افعال سبک زندگی جسمی و اجتماعی - افعال برای چرخه خواب

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به چرخه خواب مانند "بیدار شدن"، "چرت زدن" و "خواب عمیق" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال سبک زندگی جسمی و اجتماعی
to wake [فعل]
اجرا کردن

بیدار شدن

Ex: Parents often check on their children when they wake in the middle of the night .

والدین اغلب وقتی که فرزندانشان نیمه‌شب بیدار می‌شوند، آن‌ها را چک می‌کنند.

to awaken [فعل]
اجرا کردن

بیدار شدن

Ex:

والدین اغلب هنگام بیدار شدن در صبح از فرزندان خود سرکشی می‌کنند.

to wake up [فعل]
اجرا کردن

بیدار شدن

Ex: They usually wake up at 7 o'clock on weekdays .

آن‌ها معمولاً در روزهای هفته ساعت 7 بیدار می‌شوند.

to stay up [فعل]
اجرا کردن

بیدار ماندن

Ex:

بازیکنان بیدار ماندند و بازی ویدیویی مورد علاقه خود را بازی کردند، غرق در دنیای جذاب آن شدند.

to rouse [فعل]
اجرا کردن

بیدار کردن

Ex: A sudden touch on the shoulder can effectively rouse someone who is napping .

یک لمس ناگهانی روی شانه می‌تواند به طور موثری کسی را که چرت می‌زند بیدار کند.

to get up [فعل]
اجرا کردن

بلند شدن (از رختخواب)

Ex: Every morning , she gets up early to meditate and prepare for the day .

هر صبح، او زود بلند می‌شود تا مدیتیشن کند و برای روز آماده شود.

to sleep [فعل]
اجرا کردن

خوابیدن

Ex:

من معمولاً به پهلو می‌خوابم، اما بعضی افراد ترجیح می‌دهند به پشت بخوابند.

to nap [فعل]
اجرا کردن

چرت زدن

Ex: During the weekend , she often naps to catch up on sleep .

در طول آخر هفته، او اغلب چرت می‌زند تا خوابش را جبران کند.

to slumber [فعل]
اجرا کردن

خوابیدن (با آرامش)

Ex: It took a while for the baby to slumber after being gently rocked in the cradle .

کمی طول کشید تا نوزاد پس از تکان دادن آرام در گهواره به خواب برود.

to doze [فعل]
اجرا کردن

چرت زدن

Ex:

صدای ریتمیک باران می‌تواند فضای مناسبی برای چرت زدن ایجاد کند.

to snooze [فعل]
اجرا کردن

چرت زدن

Ex: During the flight , passengers often try to snooze to alleviate jet lag .

در طول پرواز، مسافران اغلب سعی می‌کنند چرت بزنند تا از شدت جت لگ بکاهند.

to catnap [فعل]
اجرا کردن

چرت زدن

Ex: Before the meeting , he found a quiet corner to catnap and recharge .

قبل از جلسه، او یک گوشه آرام پیدا کرد تا چرت بزند و انرژی بگیرد.

to drowse [فعل]
اجرا کردن

در خواب سبک بودن

Ex: In the quiet library , it 's easy to drowse with a book in hand .

در کتابخانه ساکت، چرت زدن با کتاب در دست آسان است.

to kip [فعل]
اجرا کردن

چرت زدن

Ex: She would often kip on the train during her daily commute .

او اغلب در قطار در طول سفر روزانه‌اش کیپ می‌زد.

اجرا کردن

به خوابیدن ادامه دادن

Ex: The baby managed to sleep through the dog barking by having a soothing lullaby playing in the room .

نوزاد توانست با پخش کردن لالایی آرام‌بخش در اتاق، خوابیدن در حین پارس کردن سگ را مدیریت کند.

to drop off [فعل]
اجرا کردن

به‌خواب رفتن

Ex: The monotonous lecture caused some students to drop off in the middle of the class .

سخنرانی یکنواخت باعث شد برخی از دانش‌آموزان در وسط کلاس به خواب بروند.