سینما و تئاتر - اصطلاحات خاص تئاتر

در اینجا شما برخی اصطلاحات خاص انگلیسی مربوط به تئاتر مانند "everyman"، "دیوار چهارم" و "vaudeville" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سینما و تئاتر
Everyman [اسم]
اجرا کردن

آدمیزاد (نمایشنامه)

corpse [اسم]
اجرا کردن

بازیگری که حین نمایش می‌خندد یا دیالوگش را فراموش می‌کند

Ex: The comedian was known for making his co-stars corpse during live performances .

کمدین به خاطر کورپس کردن همبازی‌هایش در اجراهای زنده معروف بود.

fourth wall [اسم]
اجرا کردن

دیوار چهارم (در تئاتر)

Ex: By shattering the fourth wall , the comedian created a sense of immediacy and connection with the audience , drawing them into the comedic experience as active participants .

با شکستن دیوار چهارم، کمدین احساسی از بی‌واسطگی و ارتباط با مخاطب ایجاد کرد، آن‌ها را به عنوان شرکت‌کنندگان فعال به تجربه کمدی کشید.

try-out [اسم]
اجرا کردن

تست بازیگری

Ex: Many aspiring actors came to the try-out hoping to impress the director .

بسیاری از بازیگران مشتاق به آزمون آمدند به امید تحت تأثیر قرار دادن کارگردان.

sketch [اسم]
اجرا کردن

نمایش کوتاه (طنز)

Ex: The student comedy group staged a sketch lampooning campus bureaucracy that had everyone laughing .

گروه کمدی دانشجویی یک اسکچ اجرا کرد که بروکراسی محوطه دانشگاه را مسخره می‌کرد و همه را خنداند.

اجرا کردن

تئاتر غیرحرفه‌ای

Ex: They attended a performance of " The Importance of Being Earnest " at the community theater and were impressed by the caliber of acting and production .

آن‌ها در یک اجرای "اهمیت ارنست بودن" در تئاتر جامعه شرکت کردند و از سطح بازیگری و تولید تحت تأثیر قرار گرفتند.

اجرا کردن

پایان نمایش و قدردانی از تماشاچیان

Ex: After the curtain call , the cast and crew gathered backstage to celebrate the successful conclusion of the show 's run with hugs , laughter , and perhaps a few tears .

پس از فراخوان پرده، بازیگران و عوامل در پشت صحنه جمع شدند تا پایان موفقیت‌آمیز اجرای نمایش را با آغوش، خنده و شاید چند قطره اشک جشن بگیرند.

اجرا کردن

تغییر صحنه

Ex: The stage manager coordinated scene-shifting cues with lighting and sound cues to create a cohesive theatrical experience for the audience .

مدیر صحنه نشانه‌های تغییر صحنه را با نشانه‌های نور و صدا هماهنگ کرد تا یک تجربه تئاتری منسجم برای مخاطبان ایجاد کند.

stagecraft [اسم]
اجرا کردن

مهارت اجرا یا نگارش نمایش

اجرا کردن

نجوای روی صحنه

Ex: They exchanged a quick stage whisper off to the side .

آن‌ها یک زیرگویی صحنه‌ای سریع را در کنار رد و بدل کردند.

mime [اسم]
اجرا کردن

پانتومیم

Ex:

میم می‌تواند راهی قدرتمند برای ارتباط در تئاتر خاموش باشد.

Broadway [اسم]
اجرا کردن

برادوی (خیابان و منطقه تئاتری در نیویورک)

Ex: Broadway productions range from classic musicals to cutting-edge plays , catering to a wide range of audience preferences .

تولیدات برادوی از موزیکال‌های کلاسیک تا نمایش‌های پیشرو را شامل می‌شود که به طیف گسترده‌ای از ترجیحات مخاطبان پاسخ می‌دهد.

vaudeville [اسم]
اجرا کردن

نمایش چندگانه

Ex: Vaudeville provided a platform for performers of all backgrounds , including African American , Jewish , and immigrant entertainers who faced discrimination in other venues .

وودویل بستری را برای هنرمندان از همه پیشینه‌ها، از جمله هنرمندان آفریقایی-آمریکایی، یهودی و مهاجر که در مکان‌های دیگر با تبعیض مواجه می‌شدند، فراهم کرد.

play [اسم]
اجرا کردن

نمایش

Ex: The drama club is rehearsing a classic Shakespearean play for their spring production .
exit [اسم]
اجرا کردن

خروج بازیگر از صحنه

Ex: His exit drew applause from the audience .
opening [اسم]
اجرا کردن

پرده اول (نمایش)

Ex: Actors and crew members celebrated the successful opening of the play with a reception .

بازیگران و اعضای گروه، افتتاح موفقیت‌آمیز نمایش را با یک پذیرایی جشن گرفتند.