واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - Government

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دولت را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
to govern [فعل]
اجرا کردن

حکومت کردن

Ex: A monarch may govern a kingdom , often guided by traditions and legal frameworks .

یک پادشاه ممکن است یک پادشاهی را حکومت کند، که اغلب توسط سنت‌ها و چارچوب‌های قانونی هدایت می‌شود.

to rule [فعل]
اجرا کردن

حکمرانی کردن

Ex: The president ruled the nation during a time of economic prosperity .

رئیس جمهور در دوران رونق اقتصادی بر کشور حکومت کرد.

to elect [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن (از طریق رأی‌گیری)

Ex: Over the years , voters in the region have elected leaders with diverse backgrounds .
delegation [اسم]
اجرا کردن

تفویض اختیار

Ex: Delegation of judicial authority allows judges to interpret and apply laws in courtrooms .

واگذاری اختیارات قضایی به قضات اجازه می‌دهد تا قوانین را در دادگاه‌ها تفسیر و اعمال کنند.

اجرا کردن

مذاکره کردن

Ex: Business partners gathered to negotiate the terms of a contract that would benefit both companies .

شرکای تجاری برای مذاکره در مورد شرایط قراردادی که به نفع هر دو شرکت باشد، گرد هم آمدند.

to consult [فعل]
اجرا کردن

مشاوره گرفتن (مالی

Ex: He consulted his doctor about the best treatment options for his chronic back pain .

او در مورد بهترین گزینه‌های درمانی برای کمردرد مزمن خود با پزشکش مشورت کرد.

اجرا کردن

از قدرت پایین کشیدن

Ex: The citizens are overthrowing the oppressive regime through peaceful protests .

شهروندان با اعتراضات مسالمت‌آمیز در حال سرنگونی رژیم سرکوبگر هستند.

mayor [اسم]
اجرا کردن

شهردار

Ex: He criticized the mayor for failing to address traffic issues .
councillor [اسم]
اجرا کردن

شورای شهر

Ex: Councillors voted unanimously to allocate funding for road repairs in the district .

مشاوران به اتفاق آرا به اختصاص بودجه برای تعمیر جاده‌ها در منطقه رأی دادند.

diplomat [اسم]
اجرا کردن

فرد ماهر و بادرایت

Ex: The teacher demonstrated the qualities of a diplomat by addressing classroom conflicts with diplomacy and understanding .

معلم با برخورد دیپلماتیک و فهمیدن درگیری‌های کلاسی، ویژگی‌های یک دیپلمات را نشان داد.

ambassador [اسم]
اجرا کردن

سفیر

Ex: He served as an ambassador for over a decade , advocating for his country 's interests abroad .

او به مدت بیش از یک دهه به عنوان سفیر خدمت کرد و از منافع کشورش در خارج از کشور دفاع کرد.

bureaucrat [اسم]
اجرا کردن

دیوان سالار

Ex: Providing consular services to citizens living abroad is among the responsibilities of bureaucrats at the embassy .

ارائه خدمات کنسولی به شهروندان ساکن خارج از کشور از جمله مسئولیت‌های دیوانسالاران در سفارت است.

اجرا کردن

کمیسر

Ex: The commissioner of environmental protection enforces environmental regulations and promotes conservation efforts .

کمیسر حفاظت از محیط زیست مقررات زیست محیطی را اجرا می کند و تلاش های حفاظتی را ترویج می دهد.

bureaucracy [اسم]
اجرا کردن

دیوان‌سالاری

Ex: Reforming the old bureaucracy was a major challenge .

اصلاح بروکراسی قدیمی یک چالش بزرگ بود.

legislature [اسم]
اجرا کردن

قوه مقننه

Ex: The legislature passed new laws to protect the environment .

قوه مقننه قوانین جدیدی برای حفاظت از محیط زیست تصویب کرد.

اجرا کردن

سخنگو

Ex: A spokesperson for the charity announced a new campaign to support homeless youth .

یک سخنگو برای خیریه یک کمپین جدید برای حمایت از جوانان بی‌خانمان اعلام کرد.

treaty [اسم]
اجرا کردن

معاهده

Ex: The nuclear disarmament treaty required both sides to reduce their arsenals of nuclear weapons .

معاهده خلع سلاح هسته‌ای مستلزم کاهش زرادخانه‌های تسلیحات هسته‌ای توسط هر دو طرف بود.

sanction [اسم]
اجرا کردن

تحریم

Ex: The United Nations imposed sanctions on the dictator 's regime to pressure them into compliance with human rights standards .

سازمان ملل متحد تحریم‌هایی علیه رژیم دیکتاتور اعمال کرد تا آنها را وادار به رعایت استانداردهای حقوق بشر کند.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی