افعال سبک زندگی جسمی و اجتماعی - افعال برای اقدامات غیرارادی
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به اقدامات غیرارادی مانند "تنفس"، "نفس نفس زدن" و "عرق کردن" اشاره میکنند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to take air into one's lungs and let it out again

نفس کشیدن
مربی یوگا به شرکتکنندگان یاد میدهد که چگونه تنفس آگاهانه داشته باشند.
to take air or substances into the lungs by breathing in

استنشاق کردن, نفس کشیدن، هوا به ریه فرو بردن
در طول تمرین یوگا، از شرکتکنندگان خواسته میشود که از طریق بینی نفس بکشند و به آرامی از دهان بازدم کنند.
to breathe air or smoke out through the mouth or nose

بازدم کردن, نفس بیرون دادن
وقتی که او بازدم میکرد، هوای سرد یک مه قابل مشاهده در مقابلش تشکیل میداد.
to breathe in and out, taking in oxygen and expelling carbon dioxide from the lungs

تنفس کردن, دم و بازدم کردن
ماهیها از طریق آبشش تنفس میکنند و اکسیژن را از آب استخراج میکنند.
to draw air into and expel it from the lungs

تنفس کردن, دم و بازدم کردن
بعد از دویدن طولانی، او نیاز داشت تا عمیق نفس بکشد تا نفسش را بگیرد.
to breathe in short, quick gasps with effort or exertion

نفس نفس زدن, ها کردن
او بعد از دو سرعت، با نفسهای کوتاه نفس میکشید، سعی میکرد ضربان تند قلبش را آرام کند.
to breathe in sharply with an open mouth, often in response to surprise, pain, or intense emotions

محکم بازدم کردن, محکم نفس کشیدن
با شنیدن خبر تکاندهنده، او نتوانست از نفس نفس زدن خودداری کند.
to breathe quickly and loudly, often due to excitement, exertion, or energetic activity

نفسنفس زدن
سگ از هیجان نفسنفس میزد در حالی که به دنبال توپ میدوید.
to unexpectedly open one's mouth wide and deeply breathe in because of being bored or tired

خمیازه کشیدن
احساس خستگی میکرد، نمیتوانست جلوی خمیازه کشیدنش را در جلسه طولانی بگیرد.
to make a sudden, involuntary sound caused by a spasm of the diaphragm, often as a result of eating or drinking too quickly

سکسکه کردن
او بارها سکسکه کرد، نشانهای از اینکه ممکن است خیلی سریع غذا خورده باشد.
to release air from the stomach through the mouth

آروغ زدن, باد گلو زدن
احساس نفخ داشت، او آروغ زد تا مقداری ناراحتی را تسکین دهد.
to expel gas audibly from the stomach through the mouth

آروغ زدن, باد گلو خارج کردن
ببخشید، باید آروغ بزنم؛ نوشیدنی گازدار باعث مقداری گاز شد.
to break down food in the body and to absorb its nutrients and necessary substances

هضم کردن
هضم پروتئینها شامل عمل اسیدهای معده میشود.
to break down substances like food or drugs to produce energy or support various bodily functions

متابولیسم کردن, توسط متابولیسم تبدیل کردن
کبد نقش حیاتی در متابولیزه کردن داروها دارد، اطمینان حاصل میکند که آنها توسط بدن به طور مؤثر پردازش و استفاده میشوند.
to become red in the face, especially as a result of shyness or shame

سرخ شدن
دختر جوان شروع به سرخ شدن کرد وقتی معشوقه اش با او صحبت کرد.
to become red, often in response to emotions like embarrassment, shame, or surprise

قرمز شدن
صورتش سرخ شد وقتی فهمید که اشتباه کرده است.
to experience a reddening of the skin, typically in the face, due to emotions like embarrassment, excitement, or strong reactions

سرخ شدن, برافروختن
چهرهاش از هیجان سرخ شد وقتی که جایزه را دریافت کرد.
to become red in the face, especially as a result of embarrassment or shame

سرخ شدن, قرمز شدن
او سعی کرد اشتباهش را پنهان کند، اما صورتش فوراً سرخ شد و او را لو داد.
to produce small drops of liquid on the surface of one's skin

عرق کردن
در حال کار کردن زیر آفتاب داغ، او میتوانست احساس کند که شروع به عرق کردن کرده است.
to produce small drops of liquid on the surface of the skin, often as a result of physical exertion, anxiety, or heat

عرق ریختن, خیس عرق شدن، عرق کردن
پس از یک تمرین سخت، ورزشکاران اغلب به شدت عرق میکنند.
to open and close the eyes quickly and for a brief moment

پلک زدن
ما چشمک زدیم تا چشمانمان را به نور کم عادت دهیم.
to release liquid waste from the body

ادرار کردن, شاشیدن
پسر کوچک از مادرش پرسید که آیا میتواند قبل از خواب ادرار کند.
to expel urine from the body

ادرار کردن, شاشیدن
او پشت درختها ادرار کرد وقتی که توالتهای نزدیک نبودند.
to release liquid waste from the body

ادرار کردن, شاشیدن
سگ پای خود را بلند کرد تا روی شیر آتشنشانی ادرار کند.