کتاب 'اینترچنج' فوق متوسط - واحد 16
اینجا شما واژگان از واحد ۱۶ در کتاب درسی Interchange Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند «مانع»، «حفظ کردن»، «اوج گرفتن» و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to come to a certain level or state, or a specific point in time

رسیدن
محبوبیت او در اواخر دهه 1990 به اوج خود رسید.
our purpose or desired result

هدف
تعیین اهداف قابل دستیابی برای رشد و توسعه شخصی ضروری است.
regular and without any exceptional features

عادی, معمولی
سبک او ساده و معمولی بود، برای پوشیدن روزانه عالی.
a series of images, feelings, or events happening in one's mind during sleep

رؤیا
رویای او آنقدر واقعی بود که با احساس سردرگمی از خواب بیدار شد.
to become the most successful, the luckiest, or the best in a game, race, fight, etc.

برنده شدن
علیرغم چالشها، آنها توانستند قرارداد را برنده شوند.
an event or contest in which individuals or teams compete against each other

رقابت, مسابقه
مسابقه بسکتبال هیجانانگیز بود، و تیم ما برنده شد.
an act of raising someone to a higher rank or position

ترفیع
بعد از ارتقا، او شروع به رهبری جلسات تیم کرد.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
رمانهای نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شدهاند.
to travel with only the essential items and no unnecessary baggage

سبک سفر کردن, لوازم اضافی با خود به سفر نبردن
a running race of 26 miles or 42 kilometers

ماراتن
او ماراتن را در کمتر از چهار ساعت به پایان رساند.
having the necessary skill, power, resources, etc. for doing something

توانا, قادر
با عینک جدیدش، او قادر است نوشتههای ریز را بخواند.
admired and valued by others for one's qualities, achievements, or actions

مورد احترام
پروفسور محترم تأثیر عمیقی بر نسلهای دانشجویان داشت.
(of a person) not having physical or mental problems

سالم, تندرست
پدربزرگ من 80 ساله است اما هنوز سالم و تیزهوش است.
a type of life that a person or group is living

سبک زندگی
سبک زندگی مینیمالیستی به کسانی جذاب است که سادگی و بیدروپیکری کمتر را ترجیح میدهند.
to put a seed, plant, etc. in the ground to grow

کاشتن
این یک سنت خانوادگی است که برای اولین سالگرد تولد هر کودک یک درخت جدید بکاریم.
a desired and impressive goal achieved through hard work

دستاورد, موفقیت
بردن قهرمانی یک دستاورد قابل توجه برای تیم بود، با توجه به وضعیت آنها به عنوان تیم ضعیف.
someone who is not skilled or experienced enough for a specific activity

تازهکار, غیرحرفهای
مسابقه برای هر دو گروه آماتورها و حرفهایها باز بود.
a person who is good at sports and physical exercise, and often competes in sports competitions

ورزشکار
به عنوان یک ورزشکار همهجانبه، او در مسابقات شنا، دوچرخهسواری و دویدن شرکت کرد.
an individual who maintains and regularly adds new content to a blog

وبلاگنویس, بلاگر
با تخصص خود در امور مالی شخصی، بلاگر از طریق وبلاگ خود به خوانندگانش مشاورههای ارزشمند و نکات صرفهجویی در پول ارائه داد.
someone who plays a musical instrument or writes music, especially as a profession

نوازنده, موسیقیدان
او فقط یک موسیقیدان نیست، بلکه یک ترانهسرای بااستعداد نیز هست.
an intangible difficulty or challenge that must be overcome

مانع, سد، مشکل
سوء تفاهم بزرگترین مانع در مذاکرات آنها بود.
providing motivation, encouragement, enthusiasm, or a sense of purpose

الهامبخش, انگیزهبخش
داستان الهامبخش او درباره غلبه بر سختیها، بسیاری از مردم را برای دنبال کردن رویاهایشان الهام بخشید.
a feeling of great enjoyment and happiness

لذت, دلخوشی
بچهها با لذت فریاد زدند در حالی که در پارک بازی میکردند.
the action or process of reaching a particular thing

دستیابی
هنرمند جوان از دستاورد فروش اولین نقاشیاش سرشار از غرور شد.
a process or state in which something becomes more advanced, stronger, etc.

