مشارکت کردن
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به گردهمایی اشاره دارند مانند "دوباره جمع شدن"، "حضور یافتن" و "با هم آمدن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مشارکت کردن
گروه بندی کردن
از شرکتکنندگان خواسته شد تا بر اساس علایق مشترک خود گروهبندی شوند.
متحد ماندن
بیایید در این زمان سخت با هم بمانیم.
جمع شدن
عصرگاه، تماشاگران برای کنسرت به استادیوم جمع خواهند شد.
دور هم جمع شدن
پس از بازی، هواداران در خارج از استادیوم جمع میشوند تا با بازیکنان ملاقات کنند.
تشکیل جلسه دادن
کمیته برای بررسی پیشنهادهای ارائه شده توسط تیم تشکیل جلسه خواهد داد.
گرد هم آمدن
انتظار میرود معترضان در میدان شهر جمع شوند تا نگرانیهای خود را بیان کنند.
گرد هم آمدن
کنفرانس فرصتی را برای متخصصان فراهم کرد تا دور هم جمع شوند و ایدهها را تبادل کنند.
تجمع کردن
کارمندان در کافه تریا برای اعلامیه سراسری شرکت جمع خواهند شد.
جمع کردن
او دوستانش را جمع کرد تا برای دیدار آینده برنامهریزی کنند.
هجوم آوردن
خریداران در طول حراجیهای تعطیلات به ازدحام در مرکز خرید پرداختند.
باعث آشتی دو نفر شدن
مداخله میانجی جمع کرد همسایگان disputing را با هم، کمک به آنها برای پیدا کردن یک مصالحه.
گرد آوردن
بیایید جمعآوری کنیم اسناد لازم برای جلسه را.
*به صورت گله حرکت کردن
پشهها نزدیک دریاچه جمع شدند در حالی که خورشید غروب میکرد.
جمع شدن
کارمندان در اتاق کنفرانس جمع شدند تا ایدهها را طوفان فکری کنند.
دوباره به هم پیوستن
پس از سالها جدایی، دوستان در گردهمایی دبیرستانشان دوباره به هم پیوستند.
ملاقات کردن
زوجها اغلب برنامهریزی میکنند که در یک مکان رمانتیک برای شب قرار ملاقات کنند.
ملحق شدن
در طول استراحت ناهار، مری تصمیم گرفت به گروه در کافهتری ملحق شود.
دوباره پیوستن
همانطور که مسافران شهرهای مختلف را کاوش میکردند، برنامه داشتند در نقطه ملاقات مرکزی دوباره به هم بپیوندند.
شرکت کردن
در گردهمایی خانوادگی، ضروری است که همه به اندازه کافی احساس راحتی کنند تا شرکت کنند.
همکاری کردن
در ورزشها، بازیکنان اغلب به صورت استراتژیک تیم تشکیل میدهند تا عملکرد کلی را بهبود بخشند.
ثبتنام کردن
پس از تصمیم به تغییر شغل، او به سرعت در یک برنامه توسعه حرفهای ثبت نام کرد.
شرکت کردن
اعضای جامعه برای حضور در جلسه شهرداری دعوت شدند.