یکبار
ما یک بار در سال برای تجدید دیدار ملاقات میکنیم.
Here you will find the vocabulary from Unit 2 - Lesson 3 in the Total English Elementary coursebook, such as "local", "diary", "modern", etc.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
یکبار
ما یک بار در سال برای تجدید دیدار ملاقات میکنیم.
سوپرمارکت
او ترجیح میدهد در سوپرمارکت خرید کند به دلیل تنوع گسترده محصولات موجود.
محلی
مرکز جامعه محلی برنامهها و فعالیتهای مختلفی را برای ساکنان ارائه میدهد.
کیف
او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.
کتاب
او کتاب را روی قفسه گذاشت و جلد رنگارنگ آن را تحسین کرد.
دوربین
کارآگاه تصاویر امنیتی را از دوربین بررسی کرد.
دفتر خاطرات
دفتر خاطرات شامل ورودیهای صمیمی درباره رویاها، ترسها و آرزوهایش برای آینده بود.
لپتاپ
برادرم از لپتاپ خود برای مطالعه و کلاسهای آنلاین استفاده میکند.
تلفن همراه
او تلفن همراه خود را در کنسرت گم کرد و ساعتها بعد از آن به دنبالش گشت.
دستگاه پخش موسیقی
او ترجیح میدهد از یک پخشکننده MP3 به جای خدمات استریمینگ استفاده کند چون به اتصال اینترنت نیاز ندارد.
شال
او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.
کفش
او کفشهای کودکش را برداشت و قبل از بیرون رفتن آنها را پوشید.
ساعت مچی
دوست من ساعتهای قدیمی از دورههای مختلف را جمعآوری میکند.
فرد
همانطور که وارد اتاق شدم، متوجه یک شخص دوستداشتنی با لبخندی گرم شدم که به همه سلام میکرد.
مردم
مردم از تمام اقشار جامعه برای حمایت از هدف خیریه گرد هم آمدند.
سیاه
آسمان شب سیاه است، به جز ستارهها و ماه.
قهوهای
کیک شکلاتی یک لعاب صاف و قهوهای داشت.
خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
افتضاح
هوای وحشتناک برنامههای آنها را برای یک روز در ساحل خراب کرد.
نوین
پیشرفتهای پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیدهاند.
خوب
فروشگاه مجموعهای از محصولات خوب را ارائه میدهد که دوام بیشتری دارند.
قدیمی
او عکسهای قدیمی والدینش را روی دیوار آویزان کرده بود.
قدیمی
رویکرد قدیمی او در تدریس هنوز با برخی از دانشآموزان طنینانداز میشود.
زیبا
زن صدایی زیبا و ظریف داشت که گوش دادن به آن لذت بخش بود.
قرمز
گلهای رز در باغ قرمز با گلبرگهای مخملی بودند.
کوچک
ماشین اسباببازی به اندازهای کوچک بود که در جیبش جا شود.
زشت
آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر میرسید.
سودمند
یک دوست حمایتگر که نصیحت و آرامش ارائه میدهد میتواند در زمانهای چالشبرانگیز بسیار مفید باشد.
بیفایده
نقشه معیوب برای ناوبری بیفایده بود و ما را گمراه کرد.
زرد
آنها گلهای زرد در باغ کاشتند تا زنبورها را جذب کنند.
جوان
باغ پر از گیاهان جوان بود که بعد از باران جوانه میزدند.
تمیز
پنجرههای تمیز اجازه میدادند نور خورشید اتاق را پر کند.
خاکستری
ابرها در آسمان خاکستری بودند و به نظر میرسید که ممکن است باران ببارد.