واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - Crime

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جرم را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
conspiracy [اسم]
اجرا کردن

توطئه

Ex: Investigators suspected a conspiracy to manipulate election results .

بازرسان به یک توطئه برای دستکاری نتایج انتخابات مشکوک بودند.

hostage [اسم]
اجرا کردن

گروگان

Ex: The government refused to negotiate with terrorists who had taken a diplomat hostage .

دولت از مذاکره با تروریست‌هایی که یک دیپلمات را به گروگان گرفته بودند، خودداری کرد.

اجرا کردن

پولشویی

Ex: Stricter regulations will be implemented to combat money laundering and track illicit financial transactions .

مقررات سخت‌گیرانه‌تری برای مبارزه با پولشویی و ردیابی معاملات مالی غیرقانونی اجرا خواهد شد.

cybercrime [اسم]
اجرا کردن

جرایم سایبری

Ex: Governments collaborate internationally to combat cybercrime through information sharing and joint investigations .

دولت‌ها از طریق اشتراک‌گذاری اطلاعات و تحقیقات مشترک، بین‌المللی همکاری می‌کنند تا با جرایم سایبری مبارزه کنند.

burglary [اسم]
اجرا کردن

دزدی

Ex: Burglary rates tend to increase during the holiday season as thieves target empty homes .

نرخ سرقت در فصل تعطیلات تمایل به افزایش دارد، زیرا دزدان خانه‌های خالی را هدف قرار می‌دهند.

piracy [اسم]
اجرا کردن

دزدی دریایی

Ex: Movie studios and production companies suffer financial losses due to piracy , affecting their ability to fund future projects .

استودیوهای فیلم و شرکت‌های تولید به دلیل دزدی دریایی متحمل ضررهای مالی می‌شوند، که بر توانایی آن‌ها در تأمین مالی پروژه‌های آینده تأثیر می‌گذارد.

scam [اسم]
اجرا کردن

کلاهبرداری

Ex: She fell victim to an online scam that tricked her into paying for nonexistent services .

او قربانی یک کلاهبرداری آنلاین شد که او را فریب داد تا برای خدمات غیر موجود پرداخت کند.

mugger [اسم]
اجرا کردن

زورگیر

Ex: The mugger was caught on camera , and the footage helped law enforcement track him down .

دزد خیابانی در دوربین گرفتار شد و تصاویر به مأموران قانون کمک کرد تا او را پیدا کنند.

homicide [اسم]
اجرا کردن

قتل

Ex: The detective reviewed past homicides to find patterns .

کارآگاه قتل‌های گذشته را بررسی کرد تا الگوها را پیدا کند.

arson [اسم]
اجرا کردن

آتش‌افروزی

Ex: The insurance company denied the claim due to evidence suggesting the fire was caused by arson .

شرکت بیمه به دلیل شواهدی که نشان می‌دهد آتش‌سوزی ناشی از آتش‌زنی عمدی بوده است، ادعا را رد کرد.

smuggling [اسم]
اجرا کردن

قاچاق

Ex: The international community is working together to fight wildlife smuggling .

جامعه بین‌المللی برای مبارزه با قاچاق حیات وحش با هم همکاری می‌کنند.

اجرا کردن

قتل غیرعمد

Ex: The suspect was arrested and charged with manslaughter after a bar fight turned deadly .

مظنون پس از اینکه یک دعوا در بار به مرگ انجامید، دستگیر و به قتل غیرعمد متهم شد.

ransom [اسم]
اجرا کردن

پول (برای آزادی گروگان)

Ex: Authorities advised against paying ransom to cybercriminals in cases of ransomware attacks .

مقامات توصیه کردند که در موارد حملات باج‌افزار، باج به مجرمان سایبری پرداخت نشود.

pickpocket [اسم]
اجرا کردن

جیب‌بر

Ex: The pickpocket was caught on camera as he slipped his hand into the shopper ’s bag .

جیببر هنگامیکه دستش را به داخل کیف خریدار می‌لغزاند، دوربین او را گرفت.

to smuggle [فعل]
اجرا کردن

قاچاق کردن

Ex: Smugglers attempted to smuggle a large quantity of narcotics across the border .

قاچاقچیان سعی کردند مقدار زیادی مواد مخدر را از مرز قاچاق کنند.

to embezzle [فعل]
اجرا کردن

اختلاس کردن

Ex: The CEO faced legal consequences for embezzling millions from the company 's accounts .

مدیر عامل به دلیل اختلاس میلیون‌ها از حساب‌های شرکت با پیامدهای قانونی مواجه شد.

to mug [فعل]
اجرا کردن

زورگیری کردن

Ex: Right now , the muggers are actively mugging unsuspecting individuals near the train station .

هم اکنون، دزدان به طور فعال در حال دزدی از افراد بی‌خبر نزدیک ایستگاه قطار هستند.

to abduct [فعل]
اجرا کردن

آدم‌ربایی کردن

Ex: Last week , the extremists unexpectedly abducted a prominent activist .

هفته گذشته، افراط‌گرایان به طور غیرمنتظره‌ای یک فعال برجسته را ربودند.

to launder [فعل]
اجرا کردن

پول‌شویی کردن

Ex: He has laundered millions of dollars by using offshore accounts .

او با استفاده از حساب‌های خارجی میلیون‌ها دلار پولشویی کرده است.

to conspire [فعل]
اجرا کردن

توطئه کردن

Ex: Individuals caught conspiring to commit terrorism may face severe legal consequences .

افرادی که در حال توطئه برای ارتکاب اقدامات تروریستی دستگیر شوند ممکن است با پیامدهای قانونی شدیدی روبرو شوند.

heist [اسم]
اجرا کردن

سرقت مسلحانه

wiretap [اسم]
اجرا کردن

شنود تلفنی

Ex: The government 's use of wiretaps is subject to strict regulations and oversight to prevent abuse of power .

استفاده دولت از شنود تابع مقررات سختگیرانه و نظارت برای جلوگیری از سوء استفاده از قدرت است.

to shoplift [فعل]
اجرا کردن

کِش رفتن (از فروشگاه و مغازه)

Ex: The security cameras captured the individual attempting to shoplift items from the store .

دوربین‌های امنیتی فردی را ثبت کردند که سعی در دزدی از فروشگاه اقلام از فروشگاه داشت.

اجرا کردن

ترور کردن

Ex: The skilled sniper successfully assassinated the prime minister without being detected .

تکتیرانداز ماهر با موفقیت نخست‌وزیر را ترور کرد بدون اینکه شناسایی شود.

اجرا کردن

خود را به جای (دیگری) جا زدن

Ex: During the talent show , he impersonated his favorite singer , even copying their voice .

در طول نمایش استعداد، او خواننده مورد علاقه خود را تقلید کرد، حتی صدای آنها را نیز کپی کرد.

hustle [اسم]
اجرا کردن

کلاهبرداری

Ex: The pickpocket 's hustle involved distracting victims in crowded areas to steal their wallets or valuables .

hustle جیببر شامل پرت کردن حواس قربانیان در مناطق شلوغ برای دزدیدن کیف پول یا اشیای با ارزش آنها بود.

اجرا کردن

دزدی کردن

Ex: The office building was burglarized over the weekend , with computers and office equipment stolen .

ساختمان اداری در آخر هفته سرقت شد، کامپیوترها و تجهیزات اداری به سرقت رفت.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی