کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 2 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 2 - درس 2 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "آرایشگر"، "پی بردن"، "خطرناک"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
different or better than what is normal

خاص, ویژه، بهخصوص
تیم سخت کار کرد تا یک تجربه ویژه برای مهمانانشان ایجاد کند.
someone whose job is to cut, wash and style hair

آرایشگر
مری یک آرایشگر مو با تجربه در شهر ما است.
a person who is employed by an artist to pose for a painting, photograph, etc.

مدل هنری
او از کار به عنوان مدل لذت میبرد، و دیدن اینکه چگونه عکاسان مختلف ظاهر او را تفسیر میکنند برایش جذاب بود.
a large sea fish with a pointed fin on its back and very sharp teeth

کوسه
جان فهمید که بعضی کوسهها میتوانند طعمه را با استفاده از سیگنالهای الکتریکی تشخیص دهند.
a container with transparent sides used to keep and display fish, commonly known as an aquarium

آکواریوم, مخزن ماهی
فروشگاه حیوانات خانگی اندازههای مختلف آکواریوم را برای ماهیهای مختلف میفروشد.
someone who makes or designs something that did not exist before

مخترع
لئوناردو داوینچی نه تنها یک هنرمند درخشان بود بلکه یک مخترع نیز بود که طرحهایی برای ماشینهای پرنده و نوآوریهای دیگر طراحی میکرد.
to sit on open-spaced vehicles like motorcycles or bicycles and be in control of their movements

راندن, سوار شدن
دوستان در پارک دوچرخه سواری میکنند.
a place where important cultural, artistic, historical, or scientific objects are kept and shown to the public

موزه
من از نمایشگاه موقت در موزه لذت بردم، که هنر معاصر از سراسر جهان را به نمایش گذاشته بود.
to take out the liquid from something in a way that it is not wet anymore

خشک کردن
او از سشوار برای خشک کردن سریع رنگ روی دیوار استفاده کرد.
capable of destroying or causing harm to a person or thing

خطرناک
او با سرعت خطرناکی در بزرگراه رانندگی میکرد.
a place where many kinds of animals are kept for exhibition, breeding, and protection

باغوحش
در طول سفر مدرسهای ما، از باغ وحش بازدید کردیم و حیوانات مختلف زیادی دیدیم.
someone who enters a place, such as a building, city, or website, for a particular purpose

بازدیدکننده
موزه از بازدیدکنندگان از سراسر جهان استقبال کرد، تورهای راهنما و نمایشگاههای تعاملی ارائه داد.
making us feel tired and unsatisfied because of not being interesting

خستهکننده, کسالتآور، حوصلهسربر
کلاس خستهکننده بود چون معلم فقط از کتاب درسی میخواند.
making us feel interested, happy, and energetic

هیجانانگیز, مهیج
کنسرت هیجانانگیز بود، با اجراهای شگفتانگیز از گروههای موردعلاقهام.
to get information about something after actively trying to do so

پی بردن, خبردار شدن
میدانی جلسه چه زمانی شروع میشود؟ - مطمئن نیستم، اما پیگیری میکنم و به تو اطلاع میدهم.
to make something have no bacteria, marks, or dirt

تمیز کردن, پاک کردن
من معمولاً کف زمین را با دستمال و تمیزکننده تمیز میکنم.
to move over a particular distance

رفتن, طی کردن
در تور دوچرخهسواری خود، آنها هر روز چندین مایل میرفتند، از مناظر در طول مسیر لذت میبردند.
to hold or own something

در اختیار داشتن
خانواده دارای یک کسب و کار سودآور املاک است.
to go away from somewhere

رفتن, عازم شدن
او تصمیم گرفت مهمانی را ترک کند چون خیلی شلوغ بود.
to feel that someone or something is good, enjoyable, or interesting

دوست داشتن, خوش آمدن (از چیزی)
با وجود همه چیزهایی که برایش انجام دادم، فکر نمیکنم من را دوست داشته باشد.
to take part in a game or activity for fun

بازی کردن
بچهها روی پیادهرو بازی لی لی میکردند.
to tell someone about the feelings or ideas that we have

حرف زدن, صحبت کردن
او در مورد شروع یک سرگرمی جدید حرف میزد.
