افعال عمل دستی - افعال برای قرارگیری
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به قرار دادن اشاره دارند مانند "set"، "install" و "lay" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to put something or someone somewhere or in a certain position

قرار دادن, گذاشتن
دفتر جدید آنها در قلب منطقه تجاری شهر قرار دارد.
to drop or place something heavily and without much care

محکم گذاشتن, بدون دقت گذاشتن
او جعبه ابزار را روی زمین گاراژ گذاشت قبل از اینکه شروع به تعمیرات کند.
to place a temporary structure in a specific place

برپا کردن, نصب کردن
در آمادهسازی برای عروسی در فضای باز، تزئینکاران یک آلاچیق خیرهکننده برپا کردند که با گلها و پارچههای آویخته تزئین شده بود، و فضایی جادویی برای مراسم ایجاد کردند.
to place something in a particular position or setting

در جایی یا موقعیتی قرار دادن
کارگردان میخواست نقطه اوج فیلم را در مکانی دراماتیک و از نظر بصری خیرهکننده قرار دهد.
to place or fix something in a specific location

سپردن, قرار دادن
برای افزایش حاصلخیزی خاک، کشاورز تصمیم گرفت کمپوست آلی را در مزارع قرار دهد.
to place or add something into a specific space or object

قرار دادن, وارد کردن
مکانیک یک فیوز جدید را در مدار قرار خواهد داد تا برق دستگاه را بازیابی کند.
to place or adjust several objects or people in a way that works well with a particular space or arrangement

جا دادن, تنظیم کردن
رهبر ارکستر برای جای دادن نوازندگان در موقعیتهای تعیینشدهشان برای اجرای ارکستر کار کرد.
to position soldiers or equipment for military action

مستقر کردن, آرایش نظامی دادن
پس از جلسه توجیهی، ژنرال سربازان خود را به نقاط استراتژیک مختلف گسترش داد.
to set a piece of equipment in place and make it ready for use

نصب کردن, برپا کردن
برای افزایش بهرهوری انرژی، آنها تصمیم گرفتند پنلهای خورشیدی را روی سقف نصب کنند.
to move something or someone from one place or position to another

قرار دادن, جایی گذاشتن
میتوانید مواد غذایی را در یخچال بگذارید؟
to stop carrying something by putting it on the ground

زمین گذاشتن
آنها پس از پایان کنسرت سازهایشان را گذاشتند.
to lay or put something somewhere

گذاشتن, قرار دادن
کتابدار از مراجعان خواست کتابهای قرض گرفته شده را در سطل بازگرداندن تعیین شده قرار دهند.
to arrange or position things to create a gap or distance between them

فاصله گذاری, جاگذاری
برای بهبود خوانایی، مهم است که متن را در یک سند به درستی فاصلهگذاری کنید.
to secretly put something or someone in a specific position for observation or to trick others

کاشتن, مخفیانه قرار دادن
به عنوان بخشی از مأموریت جاسوسی، به جاسوس مأموریت داده شد که یک دستگاه شنود را در مقر دشمن جاسازی کند.
to put into a specific location

قرار دادن, موقعیت دادن
برای بهبود آکوستیک، مهندس صدا بلندگوها را به صورت استراتژیک در سالن کنسرت قرار داد.
to carefully place something or someone down in a horizontal position

گذاشتن, قرار دادن
پس از یک روز طولانی، او آماده بود تا روی مبل راحت دراز بکشد و چرت کوتاهی بزند.
