واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - مجازات
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مجازات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a person who is held in a prison or correctional facility

زندانی, بیمار روانی
زندانی پس از تکمیل برنامههای بازپروری به قید شرط آزاد شد.
the temporary removal or barring of an individual from a position, privilege, or institution as a disciplinary measure

تعلیق, محرومیت موقت
to force someone to live away from their native country, usually due to political reasons or as a punishment

تبعید کردن
پادشاه تصمیم گرفت خائن را تبعید کند و از بازگشت او به پادشاهی جلوگیری کند.
the killing of a criminal as punishment

مجازات اعدام
دولت دهها سال پیش مجازات اعدام را لغو کرد و به جای آن حبس ابد را انتخاب کرد.
the punishment of killing a criminal, which is officially ordered by a court

مجازات اعدام
بحث درباره مجازات اعدام در سراسر جهان ادامه دارد.
a device used for carrying out capital punishment by electrocution

صندلی الکتریکی, کرسی برقی
صندلی الکتریکی به عنوان روشی برای اعدام در بسیاری از ایالتها قبل از معرفی تزریق کشنده استفاده میشد.
the act of striking a person with a flexible instrument designed for inflicting pain as a form of punishment or discipline

شلاق زدن, تازیانه زدن
زندانی به دلیل تلاش برای فرار 20 ضربه شلاق دریافت کرد.
unpaid work done either as a form of punishment by a criminal or as a voluntary service by a citizen

خدمات اجتماعی, خدمات عمومی
او تصمیم گرفت آخر هفتههای خود را به خدمات اجتماعی با داوطلب شدن در پناهگاه حیوانات محلی اختصاص دهد.
the act of putting or keeping someone in captivity

حبس, حبسکردن
زندانی شدن او به او فرصت داد تا درباره انتخابهایی که در زندگی انجام داده بود فکر کند.
to severely criticize or scold someone for their actions or behaviors

شدیداً انتقاد کردن
کاپیتان بازیکنان را به دلیل عدم انضباط در طول مسابقات سرزنش کرد.
to officially hold someone in a place, such as a jail, and not let them go

دستگیر کردن, بازداشت کردن
پلیس تصمیم گرفت مظنون را برای بازجویی بیشتر بازداشت کند.
to force someone to leave a country, often as a form of punishment or to keep them away

تبعید کردن, اخراج کردن
مجرم به عنوان بخشی از مجازات جنایاتش از کشور تبعید شد.
to keep someone or something within limits of different types, such as subject, activity, area, etc.

محدود کردن, منحصر کردن
شرایط توافقنامه، استفاده شرکت از دادهها را به اهداف خاص محدود میکند.
to secure or attach something or someone using a series of connected links

زنجیر کردن
برای جلوگیری از هرگونه حادثه، ماشینآلات سنگین در طول طوفان محکم به زمین زنجیر شدند.
to kill someone, especially as a legal penalty

اعدام کردن
در برخی کشورها، افرادی که به جرمهای خاصی محکوم میشوند ممکن است با مجازات اعدام روبرو شوند و دولت ممکن است تصمیم به اعدام آنها بگیرد.
to execute a criminal by using electricity

اعدام با برق, به برق اعدام کردن
مجرم محکوم با صندلی الکتریکی روبرو شد و به خاطر جنایت هولناک با برق اعدام شد.
to kill a person by holding them in the air with a rope tied around their neck

اعدام کردن
او نمیتوانست گزارش خبری درباره تصمیم دولت برای اعدام با طناب دار کسی که به دلیل مخالفت سیاسی محکوم شده بود را تماشا کند.
to force a foreigner to leave a country, usually because they have broken the law

اخراج کردن (از کشور میزبان), دیپورت کردن
مأموران گشت مرزی در حال حاضر گروهی از مهاجران دستگیر شده در نزدیکی مرز جنوبی را اخراج میکنند.
