کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 1 - درس 3
در اینجا واژگان از واحد 1 - درس 3 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "سرآشپز"، "بیکار"، "دندانپزشک" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
someone whose job involves performing in movies, plays, or series

بازیگر
بسیاری از بازیگران رویای بردن جوایز معتبر برای اجراهای خود را دارند.
a person whose job is designing buildings and typically supervising their construction

معمار
پس از سالها تحصیل، او بالاخره به عنوان یک معمار فارغالتحصیل شد و در یک شرکت معتبر شغل پیدا کرد.
a highly trained cook who often cooks for hotels or restaurants

سرآشپز, آشپز
او سالها در مدرسه آشپزی آموزش دید تا یک سرآشپز حرفهای شود و به دنبال علاقهاش به آشپزی برود.
a professional who writes and tests code for computer software, applications, and systems

برنامهنویس رایانه
او به عنوان یک برنامهنویس کامپیوتر در یک استارتاپ فناوری کار میکند.
someone who is licensed to fix and care for our teeth

دندانپزشک
دوستم میخواهد دندانپزشک شود و به مردم کمک کند تا لبخندهای سالمی داشته باشند.
someone who has studied medicine and treats sick or injured people

پزشک, دکتر
مادرم یک پزشک است، و وقتی مردم بیمار میشوند به آنها کمک میکند.
a person who designs, fixes, or builds roads, machines, bridges, etc.

مهندس
مهندسان با معماران همکاری میکنند تا مفاهیم طراحی را به واقعیت تبدیل کنند.
someone who has a farm or manages a farm

کشاورز
او فقط یک کشاورز نیست؛ او همچنین یک متخصص در کشاورزی پایدار است.
a person who practices or studies law, advises people about the law or represents them in court

وکیل
پس از سالها کار سخت در دانشکده حقوق، او بالاخره به یک وکیل مجاز تبدیل شد و دفتر خود را افتتاح کرد.
a person in command of a ship, responsible for its crew, navigation, and safety

ناخدا
او از کودکی رویای تبدیل شدن به یک کاپیتان دریایی را داشت.
someone whose job is to serve or help customers in a shop

فروشنده, شاگرد فروشگاه، دستیار فروش
او از فروشنده خواست تا در یافتن هدیهای کامل به او کمک کند.
a person who deals with supervisory tasks or financial affairs in making a motion picture, play, etc.

تهیهکننده (رادیو، تلویزیون و...)
او به عنوان تهیهکننده برای چندین سریال تلویزیونی موفق کار کرد.
no longer working, typically because of old age

بازنشسته
او بعد از بازنشسته شدن یک کلبه کوچک خرید.
without a job and seeking employment

بیکار
کارگران بیکار برای فرصتهای شغلی بهتر و حمایت دولت اعتراض کردند.
a person who is studying at a school, university, or college

دانشآموز, محصل، دانشجو
او به عنوان یک دانشجو برای آماده شدن برای امتحاناتش سخت مطالعه میکند.
someone who teaches things to people, particularly in a school

معلم, آموزگار
معلم مورد علاقه من بسیار صبور است و همیشه مرا تشویق میکند که بهترین عملکرد را داشته باشم.
a bag that is small and used, especially by women, to carry personal items

کیفدستی
کیف دستی او پر از وسایل ضروری مانند کلید، کیف پول و آرایش بود.
