کلمات آکادمیک آیلتس برای "بازاریابی"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بازاریابی را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
logo [اسم]
اجرا کردن

نماد تجاری

Ex: The logo for the charity was simple but very memorable .

لوگو مؤسسه خیریه ساده اما بسیار به یاد ماندنی بود.

spam [اسم]
اجرا کردن

هرزنامه

Ex: The company 's IT policy includes guidelines for reporting and handling spam .
transaction [اسم]
اجرا کردن

خرید و فروش

Ex: Proper transaction of administrative duties is essential for maintaining order .

تراکنش مناسب وظایف اداری برای حفظ نظم ضروری است.

monopoly [اسم]
اجرا کردن

انحصار

Ex: The government 's antitrust laws aim to prevent any single company from gaining a monopoly over essential goods or services .

قوانین ضد انحصار دولت به منظور جلوگیری از به دست آوردن انحصار توسط هر شرکت منفرد بر کالاها یا خدمات اساسی است.

sponsorship [اسم]
اجرا کردن

حمایت مالی

Ex: The art exhibition showcased works by emerging artists with sponsorship from art galleries .

نمایشگاه هنری آثار هنرمندان نوظهور را با حمایت گالری‌های هنری به نمایش گذاشت.

wholesale [اسم]
اجرا کردن

عمده‌فروشی

Ex: Their business relies on wholesale to keep inventory costs low .

کسب و کار آنها به عمده‌فروشی متکی است تا هزینه‌های موجودی را پایین نگه دارد.

inventory [اسم]
اجرا کردن

فهرست موجودی

Ex: The IT department maintained an inventory of all company-owned computers , printers , and peripherals .

دپارتمان فناوری اطلاعات یک فهرست از تمام رایانه‌ها، چاپگرها و لوازم جانبی متعلق به شرکت را نگهداری می‌کرد.

to launch [فعل]
اجرا کردن

روانه بازار کردن

Ex: The company successfully launched the eco-friendly product last month .

شرکت ماه گذشته با موفقیت محصول سازگار با محیط زیست را راه‌اندازی کرد.

franchise [اسم]
اجرا کردن

حق امتیاز

Ex: He opened a franchise of a well-known pizza chain downtown .

او یک فرانچایز از یک زنجیره پیتزای معروف در مرکز شهر باز کرد.

to campaign [فعل]
اجرا کردن

کمپین تبلیغاتی تشکیل دادن

Ex: The organization regularly campaigns for environmental conservation .

سازمان به طور منظم برای حفاظت از محیط زیست کمپین برگزار می‌کند.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ منحصر به فرد بودن جامعه Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی‌های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسانی صفات اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات شخصیتی تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تأیید پشیمانی و غم اقدامات رابطه‌ای اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها جنبش‌ها درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل‌دهی خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری
آماده‌سازی غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشمانداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای اظهار نظر و قطعیت قیدهای زمان و تناوب
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی