.

duck [اسم]
اجرا کردن

گوشت اردک

Ex: She roasted a whole duck for the family dinner , seasoned with herbs and spices for added flavor .

او یک اردک کامل را برای شام خانوادگی کباب کرد، با گیاهان و ادویه‌ها چاشنی زد تا طعم بهتری داشته باشد.

ham [اسم]
اجرا کردن

گوشت ران خوک (معمولاً دودی)

Ex: She sliced the ham into thin strips and added it to her pasta dish .

او ژامبون را به نوارهای نازک برش داد و به غذای پاستای خود اضافه کرد.

lamb [اسم]
اجرا کردن

گوشت بره

Ex: The Middle Eastern dish , shawarma , features thinly sliced lamb cooked on a vertical rotisserie .

غذای خاورمیانه‌ای شاورما شامل برش‌های نازک گوشت بره است که روی یک سیخ عمودی پخته می‌شود.

lobster [اسم]
اجرا کردن

(گوشت) شاه‌میگو

Ex: She ordered a whole lobster and cracked it open to reveal the tender meat inside .

او یک خرچنگ دریایی کامل سفارش داد و آن را شکست تا گوشت نرم داخلش را نشان دهد.

pork [اسم]
اجرا کردن

گوشت خوک

Ex: He enjoyed a hearty breakfast of bacon , eggs , and sausage made from pork .

او از یک صبحانه مقوی شامل بیکن، تخم مرغ و سوسیس ساخته شده از گوشت خوک لذت برد.

scallop [اسم]
اجرا کردن

اسکالوپ

Ex: The seafood restaurant serves fresh scallop dishes.

رستوران غذاهای دریایی غذاهای تازه اسکالوپ سرو می‌کند.

seafood [اسم]
اجرا کردن

غذای دریایی

Ex: He enjoys dining on fresh seafood at the beachside restaurant , choosing from a variety of fish and shellfish .

او از خوردن غذای دریایی تازه در رستوران کنار ساحل لذت می‌برد و از بین انواع ماهی و صدف انتخاب می‌کند.

fruit [اسم]
اجرا کردن

میوه

Ex: He made a smoothie with a blend of frozen fruits .

او با مخلوطی از میوه‌های منجمد اسموتی درست کرد.

vegetable [اسم]
اجرا کردن

سبزیجات

Ex: Grilled vegetable skewers are a crowd-pleasing appetizer at summer cookouts .

سیخ‌های سبزیجات کبابی یک پیش‌غذای محبوب در مهمانی‌های تابستانی هستند.

apple [اسم]
اجرا کردن

سیب

Ex: I ate a delicious apple for a healthy snack .

من یک سیب خوشمزه برای یک میان‌وعده سالم خوردم.

banana [اسم]
اجرا کردن

موز

Ex: I start my day with a ripe banana , sliced over a bowl of yogurt and granola .

من روزم را با یک موز رسیده شروع می‌کنم، که روی یک کاسه ماست و گرانولا بریده شده است.

bean [اسم]
اجرا کردن

لوبیا

Ex: I often use beans as a filling for vegetarian tacos .

من اغلب از لوبیا به عنوان پرکننده تاکوهای گیاهی استفاده می‌کنم.

carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: Sarah made carrot cake with cream cheese frosting for a special occasion.

سارا برای یک مناسبت ویژه کیک هویج با رویه پنیر خامه‌ای درست کرد.

pineapple [اسم]
اجرا کردن

آناناس

Ex: I have a craving for a pineapple and coconut milk smoothie .

من هوس یک اسموتی با آناناس و شیر نارگیل دارم.

potato [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: I roasted potatoes with garlic and rosemary .

من سیب‌زمینی را با سیر و رزماری برشته کردم.

strawberry [اسم]
اجرا کردن

توت‌فرنگی

Ex: I put a strawberry on top of each cupcake for decoration .

من یک توت فرنگی روی هر کاپ کیک برای تزئین گذاشتم.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex: I ca n't imagine living without tomatoes ; they add so much freshness and flavor to my meals .

من نمی‌توانم زندگی بدون گوجه‌فرنگی را تصور کنم؛ آنها اینقدر تازگی و طعم به غذای من اضافه می‌کنند.

watermelon [اسم]
اجرا کردن

هندوانه

Ex: She cut the watermelon into small , bite-sized pieces for the fruit salad .

او هندوانه را برای سالاد میوه به تکه‌های کوچک به اندازه یک لقمه برید.

drink [اسم]
اجرا کردن

نوشیدنی

Ex: His favorite drink is freshly squeezed orange juice .

نوشیدنی مورد علاقه او آب پرتقال تازه فشرده است.

coffee [اسم]
اجرا کردن

قهوه

Ex: I start my day with a cup of black coffee to wake me up.

من روزم را با یک فنجان قهوه سیاه شروع می‌کنم تا بیدار شوم.

hot dog [اسم]
اجرا کردن

*هات‌داگ

Ex: He prefers his hot dog grilled rather than boiled.

او هات داگ خود را کبابی به جای آب‌پز ترجیح می‌دهد.