کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 3 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 3 - درس 3 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "پرتاب کردن"، "البته"، "قهرمان"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
اجرا کردن

پیامک

Ex: They communicated mainly through text messages throughout the day .

آن‌ها عمدتاً در طول روز از طریق پیام‌های متنی با هم ارتباط برقرار می‌کردند.

fan [اسم]
اجرا کردن

هوادار

Ex: My friend is a huge fan of classic literature and reads old novels .

دوستم یک طرفدار بزرگ ادبیات کلاسیک است و رمان‌های قدیمی می‌خواند.

اجرا کردن

مقام یا عنوان قهرمانی

Ex: The team ’s goal is to defend their championship title next season .

هدف تیم دفاع از عنوان قهرمانی خود در فصل آینده است.

champion [اسم]
اجرا کردن

قهرمان (ورزش)

Ex: The reigning champion defended his title successfully .

قهرمان حاکم با موفقیت از عنوان خود دفاع کرد.

of course [قید]
اجرا کردن

البته

Ex: The historical event, of course, had a significant impact on societal norms.

رویداد تاریخی، البته، تأثیر قابل توجهی بر هنجارهای اجتماعی داشت.

special [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: They decorated the room with balloons to make it look special .

آنها اتاق را با بادکنک‌ها تزئین کردند تا ویژه به نظر برسد.

competition [اسم]
اجرا کردن

رقابت

Ex: The competition for the best home-made cake is tomorrow .

مسابقه برای بهترین کیک خانگی فردا برگزار می‌شود.

competitor [اسم]
اجرا کردن

رقیب

Ex: The young competitor impressed everyone with his skills on the basketball court .

رقابت کننده جوان با مهارت‌هایش در زمین بسکتبال همه را تحت تأثیر قرار داد.

to throw [فعل]
اجرا کردن

پرتاب کردن

Ex: Do n't throw your trash on the ground , use a bin .

زباله‌های خود را روی زمین نیندازید، از سطل زباله استفاده کنید.

hater [اسم]
اجرا کردن

کینه‌گر

Ex: He 's a hater of spicy food .

او یک متنفر از غذای تند است.

billion [عدد]
اجرا کردن

میلیارد

Ex: The new smartphone sold over a billion units worldwide within the first month of its release .

گوشی هوشمند جدید در اولین ماه عرضه خود بیش از یک میلیارد دستگاه در سراسر جهان فروخت.

thousand [عدد]
اجرا کردن

هزار

Ex: The artist painstakingly created a mural with a thousand tiny details , each contributing to the overall masterpiece .

هنرمند با دقت یک نقاشی دیواری با هزار جزئیات کوچک ایجاد کرد، که هر کدام به شاهکار کلی کمک می‌کنند.