رشد, پیشرفت
پروژه در سال گذشته توسعه قابل توجهی را تجربه کرد.
displaying approval, support, or agreement

مثبت
او نگرش مثبتی نسبت به پروژه دارد، باور دارد که موفق خواهد شد.
to share personal opinions about a book, movie, or media to inform and provide insights into its strengths and weaknesses

نقد کردن
پس از تماشای فیلم، او به رسانههای اجتماعی رفت تا آن را مرور کند، از سینماتوگرافی تعریف کرد اما سرعت را مورد انتقاد قرار داد.
far away in space or distant in position

دور
آنها در یک کلبه دورافتاده در جنگل زندگی میکردند، دور از تمدن.
someone who does manual work, particularly a heavy and exhausting one to earn money

کارگر
او یک کارگر کارخانه است که الکترونیک را مونتاژ میکند.
associated with or characteristic of the tropics, regions of the Earth near the equator known for their warm climate and lush vegetation

استوایی, گرمسیری
آب و هوای گرمسیری هاوایی امکان رشد میوههای عجیب و غریب مانند آناناس و موز را فراهم میکند.
something that explains an action or event

دلیل
کمبود شواهد تردید در مورد دلیل ناپدید شدن ناگهانی او ایجاد کرد.
to increase rapidly to a high level

شدیدا افزایش یافتن, اوج گرفتن
پس از آن که شرکت سودهای بیسابقه را اعلام کرد، قیمت سهام آن شروع به صعود سریع کرد.
a unified whole created by joining or mixing two or more distinct elements or parts together

ترکیب, مخلوط
ترکیب منحصر به فرد رنگهای هنرمند، نقاشی را برجسته کرد.
the quality of working toward something despite difficulties

عزم, قصد، تصمیم
او عزم زیادی در دنبال کردن تحصیلات خود نشان داد.
a plentiful or abundant amount of something

مقدار زیاد, کلی
کشاورز زیادی سیب در این فصل برداشت کرد، بیش از هر زمان دیگری.
movies, television shows, etc. or an activity that is made for people to enjoy

سرگرمی
خواندن کتابها نه تنها آموزشی است بلکه شکل خوبی از سرگرمی نیز هست.
to meet the needed requirements or conditions to be considered suitable for a particular role, status, benefit, etc.

واجد شرایط بودن, صلاحیت داشتن
پس از اتمام آموزش، او برای تبدیل شدن به یک معلم معتبر واجد شرایط شد.
to change from one thing, such as a task, major, conversation topic, job, etc. to a completely different one

تغییر دادن, عوض کردن
دانشجویان اغلب در طول سالهای دانشگاهی خود تغییر رشته میدهند تا زمینههای مختلف تحصیلی را کشف کنند.
a light, movable barrier that competitors must jump over in certain races

مانع
چندین مانع روی پیست برای تمرین نصب شده بود.
a situation that has fewer or no benefits over another, which makes succeeding difficult

اشکال, کاستی، عیب، ایراد، ضرر
کمبود فناوری پیشرفته در مدرسه یک ضرر قابل توجه برای دانشآموزان است.
related to money or its management

مالی
خانواده پس از بیکار شدن نانآور با مشکلات مالی روبرو شد.
the distance between an object or point and sea level

ارتفاع (جغرافیا)
روستا در ارتفاع 1200 متری در دامنه کوه ها قرار دارد.
the hot gas produced when water is heated to the boiling point

بخار
قطار قدیمی به جلو حرکت کرد، با نیروی بخار از موتور خود.
a situation or a chance where doing or achieving something particular becomes possible or easier

فرصت
بورسیه به او فرصت حضور در کالج و ادامه تحصیل را داد.
the status or title that a person gains by being the best player or team in a competition

مقام یا عنوان قهرمانی
قهرمانی به بازیکنی با بالاترین امتیاز اهدا شد.
feeling satisfied with someone or one's possessions, achievements, etc.

مفتخر, خشنود
او از عملکرد پسرش در نمایش مدرسه افتخار میکرد.
to cause something to remain in its original state without any significant change

حفظ کردن
تیم در حال حاضر در حال حفظ اسناد تاریخی در یک محیط کنترل شده است.
| کتاب 'اینترچنج' فوق متوسط | |||
|---|---|---|---|
| واحد 15 | واحد 16 | ||
