واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - Punishment

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مجازات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
inmate [اسم]
اجرا کردن

زندانی

Ex: The correctional facility implemented educational programs to help inmates acquire new skills .

تأسیسات اصلاحی برنامه‌های آموزشی را برای کمک به زندانیان در کسب مهارت‌های جدید اجرا کرد.

to exile [فعل]
اجرا کردن

تبعید کردن

Ex: The traitorous general was exiled as a consequence of his attempt to overthrow the government .

ژنرال خائن به عنوان نتیجه تلاشش برای سرنگونی دولت تبعید شد.

اجرا کردن

مجازات اعدام

Ex: Many human rights organizations advocate against the use of capital punishment .

بسیاری از سازمان‌های حقوق بشر علیه استفاده از مجازات اعدام تبلیغ می‌کنند.

اجرا کردن

مجازات اعدام

Ex: The judge ruled out the death penalty for the case .
اجرا کردن

صندلی الکتریکی

Ex: Death row inmates often spend years awaiting their fate , including the possibility of death by the electric chair .

زندانیان محکوم به اعدام اغلب سال‌ها در انتظار سرنوشت خود می‌گذرانند، از جمله امکان مرگ با صندلی الکتریکی.

whipping [اسم]
اجرا کردن

شلاق زدن

Ex: The captain ordered a crew member to undergo whipping as a punishment for insubordination .

کاپیتان دستور داد یکی از اعضای خدمه به عنوان مجازات برای نافرمانی شلاق بخورد.

اجرا کردن

خدمات اجتماعی

Ex: The organization provides opportunities for individuals to engage in meaningful community service projects .

سازمان فرص‌هایی را برای افراد فراهم می‌کند تا در پروژه‌های معنادار خدمات اجتماعی مشارکت کنند.

اجرا کردن

حبس

Ex: Many activists are pushing for alternatives to incarceration for non-violent offenders .

بسیاری از فعالان در حال فشار برای جایگزین‌هایی برای زندانی کردن مجرمان غیرخشونت‌آمیز هستند.

اجرا کردن

شدیداً انتقاد کردن

Ex: Team members would appreciate it if the leader privately reprimanded them for mistakes .

اعضای تیم قدردانی می‌کنند اگر رهبر آن‌ها را به خاطر اشتباهاتشان به صورت خصوصی توبیخ کند.

to detain [فعل]
اجرا کردن

دستگیر کردن

Ex: Border security may detain individuals without proper documentation at the airport .

امنیت مرزی می‌تواند افراد بدون مدارک مناسب را در فرودگاه بازداشت کند.

to banish [فعل]
اجرا کردن

تبعید کردن

Ex: After the war , many defeated soldiers were banished from their homeland .

پس از جنگ، بسیاری از سربازان شکست خورده از وطن خود تبعید شدند.

to confine [فعل]
اجرا کردن

محدود کردن

Ex: The budget confines the project to only essential expenditures .

بودجه پروژه را به هزینه‌های ضروری محدود می‌کند.

to chain [فعل]
اجرا کردن

زنجیر کردن

Ex: The gatekeeper will chain the entrance to restrict access to the private property .

نگهبان ورودی را زنجیر می‌کند تا دسترسی به ملک خصوصی محدود شود.

to execute [فعل]
اجرا کردن

اعدام کردن

Ex: Despite international outcry , the government proceeded to execute the political dissident , sparking widespread protests .

علیرغم اعتراضات بین‌المللی، دولت اقدام به اعدام مخالف سیاسی کرد که منجر به اعتراضات گسترده شد.

اجرا کردن

اعدام با برق

Ex: The execution chamber was prepared to electrocute the inmate at dawn .

اتاق اعدام آماده شده بود تا محکوم را در سپیده‌دم با برق اعدام کند.

to hang [فعل]
اجرا کردن

اعدام کردن

Ex: In some countries , it is still legal to hang someone as a form of capital punishment .
to deport [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن (از کشور میزبان)

Ex: During World War II , the United States deported hundreds of immigrants back to Germany , Italy and Japan .

در طول جنگ جهانی دوم، ایالات متحده صدها مهاجر را به آلمان، ایتالیا و ژاپن دیپورت کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی